<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آرشیو زندگینامه بازیکنان فوتبال</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/</link>
<description>به این وبلاگ خوش آمدید و امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 31 Aug 2009 11:40:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;link rel=&quot;File-List&quot; href=&quot;file:///C:\Users\ali\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; /&gt;&lt;link rel=&quot;themeData&quot; href=&quot;file:///C:\Users\ali\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; /&gt;&lt;link rel=&quot;colorSchemeMapping&quot; href=&quot;file:///C:\Users\ali\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_colorschememapping.xml&quot; /&gt; 

بیایید ایران مجازی را آباد کنیم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

اول
چند تا توضیح بدم اول اینکه باید کار پیدا کنی و هر روز کار کنی برای این کار باید
بری تو منوی بالای صفحه و گزینه market
رو بزنی بعد گزینه jobmarket
رو بزن بعد که صفحه باز شد سه تا گزینه میاد (بالای صفحه سمت چپ) اولی از سمت چپ
رو بزن که نوع کارت رو نشان میده بعد چهار تا گزینه باز میشه که اولی همه کاره
وسطی کار تو معادن (که پیشنهاد میکنم تو این قسمت کار کنی چون پولش بیشتره)سمت
راستیه ساختمان سازی پایینیه هم تولیدی بعد که انتخاب کردی (بر میگردیم به اون سه
تا گزینه) گزینه وسطی(اسکیل) رو بزن بعد چون تو تازه کاری باید گزینه 0.99-0 رو
بزنی(بعد از هر دفعه که کار کنی اسکیلت میره بالا بعد از اون کار استعفا میدی میری
تو اسکیل بالا تر کار می کنی در ضمن باید بگم تا سه روز نمی تونی استعفا بدی) بعد
بر می گردیم به اون سه گزینه گزینه سوم که ستاره هاست رو کار نداشته باش بعد لیست
شرکت هایی که پیشنهاد کار دادن رو میبینی شرکت هایی که حقوق بیشتری دارند بالاترند
البته سعی کن که تو کارخونه ستاره یک کار کن چون هر دفعه که کار کنی یه ولنس ازت
کم میشه ولی اگه تو کارخانه ستاره دو کار کنی دو تا ولنس ازت کم میشه که باسه تو
بده به همین ترتیب سه ستاره سه تا ولنس کم میشه ..... بعد که کارتو انتخاب کردی
برای کار کردن میری تو myplace و
گزینه company رو میزنی بعد یه صفحه باز میشه بعد
گزینه work رو میزنی بعد یه صفحه بازمیشه اون جا
اطلاعات رو میزنه که کار کردی  چقدر اسکیلت
رفته بالا چقدر از ولنست کم شده و..... بعد back to company  رو میزنی بعد اون بالا مینویسه
شما یه روز کار کردید اگه تا سی روز پشت سر هم کار کنی مدال کارمند سختکوش رو
میگیری بعد 5 تا طلا میزنی تو رگ .

دومین
کاری که هر روز باید بکنی اینه که تمرین نظامی بکنی تا قدرتت بره بالا برای این
کار میری تو myplace
بعد گزینه army
رو میزنی بعد که صفحه باز شد گزینه train
رو میزنی تمرین انجام میشه اینم بگم که اگه قدرت نظامیت بشه 5 دوباره یه مدال سرباز
ممتاز رو میگیریو 5 تا طلا میزنی تو رگ.

سومین
کاری که باید بکنی اینه که غذا بخری برای این کار میری تو  markey
بعد گزینه اولین گزینه رو میزنی بع یه صفحه باز میشه که سه تا گزینه داره که تو
فقط به اولیش سمت چپیه کار داشته باش بعد اونو میزنی گرینه food رو میزنی بعد غذا ها میان غذای یه
ستاره  یه ولنس اضافه میکنه دو ستاره دو تا
ولنس ...به همین ترتیب.

تا موقعی
که لولت بشه 5 کارت فقط همینه.

اگه
سوال دیگه ای داشتی زنگ بزن. 

در ضمن لولت بشه 6 ، 5 تا طلا میگیری و یه چیز دیگه تو منوی
بالای صفحه اخری سمت راست رو بزن بعد گزینه news رو بزن تا روزنامه ها رو بخونی  برای آموزشت خوبه.www.erepublik.com/en&lt;/p&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:TrackMoves/&gt;
  &lt;w:TrackFormatting/&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:DoNotPromoteQF/&gt;
  &lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
  &lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
  &lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
   &lt;w:SplitPgBreakAndParaMark/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignCellWithSp/&gt;
   &lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignInTxbx/&gt;
   &lt;w:Word11KerningPairs/&gt;
   &lt;w:CachedColBalance/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
  &lt;m:mathPr&gt;
   &lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBinSub m:val=&quot;--&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 11:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه وینگادا</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>ادواردو مانوئل مارتينيو وينگادا (Eduardo Manuel Martinho Vingada) سي مارس1953 در پرتغال به دنيا آمد&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img border=&quot;1&quot; style=&quot;border: 1px solid rgb(255, 255, 255);&quot; src=&quot;http://www.iranhall.com/sport/upload/121029-2009-3-8-11-28-37.gif&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;او
ملقب به نلو وينگادا (Nelo Vingada) است و اصليت برزيلي دارد. وينگادا در
سال‌هاي 1989 تا 1991 دستيار كارلوس كوئيرش در تيم‌‌ملي فوتبال زير 20‌
ساله‌هاي پرتغال بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وينگادا سال‌هاي 1996 و 1997 سرمربي تيم ملي
عربستان بود و با اين تيم در سال 1996 قهرمان جام‌ملت‌هاي آسيا در امارات
شد، كه اين قهرماني يكي از افتخارات او در سمت مربيگري محسوب مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي
از معدود مربياني است كه به مدت طولاني و تا انتخابي جام جهاني 1998 در
فوتبال عربستان حضور داشت و به علت عدم اجازه به دخالت‌هاي شاهزادگان
سعودي علي رغم صعود به جام جهاني 1998 از اين تيم كنار گذاشته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي
از سال 1999 تا 2003 سرمربي تيم سي. اس. ماريتيمو پرتغال بود و پس از آن
در فصل 2004- 2003 نيز سرمربيگري تيم الزمالك مصر را برعهده گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين مربي پرتغالي در فصل 2005- 2004 در تيم آكادميكا كويمبرا مربيگري كرد و سپس تا سال 2007 نيز سرمربي تيم‌ملي المپيك مصر شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وينگادا در سال 2007 مدتي سرمربيگري تيم الوداد مراكش بود كه پس از 6 هفته از سمت خود استعفا داد و سرمربي تيم‌ملي اردن شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي
پس از حضوري 16 ماهه در تيم‌ملي اردن به علت كسب نتايج ضعيف با اين تيم،
از سمت خود بركنار شد. قرارداد وينگادا با تيم‌ملي اردن 16 ماهه بود و او
به ‌خاطر انجام دو بازي با تيم‌هاي سنگاپور و كره‌جنوبي، يك‌ماه قراردادش
را تمديد كرد.&lt;/p&gt;
	
	
		&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;p class=&quot;shownewstitle&quot;&gt;
	منبع خبر :&lt;span lang=&quot;en-us&quot;&gt; &lt;/span&gt;همشهري - 
	&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=79581&quot; class=&quot;headermenu1&quot;&gt;
	http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=79581&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 05 May 2009 17:04:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخچه باشگاه استقلال</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;div class=&quot;content-wrapper&quot;&gt;در چهارم مهر
ماه 1324 چند جوان نظامی علاقمند به ورزش دوچرخه سواری ، بنامهای «
میرزائی، نواب و جانان پور » در خیابان فردوسی تهران اقدام به تأسیس یک
باشگاه ورزشی نمودند و به دلیل اینکه اعضای این باشگاه همگی دوچرخه سوار
بودند، نام آن را باشگاه «دوچرخه سواران» نهادند. اولین اعضای این باشگاه
در بدو تأسیس عبارت بودند از: جانان پور، خاکزاد، گیتی، گریش، کلانی،
مهدیون، حسینی،میرزائی و خشایار. &lt;br /&gt;رفته رفته دوچرخه سواران در سایر
رشته های ورزشی نیز از قبیل والیبال، بسکتبال،پینگ پونگ، وزنه برداری،
کشتی، شنا، فوتبال، و .... تصمیم به فعالیت گرفت. در این زمان تیم فوتبال
« تور » که توسط مرحوم علی دانائی فرد تشکیل شده بود، توانست در یک رقابت،
تیم فدرتمند کارگران آبادان را شکست دهد. بنابراین مورد توجه ویژه باشگاه
دوچرخه سواران قرار گرفت. مسئولان وقت این باشگاه با مؤسس تیم تور به
توافق رسیدند تا از آن پس این تیم با نام تیم فوتبال دوچرخه سواران در
مسابقات شرکت نماید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از یک سازمان دهی نسبی در باشگاه، «
پرویزعموقلی، گرائیلی، دانایی فرد و سیدآقاجلالی » به عنوان هیئت مدیره
انتخاب شدند. بنابر این تیم فوتبال دوچرخه سواران در سال 1325 اولین حضور
رسمی خود را در مسابقات باشگاهی با کسب دو عنوان نایب قهرمانی مسابقات
باشگاه های تهران و نایب قهرنانی جام خذفی تهران با موفقیت به پایان
رسانید و سال 1326 نخستین سال صدرنشینی این تیم با قهرمانی در مسابقات جام
حذفی تهران بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولین دیدار رسمی باشگاه دوچرخه سواران در
پانزدهم اسفندماه 1328 در مقابل تیم شاهین با حضور 2000 تماشاگر در
ورزشگاه امجدیه « شهید شیرودی فعلی » برگزار گردید که طی آن اولین گل
تاریخ فوتبال این تیم توسط بیوک جدی کار از نقطه کرنر به درون دروازه
شاهین ارسال شد و این تیم با نتیجه یک بر صفر مقابل شاهین نخستین پیروزی
خود را جشن گرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این باشگاه در سال 1328 نام خود را تغییر داده
و عنوان « تاج » را برگزید و در همین سال مقام قهرمانی باشگاه های تهران
را نیز کسب کرد. از آن به بعد « تیم فوتبال تاج » به دلیل حضور تعدادی از
نظامیان در ترکیب آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. و از آنجا که مرحوم
علی دانایی فرد، پایه گزار فوتبال این باشگاه، به رده های پایه ای توجه
ویژه ای داشتند،تیم تاج بر آن شد تا اقدام به تأسیس شعبه هایی در سراسر
کشور نماید و تیم های « تورج » « افسر »، « دیهیم »، « کورش » و « اتم »
را در رده های سنی پائین بنابر تصمیم اتخاذ شده تأسیس نمود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفته
رفته این باشگاه به عنوان یکی از مطرح ترین تیمهای فوتبال کشور بدل گشت و
بازیکنانی از قبیل « بیوک جدی کار، پرویز کوزه کنانی، برادران بیاتی، عارف
قلی زاده، و.... » از این تیم ظهور کرده و به اوج شهرت در فوتبال دست
یافتند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باشگاه تاج به عنوان میزبان نهایی سومین دوره جام باشگاه
های آسیا در سال 1349 ، رقیبان حرفه ای خود را به تهران دعوت کرد و در
پایان با غلبه بر نماینده اسرائیل، قهرمانی این دوره از جام را در خانه
جشن گرفت که برخی از بازیکنان این دوره عبارت بودند از: « طالبی، کاروحق
وردیان، ناصر حجازی، اکبر کارگر جم، غلامحسین مظلومی، مهدی حاج محمد،
علیرضا حاج قاسم، منصور پورحیدری، نصرالله عبداللهی و .... ». &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با
پیروزی انقلاب، تیم تاج به « استقلال » تغییر نام داد و همچنان پر قدرت و
درخشان در میدان های سبز مسابقات ظاهر گردید و در سال 1370 بار دیگر عنوان
قهرمانی خود را در جام باشگاه های آسیا تکرار نمود. افتخار آفرینان این
دوره نیز افرادی چون : « شاهرخ بیانی، شاهین بیانی، مجید نامجومطلق،
عبدالعلی چنگیز، مهدی فنونی زاده، امیر قلعه نوعی، عباس سرخاب، حمید
بابازاده و .... » بودند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون تیم استقلال به عنوان یکی از پرافتخارترین باشگاههای آسیا و پر افتخارترین تیم ایران شناخته میشود.&lt;/div&gt;


</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 16:10:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه فابیو کاناوارو</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.wldcup.com/pictures/wsn/0611/pic65403.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;كاناوارو كاپيتان تيم ملي ايتاليا توانست به جام طلايي جهاني 2006 بوسه بزند و افتخار آن را نصيب خود و كشورش كند.&lt;br /&gt;علاوه
بر اين فدراسيون بين‌المللي فوتبال(فيفا) اسامي 23 بازيكن منتخب هجدهمين
دوره رقابتهاي جام جهاني 2006 آلمان را اعلام كرد كه نام فابيو كاناوارو
در ميان مدافعان به چشم مي‌خورد.در واقع فابيو كاناوارو كاپيتان ايتاليا
در برتري كشورش در جام جهاني 2006 نقش بسياري داشت. او در پايان آخرين
بازي با فرانسه اظهار داشت: احساس خوبي دارم. آخرين شبي كه در ايتاليا
بوديم و مي‌خواستيم به آلمان برويم، پسرم از من خواست تا در رختخوابم
بخوابد، اما به او گفتم كه تخت و جام جهاني را به زودي با همديگر به او
خواهم داد و همين اتفاق هم افتاد و من به قول خود عمل كردم.&lt;br /&gt;ايتاليا
مدتها به دنبال اين جام بود. كاناوارو مي‌گويد: (كمي نگران بودم اما به
هم‌تيمي‌هايم ايمان داشتم. آنها انگيزه زيادي براي پيروزي داشتند و بسيار
خونسرد عمل مي‌كردند و يكي از كساني كه به آنها قوت قلب مي‌داد من بودم و
هر چه بيشتر پيش مي‌رفتيم بيشتر به قدرتمان پي مي‌برديم و سرانجام به
نتيجه رسيديم.) آنچه در ادامه مي‌خوانيد گذري به زندگي كاپيتان
لاجوردي‌پوشان است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متولد جنوب ايتاليا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فابيو در 13
سپتامبر 1973 در شهر ناپل در جنوب ايتاليا چشم به جهان گشود. از همان
دوران كودكي بسيار لاغر و قد كوتاه بود و در ميان دوستان و هم‌بازي‌هايش
از چشم‌ها ناپديد مي‌‌شد. او بازي فوتبال را از سه سالگي در حياط خانه‌اش
آغاز كرد و علاقه زيادي به فوتبال داشت .كم‌كم به كوچه و خيابان پا گذاشت
و تيم كودكان فوتباليست را در خيابان نزديك خانه‌اش تشكيل داد. فابيو از
همان طفوليت حس بزرگي و كنترل بر ديگران را داشت. بچه‌ها و هم‌بازي‌هايش
را دسته‌بندي مي‌‌كرد و با تيم‌هاي ديگر در كوچه و خيابان به بازي
مي‌پرداخت. مادرش ليزا هميشه نگران سلامت فرزندش بود و به او مي‌گفت: ( تو
با اين جثه لاغر و نحيف چطور قدرت داري كه از صبح تا شب در سرما و گرما
بازي كني؟ مريض مي‌شوي. تو بايد در خانه به استراحت بپردازي.) اما فابيو
مادرش را متقاعد مي‌كرد كه مراقب سلامتي‌اش است. به اين ترتيب دوران كودكي
فابيو سپري شد و او به مدرسه رفت. در مدرسه نيز در تيم فوتبال نونهالان
ثبت‌نام كرد و پس از تعطيل شدن، در حياط مدرسه به تمرين فوتبال مي‌پرداخت
و دير وقت به خانه باز مي‌گشت و مورد شماتت خانواده‌اش قرار مي‌گرفت.
بارها به دليل بازي فوتبال تكاليف مدرسه‌اش را انجام نداد و از سوي معلمش
تنبيه شد. گويا فوتبال در خون و رگش جريان داشت و نمي‌توانست آن را كنار
بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديپلم با مكافات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر ترتيبي كه بود دوران دبستان
را به پايان رساند و وارد دبيرستان شد. او با پول توجيبي‌هايش توانست در
باشگاه فوتبال نوجوانان ثبت‌نام كند و هر روز پس از اتمام مدرسه به آنجا
برود. در ضمن براي اينكه بدني قوي داشته باشد به كلاس‌هاي بدنسازي نيز
مي‌رفت. فابيو با نمرات متوسط و با مكافات ديپلمش را گرفت و پس از ديپلم
به طور جدي وارد عرصه فوتبال شد. البته ناگفته نماند كه فابيو پسري دقيق و
هوشيار بود و هميشه همه نظرات مربيان و تجربيات خود را در دفتري يادداشت
مي‌كرد، كه اكنون قصد دارد نوشته‌هاي مكتوب دفتر يادداشتش را به چاپ
برساند. كم‌كم به تيم ملي جوانان ناپل راه يافت و استعدادش را در زمينه
فوتبال به همه‌ نشان داد. مربيان به او پيشنهاد دادند كه به خاطر قد و
قواره‌اش در پست مدافع به تمرين بپردازد. فابيو در كنار آلساندرو نستا يكي
از بهترين مدافعان به تمرين پرداخت و نكات مفيدي را از او آموخت و طبق
عادتش هر شب كه به خانه بازمي‌گشت همه گفته‌هاي نستا را يادداشت مي‌كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فابيو جهاني مي‌شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://graphics8.nytimes.com/images/2006/07/09/sports/10soccer_pageone.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;فابيو
در سه جام جهاني 1998، 2002 و 2006 همراه تيم ملي ايتاليا بود. اولين بازي
ملي او در برابر ايرلند شمالي در سال 97 بود كه تنها گل ملي او هم در همان
بازي به ثمر رسيد.فابيو با بازي در فينال جام جهاني 2006 در صدمين بازي
ملي خود شركت كرد و به جمع باشگاه صدتايي‌ها پيوست.&lt;br /&gt;او در پايان
بازي‌هاي جام جهاني 2006 نه تنها پيروزي كشورش را جشن گرفت بلكه با بالا
بردن جام قهرماني، صدمين بازي ملي خود را رويايي كرد.برادر كوچكترش پائولو
كاناوارو نيز مانند وي مدافع است و براي باشگاه ناپولي بازي مي‌كند. اين
دو برادر به طور همزمان از سالهاي 2000 تا 2002 در پارما قدرت‌نمايي
مي‌كردند.فابيو با قدي حدود 176 سانتي‌متر در سالهاي 1990 تا 2000 بهترين
مدافع باشگاه ناپولي بود و سپس وارد پارما شد. او فعاليتش را از سال 2002
در اينترميلان آغاز كرد و سپس در سال 2004 به يوونتوس پيوست.او با يوونتوس
به افتخارات زيادي رسيد و طرفداران زيادي پيدا و عنوان بهترين مدافع را در
يوونتوس از آن خود كرد.فابيو با حضورش در جام جهاني 2006، هم قوت قلب هم
تيمي‌هايش بود و هم آن‌ها را رهبري و هدايت مي‌كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از پايان بازي‌هاي جام جهاني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باشگاه
رئال مادريد به كاناوارو پيشنهاد همكاري داد و به اين ترتيب امرسون هافبك
برزيلي و فابيو كاناوارو مدافع مياني يوونتوس را به خدمت گرفت. مبلغ اين
دو انتقال 25 ميليون يورو اعلام شد. رييس رئال مادريد از اينكه توانسته
فابيو را به اين باشگاه بياورد بسيار خرسند و راضي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ازدواج فابيو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نام
همسر فابيو، دانيلاست. آنها صاحب دو پسر به نام‌هاي كريستين و آندريا و يك
دختر به نام مارتينا هستند. او از زندگي مشترك خود رضايت دارد. همسرش
دانيلا درباره فابيو مي‌گويد: او به دليل مشغله كاري طي روز مدت كوتاهي را
در كنار ما مي‌گذراند و بيشتر اوقات براي تمرين و مسابقه ماه‌ها به شهرها
و كشورهاي مختلف مي‌رود و از ما دور است اما او، هم همسر خوب و
وظيفه‌شناسي است و هم پدر مهرباني براي فرزندانش. در جام جهاني 2006 نيز
ما به همراه وي به آلمان سفر كرديم. او اظهار داشت كه وجود ما در كنار
خودش سبب افزايش اعتماد به نفس براي وي مي‌شود. به هر صورت من از موفقيت
او خوشحالم و فرزندانم احساس غرور مي‌كنند. البته پسرهايمان سه ساله هستند
و دخترمان دو سال دارد و هنوز به خوبي نمي‌توانند موقعيت‌ اجتماعي پدرشان
را درك كنند اما باز هم در همان عوالم كودكي به پدر خود افتخار مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتگو با نيويورك تايمز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از بازي‌هاي جام‌جهاني او به همراه خانواده براي استراحت به نيويورك رفت و در آنجا روزنامه نيويورك تايمز با او به گفتگو نشست.&lt;br /&gt;فابيو:
اين دومين باري بود كه من آنجا بودم. شهر مجلل و باشكوهي است. من از سرعت
كارها در اين شهر تحت تاثير قرار گرفتم. هر كسي در اين شهر با سرعت 3000
كيلومتر در ساعت حركت مي‌كند.&lt;br /&gt;_ آيا از رفتن به رئال مادريد خوشحال هستيد؟&lt;br /&gt;فابيو:
در ابتدا كه در اينتر بودم متاسفانه با فصلي ناموفق رو به رو شدم اما وقتي
به يوونتوس منتقل شدم، يووه از من خواست تا اين باشگاه را به اوج برسانم.
همچنين به من كمك كرد تا به بالاترين سطح فردي دست يابم و به من اجازه داد
تا به سطحي برسم كه مي‌توانم باشم. حال مي‌خواهم به عنوان كاپيتان تيم
قهرمان جهان در پر افتخارترين تيم اروپا باشم.&lt;br /&gt;_ نظرتان درباره تيم ملي ايتاليا در جام جهاني 2006 چه بود؟&lt;br /&gt;فابيو:
پيروزي در ضربه‌هاي پنالتي براي ايتاليا تابو بود . من مي‌دانستم كه
ايتاليا پيروز خواهد شد زيرا روحيه خوبي داشتيم و تحت تعليم دقيق و منظمي
قرار مي‌گرفتيم. بچه‌هاي تيم با روحيه شاد و اعتماد به نفس بالاي خود
توانستند به آنچه كه لياقت داشتند دست يابند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كوتاه از زندگي او&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;_
او علاقه زيادي به مطالعه كتب تاريخي دارد. همچنين همه خاطرات خود را
مي‌نويسد و مي‌خواهد در آينده كتاب خاطرات و تجربيات خود را به چاپ برساند.&lt;br /&gt;_ برادرانش پائولو و رناتا نيز در عرصه فوتبال ايتاليا قدرتمند هستند. آنها در پارما بازي مي‌كنند.&lt;br /&gt;_ شماره پيراهن او در تيم ملي ايتاليا پنج است و در باشگاه‌ يوونتوس شماره 28 را به تن مي‌كرد.&lt;br /&gt;_ در جام جهاني 2006، ششمين بازيكن برتر اين جام شناخته شد.&lt;br /&gt;_ به موسيقي علاقمند است و مانند همه ايتاليايي‌ها غذاي مورد علاقه‌اش پيتزا و اسپاگتي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://fwn.ilamianboys.irمنبع&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 11:11:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد ادگار داویدز به درخواست دوستان</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>تولد ادگار داویدز به میلادی 13 مارچ 1973 و به شمسی 22 مهر 1351 است.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2008 13:59:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه پله</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>پله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متولد: 23 اكتبر 1940، ترس كوراكواز، برزيل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازيهاي ملي: 92 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گل هاي بين المللي: 77 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تيم ها: سانتوز، نيويورك كاسموس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افتخارات تيمي: جام جهاني 1958، 1962، 1970 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قهرمانان كلوپ جهاني: 1962، 1963 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قهرمان ايالت ساوپولو: 1956، 1958، 1940، 1941، 1942، 1944، 1956، 1967، 1968 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افتخارات شخصي: مرد سال فوتبال آمريكاي جنوبي در سال 1973 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«
همانطور كه بتهون براي موسيقي متولد شد، من براي فوتبال به دنيا آمدم»
جملاتي با شكوه و مبتكرانه مگر زماني كه در مورد نابغه فوتبال برزيل، پله،
مطرح شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك خبر، با چهار بار قهرماني جام جهاني، ربته اول، 283 گل درجه يك، كه 12 تاي آن را در فينال مسابقات جام جهاني زد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي
از اعضاي بازيكنان جادويي برزيل كه بزرگترين جوايز سالهاي 1958، 1962 و
1970 را به خود اختصاص داد. ولي همانطور كه مجموعه اي از نت هاي درهم و
برهم يك سمفوني را براي بتهون نمي ساختند، آمار هم نمي توند عظمت بازي اين
نوابغ را به معرض نمايش گذارد، مهارتهاي زيبا، سرعت حيرت آور،‌قدرت كنترل
توپ و در آخر لباس هاي زرد و آبي معروفشان در بين اين همه ستاره، پله
بهترين بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بايد بي انعطاف پذير، چابك و قوي به نظر مي رسيد
قادر بود با توپ هر كاري كه مي خواهد بكند. به راحتي از عوامل دفاعي مي
گذشت و هر بار كه موقيتي پيش مي آمد همه منتظر عملياتي خيره كننده از او
بودند و برزيل فوتبالي پر ماجرا را ارائه مي كرد، همواره درحمله بود همه
چشمها خيره به نتيجه مسابقه هيچ كس نمي تواندصداهاي تشويق تماشاگران به
هيجان آمده را فراموش كند: « برا – زيل ش ش ش ، برا – زيل ش ش ش » اين نوع
تشويق اولين بار در شيلي در بازيهاي جام جهاني 1962 به گوش رسيد و
طرفداران انگليسي برزيل نيز به تقليد آن پرداختند. ابتدا نام بازيگران
بلند گفته مي شود كه با انفجار از صداي دست زدن تماشاچيان و به دنبال آن
آواي: ايي – يه ادو (ee- ay-adeo) تمامي ورزشگاه را فرا مي گرفت . بعد از
سه دهه ممكن است اين آوازها دستخوش تغييرات شده باشند ولي اين فوتبال
برزيلي پله بود كه به جهانيان نايان مي شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پله در يك محله فقير
نشين «ترزكوآكوز» (Tres coracoes) در سال 1940 بدنيا آمد. پدرش كه به
دوندينو معروف بود يك فوتباليست بود ولي به شهرت پسرش دست نيافت. پله از
زماني كه ياد گرفت به توپ ضربه بزند عاشق فوتبال بود ولي مادرش از اين
علاقه زياد راضي نبود زيرا شوهرش از مسابقات پول كمي براي خانه مي آورد و
مادر پله به دنبال راه بهتري براي سرنوشت پسرش بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهارت زودرس
پله خيلي زود مورد توجه دي بريتو (debrito) يكي از اعضاي تيم ملي برزيل
قرار گرفت و او مهارتهاي لازم را به پله آموخت در سال 1954 در 14 سالگي به
عضويت باشگاه قهرمانان جوانان «باورو» (bauro) در «ساوپولو» درآمد. در 16
سالگي عليرغم جراحت زانو كه مي رفت تا مشكلاتي را در زندگي حرفه اي ايجاد
كند، پله به «سنتوز» رفت و تا پايان سال 1974 در آنجا ماند. پله و سانتوز
با هم افسانه شده بودند در اروپا سفر مي كردند و بازيهاي دوستانهاي را پشت
سر مي گذاشتند اما در سال 1972 پله دوباره به باشگاه معروف خود بازگشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جام
جهاني 1958 در سوئد بود كه عرصه را براي نشان دادن نبوغ پله باز كرد. او
17 ساله بود و يك سال پيش برنده اولين جام دوران ورزشي اش شده بود. اما با
جراحت به سوئد آورده شد آخرين بازي گروه كه بين برزيل و روسيه در گوتنبرگ
انجام شد اجازه بازي پيدا نكرد. برزيل اين بازي را 2-0 برد و با پاس گلي
كه براي واوا آماده كرد نويد تولد يك قهرمان را داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مرحله 4. 1 نهايي برزيل در مقابل ولز بازي مي كرد. برزيل در اين بازي 1-0 پيروز شد و پله زننده تك گل بازي بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين اولين گل ملي پله در جام جهاني بود و در پايان بازي هاي فينال پله 6 امتيازي شده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3
حرت عالي او در مقابل فرانسه در بازيهاي 2. 1 نهايي با دو گلي كه در بازي
فينال به سوئد زد تكميل شد. يكي از گلهاي او توسط كارشناس و نويسنده
فوتبال «برايان گرانويل» در كتابش به نام داستان جام جهاني «تلاش نفس بر»
نام گرفت: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنان نويسنده :] در منطقه پلانتي توپ بلندي را با ران
پايش مهار كرد و به سرش رساند و با چرخشي آن را از سوسون گذراند[. پله همه
گل ها را ساخته بود و باعث شكست 5-2 سوئد در مقابل ديدگان هموطنان خود و
در مهين خودشان شده بود. برزيل براي اولين بار قهرمان جام جهاني شده بود و
قهرمان جوان ما مي رفت كه در راه شهرت و ترقي بين المللي خود گام بردارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در
سال 1962 برزيل پادشاه بي شك فوتبال و پله قهرمان بازيكن جهاني بود او
تنها 21 سال داشت و به نظر مي رسد كه بازيهاي فينال شيلي به محبوبيت پله
خدشه وارد كند!!! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولين بازي آنها در برابر مكزيك بود. برزيل اين
بازي را 2-0 برد و پله با گل درخشان خود كه پس از رد كردن 4 بازيكن خط
دفاعي آن را به ثمر رساند دوباره درخشيد ولي در بازي بعدي با نتيجه 0-0 در
مقابل چك و اسلواكي پله دچار كشيدگي و پارگي عضلات شد و از بازيهاي بعدي
كناره گرفت. برزيل در اين مسابقات براي دومين بار قهرمان شد و در فينال چك
اسلواكي را 3-1 شكست داد. ولي اگر سال 1962 براي پله سال خوبي نبود سال
1964 بدتر بود چه براي پله و چه براي تيم كشورش . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال افتخار و
پيروزي تيم انگليس، سالي كه برزيل كاپ را بعد از 12 سال واگذار كرد و بعد
تيم برزيل در اولين مرحله دوره بازيها جام جهاني را ترك گفت. اين درست
وقتي بود كه پله توسط بازيكنان پرتقال ضربه خورده بود. برزيل در اين سال
فقط 3 بازي داشت كه هر سه در «ورزشگاه گوديسون پارك باشگاه اورتون» انجام
شد. آنها با يك نتيجه قابل قبولي 0-2 بلغارستان را شكست دادند كه يكي از
گلها را په از روي يك ضربه آزاد به ثمر رساند. در بازي دوم كه پله مجروح
شد تيم برزيل 1-3 مغلوب تيم لهستان شد. پله دربازي تهاجمي با پرتغال
حضورداشت ولي به زودي معلوم شد كه هنوز سلا متي كامل خود را باز نيافته
است. مربي تيم بعد از شكست باور نكردني در مقابل لهستان هدف تغيير در
وضعيت تيم ايجاد كرده بود كه در اين بازي هيچ تفاوتي ايجاد نكرد. عليرغم
جراحتهاي زياد به پله با وضع نامناسبي كه داشت از طرف داور انگليسي، جورج
مك كيب، (George Mc cobe) اجازه بازي در زمين داده شد و پرتقال 3 بر 1
برزيل راشكست داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پله عهد كرد كه ديگر در هيچ جام جهاني ظاهر
نشود ولي در سال 1970 او نظر خود را عوض كرد. اينبار بازي ها در مكزيك
سوزان برگزار مي شد و برزيل يكي از بهترين و مقاومترين تيم هاي حاضر بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پله
كه در آن سالها يك مرد 29 ساله بود، بازيكن كار كشته اي شده بود كه اينبار
به همراه بزرگاني چون دي ولينو، توستائو و جيرزينو يك تيم تهاجمي را ساخته
بودند. در اولين بازي در برابر چك و اسلواكي به نتيجه 4 بر 1 دست يافتند.
گل اول توسط ري ولينودريك ضربه آزاد و دومي توسط پله زده شد و دوتاي آخر
را جيوزينو به ثمر رساند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازي بعد در مقابل انگلستان بود و چه
بازي هيجان آوري بود بسياري از كارشناسان به تيم انگلستان به خاطر پيروزي
سال 1966 بسيار با احترام مي نگريستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلن مولري (Alan Mullery)
به عنوان بازيگر كنترل كننده پله گماشته شده بود تا به نوعي جلوي بازي
هنرمندانه اش را بگيرد ولي آيا مي توان يك نابغه را كنترل كرد. دو دقيقه
دهم، پله نه تنها از او بلكه از خط دفاع تيم انگليس هم گذشته بود تا توپ
را به جيزنيو برساند. اين توپ چيزي كمتر از يك گل نداشت و درست در هنگامي
كه توپ وارد دروازه لي شد توپ با ضربه دست، گوردون بانلكس مهار شد. پله در
مقابل ميليون ها نيز به مقام «وزير ورزش برزيل» دست يافت و هنوز بعد از
گذشت سالها او چنان عظمتي دارد كه هر بار نام تيم برزيل مطرح مي شود اولين
نامي كه بر لبها جاري مي شود« پله » است....يكه و تنها.
</description>
<pubDate>Wed, 17 Sep 2008 11:49:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه طالبلو</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;از پله های سنگی ورزشگاه بالا می رود،
به یکباره از هوای تاریک تونل ورزشگاه که چشمانش به آن عادت کرده، روشنایی
را حس می کند. صدای تشویق تماشاگران هر لحظه بیشتر از قبل به گوشش می رسد.
قلبش تند می زند. دست خودش نیست! به نزدیکی چمن که می رسد، ناخداگاه به
سمت زمین خم شده و بوسه ای بر چمن می زند. یکبار منصوریان می گفت: (( بوسه
ای که بر چمن می زنیم، استرس را از بین می برد و به ما آرامش می دهد. ))
پس مطمئناً این مساله در مورد وحید طالب لو هم صدق می کند! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;در صف بازیکنام می ایستد، به هواداران
خیره می شود و سوره های مقدس قرآن را گوش می دهد. آری! وحید طالب لو! در
مورد بازیکنی صحبت می کنیم که ره صد ساله را در یک شب طی کرد و امروز
دروازه بان اول پسران آبی پایتخت و شاید تیم ملی به حساب می آید! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;وحید طالب لو آنقدر دوست داشتنی و با
اخلاق است که وقتی در مورد او قلم می زنیم، لبخندی بر لبانمان جا خشک می
کند. وحید طالب لو اگر امروز محبوب است و موفق، اگر سنگربان قفس توری آی
پوشان پایتخت دوست داشتنی است و مورد اعتماد، فقط و فقط یک مساله باعث آن
است! او در کنار خصوصیات بالای فنی اش که همه بر آن مهر تایید می زنند،
اخلاقی مثال زدنی دارد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;2&quot; hspace=&quot;2&quot; border=&quot;0&quot; src=&quot;http://abieteh.com/images/ekhtesasi/vahid-talebloo/2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;نقطه آغاز!&lt;/font&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;شب قبل از بازی با استرس و دلهره
روی تخت دراز کشید. به فردایی فکر می کرد که برایش حکم تایین آینده را
داشت! آینده ای که می توانست با یک بازی قابل قبول، رویایی باشد و با یک
اشتباه کوچک.... &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;کادر فنی خبر بازی در برابر سپاهان را
به او داده بودند. بلاخره وقت موعود فرا رسید و وحید طالب لو با قیافه ای
در هم که نشانگر استرس در وجودش بود وارد زمین شد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;گزارشگر بازی با تعجب چند باری
لیست بازیکنان را زیر و رو کرد و گفت: (( امیر قلعه نوعی ریسک بزرگی کرده
و نام دروازه بان جوان تیمش را به عنوان بازیکن فیکس رد کرده است. وحید
طالب لو، امروز دروازه بان استقلال است. )) &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;همان لحظه دوربین طالب لو را نشان داد که آهسته به سمت دروازه می رفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;نود دقیقه پر التهاب تمام شد و اینک
همه او را می شناختند! وحید طالب لو امتحان سختی را با موفقیت به پایان
رساند و آن روز برایش به تاریخ پیوست. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://abieteh.com/images/ekhtesasi/vahid-talebloo/3.jpg&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;طالب لو از کودکی تا امروز!&lt;/font&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;در تهران متولد شد. روز 5 خرداد
سال شصت و یک، وحید طالب لو در تهران به دنیا آمد. همیشه پدر را الگوی خود
می داند. هم از نظر فنی و هم از نظر اخلاقی. حسین طالب لو، پدر وحید هم یک
دروازه بان بوده است. وقتی از طالب لو بپرسید چرا پست سخت و دشوار دروازه
بانی را انتخاب کردی، محکم و استوار می گوید: (( چون پدرم دروازه بان
بود!)) &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;روز به روز بزرگتر می شد و فعال تر از
قبل. فوتبال را از همان ابتدا آغاز کرد و به قول خودش، چون طالب لوی بزرگ
دروازه بان بود، او هم به این پست روی آورد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;وحید فوتبالش را در سن 14 سالگی و
از تیم فجر کرج آغاز کرد. کرج شاید زادگاه اصلی طالب لو نباشد، اما او
بیشتر سالهای عمرش را در این شهر سپری کرده است. او خانواده و مخصوصاً
پدرش را مشوق اصلی خود می داند. اگر امروز دروازه بان اول ایران است؛ راه
پدر را ادامه داده و چه زیباست وقتی طالب لوی بزرگ، بازی خوب پسرکش را می
بیند و لذت می برد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اگر امروز وحید طالب لو پله های
ترقی را یکی یکی طی می کند، تنها دلیلش پشتکارش به شمار می رود. او از
همان سالهای کودکی تمریناتش را آغاز کرد و هر بار که یک رده بالاتر می
رفت؛ به هدفش نزدیکتر می شد. او خودش را مدیون خانواده می داند. خانواده
ای که همیشه پشتوانه او بوده اند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اعتقادات مذهبی &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;ماههای رمضان، روزه اش را مرتب می گیرد. نمازش قضا نمی شود، حتی با مشغله زیاد و تمرینات متعدد! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اعتقاد دارد همیشه خدا همراهش است. در
سختی ها؛ خوشی ها، پیروزی ها و حتی شکست ها. وقتی در زندگی به مشکلی
برخورد می کند، مشورت با بزرگان را فراموش نکرده و همیشه راضی به رضای
خداست. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;وقتی نزدیک به دروازه می شود،
آرام آرام جلو می رود، روی خط دروازه قدم می زند و آیه می خواند و به تور
دروازه ای که قرار است از آن حفاظت کند، فوت می کند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;همه جا خدا را نزدیک به خودش می بیند.
وحید می گوید: (( وقتی به این فکر می کنم که خدا چقدر به من نزدیک است،
احساس آرامش می کنم. )) &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;زندگی روزانه &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اگر می خواهید از زندگی روزانه
وحید بدانید باید به شما بگوییم که در اوقات فراغت مطالعه می کند، فیلم می
بینید و به گفته خودش پلی استیشن بازی می کند! در بین دروازه بان های
خارجی پیتر چک و بوفون را بیشتر از بقیه دوست دارد. تیم خارجی مورد علاقه
اش هم چلسی است! هم اینکه رنگ پیراهنش آبی است و هم یکی از دروزاه بانان
مورد علاقه اش در این تیم مطرح انگلیسی توپ می زند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اهل مد روز است. نزدیکانش او را
شیک پوش خطاب می کنند. اگر دنبال مارک پوشاک مورد علاقه وحید هستید، دنبال
نام هایی نظیر زارا، ورساچی، لاکوست و روزتی بروید! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;سینما را دوست دارد؛ اما می گوید شرایطش اقلب محیا نمی شود و باید فیلم های مورد علاقه اش را با چند ماه تاخییر در خانه ببیند! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;موسیقی گوش می دهد و محمد اصفهانی و استاد افتخاری از خوانندگان مورد علاقه او به حساب می آیند! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;هوادار هواداران استقلال! &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;او را عقاب جدید آسیا صدا می
زنند. هواداران استقلال لقب کاسیاس را برای وحید خودشان انتخاب کرده اند.
البته یکی از هواداران می گفت: (( به کاسیاس می گونید طالب لو!)) &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;به یکی از محبوب ترین بازیکنان استقلال تبدیل شده و خودش را مدیون میلیون ها هوادار استقلال می داند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;او گرچه از باشگاه پرسپولیس پیشنهاد
خوبی داشت، اما به خاطر هواداران جواب منفی را انتخاب کرد تا پیراهن شماره
یک استقلال را بر تن کند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;وحید طالب لو هوادار هواداران است! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;سکانس آخر &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;وقتی از او بپرسید چه آرزویی
داری؟ بار دیگر محکم می گوید: (( آرزو نه! هدف دارم!)) آن وقت باید بپرسیم
چه اهدافی؟ طالب لو دوست دارد اولین دروازه بان لژیونر ایرانی باشد! شاید
اگر وحید طالب لو در جام جهانی.... نه! وحید برای لژیونر شدن فرصت های
زیادی خواهد داشت. او تا به حال خواسته و به آرزوهایش رسیده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;امروز آرزویی ندارد، اما با پشتکار فراوان به اهدافش که یکی دیگر از آنها فیکس بودن در تیم ملی است، خواهد رسید! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;او وقتی از جوانان به بزرگسالان
استقلال آمد و طی 2 سال به دروزاه بان اول این تیم بزرگ ایران تبدیل شد،
لیاقت خود را به رخ همگان کشید! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;پس او نه تنها می تواند یک لژیونر باشد، بلکه می تواند به اسطوره ای جدید در فوتبال ایران تبدیل شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;اگر از امیر حسین صادقی که نزدیک
ترین بازیکن و حمید بابازاده که نزدیک ترین مربی به وحید هستند در مورد او
بپرسید چیزی جز تعریف و تمجید نمی شنوید! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;وحید طالب لو را دوست داریم چون دوست داشتنی است. او را از نظر فنی قبول داریم چون مورد پسند بزرگان است. &lt;br /&gt;پس اینجا به او می گوییم، ((قدر خود را بدان پسر!))&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 16 Sep 2008 10:02:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه ادگار داویدز</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; src=&quot;http://aycu11.webshots.com/image/24170/2006208019640981283_rs.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;ادگار
داویدز در 13 مارس 1973 در پاراماریبو واقع در کشور سورینام متولد شد. که
با گرفتن تابعیت کشور هلند برای این کشور به میدان مسابقات ملی حاضر می
شد. پست ادگار داویدز هافبک وسط هست و به خاطر اخلاق تند و بازی فیزیکی و
خشن معروف هست. همچنین قد کوتاهی هم داره که حدود 170 سانتی متر هست. (فکر
کنم)&lt;br /&gt;داویدز از بیماری خاصی به نام گلاوکوما رنج می بره. یعنی به تدریج
بینایی خودش رو از دست می ده. glaucoma یعنی &quot;کوری تدریجی&quot;، برای همین
داویدز در میادین از عینک های خاص خود استفاده می کنه. از دیگر ویژگی های
ظاهری داویدز میشه به مدل موهایش اشاره کرد. مدلی که dreadlocked معروف
هست. که مدل موی مذهبی در ادیان بودایی هست. و همچنین در دهه 60 و 70 صلح
طلب ها (مخصوصا سیاهانی که خواهان ایجاد رابطه با سفید پوستها بودن) از
این مدل مو استفاده می کردن.&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;قبل از یوونتوس 1991 - 1998&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;داویدز
از سال 91 تا 96 یعنی 5 سال در تیم اژاکس عضویت داشت. همون اژاکس رویایی
که شامل بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال هلند بود. و یه عنوان قدرتمند ترین
نسل فوتبالی هلند معروف بودن. که الان تعداد کمی از اونا حضور در میادین
حرفه ای رو دارن. او برای این تیم 106 بازی کرد که موفق به زدن 20 گل شد.
با این تیم هلندی که در اون زمان یکی از بهترین تیم های اروپا بود توانست
1 بار dutch cup، 3 بار dutch supercup و 3 بار هم ductch eredivisie رو
در هلند و جام یوفا، جام قهرمانی باشگاه های جهان، سوپرکاپ اروپا و لیگ
قهرمانان اروپا رو هرکدام یک بار فتح کنه ... &lt;br /&gt;در سال 96 از هلند به
کشور ایتالیا امد. و به شهر الوده میلان رفت و به عضویت تیم اث میلان در
امد. و تا سال 98 برای این تیم بازی کرد. که هیچ عنوانی رو نتونست کسب
کنه. و در طی 15 بازی که برای این تیم انجام داد ۱ گل به ثمر رساند &lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یوونتوس 1998 - 2004&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;داویدز در سال 98 از میلان به
تورینو امد و با یوونتوس قرارداد بست. در این تیم داویدز به افتخارات
داخلی بسیاری دست یافت که شامل 3 قهرمانی سری آ، و 2 قهرمانی سوپرکاپ
ایتالیا بودن. داویدز در یوونتوس به &quot;گاو میدان&quot; معروف شد. اونم بخاطر
بازی های فیزیکی و درگیرانه اش.&lt;br /&gt;همچنین به حضور در کارهای تبلیغاتی هم
داشت. در تبلیغات شرکت نایک خیلی فعال بود. و در تبلیغی که می خواستن توپ
بدزدن (دیدید همتون. همون که موهاش گیر می کنه به لیزر ) با دریافت
بیشترین مبلغ میان بازیکنای حاضر در تبلیغ به عنوان کاراکتر اصلی بازی
کرد. همچنین عکس او در روی جلد بازی فیفا 2003 هم بود.&lt;br /&gt;در سال 2001 در
تست فیفا به علت مثبت اعلام شدن انابولیک استریود در خونش با محرومیتی
مواجه شد. داویدز در 142 بازی برای یووه 8 گل به ثمر رساند.&lt;br /&gt;همچنین در
سال 98 هم به تیم ملی هلند دعوت شد که با این تیم به مقام چهارم دست یافت.
گل فوق العاده او به ارژانتین هم فراموش نشدنی هست ...&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;این
از خودم: تقریبا زمانی که من شروع به پی گیری بازی های یووه شدم زمانی بود
که داویدز هم به یووه پیوست. برای همین بیشتر بازی هایش رو دیدم. و در کل
این دوران قشنگترین لحظه ای که ازش بخاطر دارم (در بازی رئال - یوونتوس در
دل الپی که 3-1 یووه برنده شد) اون صحنه ای بود که زیدان و هیرو و دو نفر
دیگه رو یکجا دریبل زد ... خیلی قشنگ بود.&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بعد از یوونتوس 2004 - ...&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#000000&quot;&gt;بعد
از ماجرای محرومیت داویدز به طور قرض الحسنه به تیم بارسلونا پیوست. اونجا
هم کارنامه ای مشابه زمان بازی اش در میلان داشت. و در 18 بازی برای این
تیم 1 گل هم زد. در اواخر سال 2004 دوباره به ایتالیا برگشت ولی این دفعه
به تیم الوده دیگر میلانی یهنی اینتر پیوست. قراردادی سه ساله امضا کرد که
فقط یک سال از سه سال رو در این تیم ماند. و در 19 بازی 0 گل هم به ثمر
رسوند. * بنابراین داویدز در دو باشگاه اینتر و میلان هیچ گلی به ثمر
نرسوند*&lt;br /&gt;در سال 2005 به تیم تاتنهام انگستان رفت و در 44 بازی 1 گل زد. و امسال هم به نقطه اول خودش یعنی اژاکس رسید&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 16 Sep 2008 08:33:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه امیر قلعه نوعی</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 310px; HEIGHT: 414px&quot; height=412 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aftab.ir/people/adv_images/556342b504469e9d2e49c739980d4099.jpg&quot; width=300 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;«&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;۱۳۴۲&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;» « معروف به امیر قلعه &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;نویی»&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,128,128); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;او در خانوادهٔ پرجمعیت به دنیا آمد. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;۷&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt; خواهر و برادر بودند. پدرش یک خودروی «ولوو» داشت و با آن کار می‌کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیت اش را تامین می‌کرد اما روزهای تقریباً عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;۷&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt; ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده‌است. از سیزده سالگی شروع به کار کردن کرد و در کنارش فوتبال را نیز فراموش نکرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;آغاز فوتبال حرفه ای&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم‌های پایه یی راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد. او در سال ۱۳۶۰ به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد اما چند ماه بعد ناصر ابراهیمی در اسفند ۱۳۶۰ از راه آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه ایی که در راه آهن داشت تنها امیر قلعه نویی را به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت. نادر فریادشیران، دینورزاده، نصرالله عبداللهی، صادقی، حمید مجدتیموری و علی حیدری از این جمع بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;سال اول و دوم فعالیت ابراهیمی در شاهین پر تنش بود. او سال ۶۳ شاهین را رها کرد و جای خود را برای مدت کوتاهی به محراب شاهرخی سپرد. او نیز بعد از چند ماه جای خود را به نصرالله عبداللهی داد. پس از خداحافظی صادقی و رفتن دینورزاده، اردشیر ۲۲ ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او اواسط لیگ سال ۶۶ پس از پیروزی ۲ بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;حضور در استقلال تهران&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;زمستان ۱۳۶۷ او به تهران بازگشت و این بار سراغ باشگاه استقلال تهران رفت ، پای میز قرارداد نشست و پیراهن آبی را بر تن کرد. اولین بازی اردشیر به عنوان بازیکن استقلال در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۶۷ مقابل پرسپولیس رقم خورد. این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می‌شد به پنالتی کشیده شد و اردشیر پنالتی اش را از دست داد. در تیم آن روز استقلال به جز قلعه نویی، یکه، اردستانی و شکورزاده دیگر نفراتی بودند که سابقه بازی در شاهین را داشتند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;بازیگری در تیم ملی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری اش تنها ۱۹ بازی ملی را در کارنامه ثبت کرد که اتفاقاً ۱۸ بازی آن در سن ۳۰ سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال ۱۳۶۴ به تیم ملی «ب» دعوت شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;او در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال ۱۳۷۲ هیچ گاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد یعنی ۲۱/۶/۱۳۷۲ دیدار ایران - بوسنی هرزگوین که با سرمربیگری علی پروین انجام شد. در کارنامه ملی قلعه نویی تنها&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;یک گل زده آن هم به کویت دیده می‌شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مصدومیت دوران بازیگری&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;او در سال ۱۳۶۸ دچار مصدومیت شدیدی شد. قلعه نویی دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد که بار دیگر آن در سال ۱۳۷۳ بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;تجارب مربیگری&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;تجربه‌های مربیگری در تیم های برق تهران، کشاورز،استقلال اهواز و استقلال تهران را دارد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;مربیگری در تیم ملی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;پس از قهرمانی استقلال تهران با قلعه نویی در سال ۱۳۸۵ و نتایج ضعیف تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ و از طرفی خاتمه همکاری ایران با برانکو ایوانکویچ، شرایط تازه یی برای قلعه نویی مهیا کرد. سرانجام او به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد و همزمان در ادواری پست‌های مدیرفنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال تهران را نیز بر عهده داشت. تیم ملی ایران با حضور او روی نیمکت در مسابقات جام ملت‌های ۲۰۰۷ آسیا با ضربات پنالتی مغلوب تیم ملی کره جنوبی شد و از این رقابت‌ها دست خالی بازگشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(0,128,128)&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(0,128,128)&quot; xml:lang=&quot;ar-sa&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;سال 2007 نیر&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;کاندید کسب بهترین مربی سال اسیا شد&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(0,128,128)&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(0,128,128)&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 20pt; COLOR: rgb(0,128,128)&quot; xml:lang=&quot;fa&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;که موفق به کسب این عنوان نشد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Sep 2008 08:12:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه افشین قطبی</title>
<link>http://blackfifa.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a rel=&quot;nofollow&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.omideiran.net/&quot;&gt;&lt;img width=&quot;248&quot; height=&quot;270&quot; src=&quot;http://comcom.persiangig.com/vis.ir/Biographiy/afshin_ghotbi.jpg&quot; alt=&quot;بیوگرافی افشین قطبی&quot; style=&quot;border: medium none ;&quot; title=&quot;بیوگرافی افشین قطبی&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سید افشین قطبی فرزند سید محمد قطبی در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوریه 1964)٬ در شیراز به دنیا آمد.&lt;br /&gt;قطبی
تا سال 1357 در ایران زندگی می‌کرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در
باشگاه‌های آلیتالیا٬ آتوباهن٬ ولی ایگلز و فلایرز آمریکا بازی کرده و بعد
از آن تا سال 1376 در دانشگاه لس آنجلس بازیکن بوده و صاحب مدرک مربیگری
حرفه‌ای A شده است. او از (UCLA دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس) درجه
مهندسی برق گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;بازی٬ مربیگری و مدرسه فوتبال . . .&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;افشین
قطبی وقتی بازی در تیم فوتبال UCLA٬ دانشگاه لس آنجلس را در سن 18 سالگی
(سال 1981) آغاز کرد٬ فوتبال در آمریکا هنوز موضوع مهمی نبود.او چهار سال
در این تیم بازی کرد و همزمان با آن به آموزش مربیگری فوتبال پرداخت و از
سال 1363 تا سال 1367 (1984 تا 1988)٬ سرمربی تیم فوتبال زنان دانشگاه
UCLA شد. او از سال 1367 همراه با گروهی دیگر در مدرسه تربیت
فوتبالیست‌های نوجوان(AGSS) شروع به کار کرد. این مدرسه فوتبالیست‌های
نوجوان را تربیت می‌کرد و از آنان بازیکنانی در سطح بین‌المللی می‌ساخت.
جان اوبراین بازیکن تیم آ‍‍ژاکس و بسیاری دیگر از کسانی که این مدرسه را
گذراندند٬ بعد‌ها در تیم‌های مهم فوتبال جهان به چهره‌های مهم فوتبال
تبدیل شدند.افشین قطبی که 13 سال در این مدرسه به تربیت فوتبالیست
می‌پرداخت٬ با &quot;بورا میلوتینوویچ&quot; مربی سرشناس یوگسلاو(صرب) آشنا شد. او
از بورا که بعداً دوست مهم دوران زندگی‌اش شد٬ در این مدرسه برای تربیت
بچه‌ها استفاده می‌کرد. آن‌ها هر سال فوتبالیست‌های جوان این مدرسه را
برای بازی‌های دوستانه وآشنایی با فوتبال اروپا به کشور‌های مختلف اروپایی
می‌آوردند. مدرسه AGSS در سال 2002 تعطیل شد. این مدرسه همچنین از مربیانی
مانند پیم وربیک٬ گاس هیدینگ و استیو سمپسون استفاده می‌کرد.استیو سمپسون
یکی از اولین مربیانی بود که از کامپیوتر و تکنولوژی‌ جدید برای ارتقای
آموزش و مدل سازی برای برنامه ریزی در مسابقات حرفه‌ای استفاده کرد. افشین
قطبی بعدها در رهبری تیم ملی کره جنوبی از این تکنیک استفاده کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;یک ایرانی در رهبری تیم ملی آمریک&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;از
سال 1997 افشین قطبی وارد کادر فنی مربیگری تیم ملی آمریکا شد. یک سال
بعد٬ او جزو گروهی بود که علاوه بر عضویت در هیات فنی٬ گزینشگر ارشد
بازیکنان تیم ملی آمریکا در جام جهانی 1998 بود. وقتی قرعه‌کشی مسابقات
انجام شد و معلوم شد تیم ملی ایران و تیم ملی آمریکا در یک گروه قرار
دارند٬ مربی ایرانی تیم ملی آمریکا دچار بحران شد. افشین قطبی می‌گوید:&quot;من
عاشق کشورم ایران و مردم آن هستم٬ اما در آن زمان در تیم ملی آمریکا
مسئولیت مربیگری داشتم. وقتی متوجه شدم ایران و آمریکا در یک گروه هستند٬
دچار بحران احساسی شدیدی شدم. از یک طرف در قلبم احساس می‌کردم که
ایرانی‌ام٬ از سوی دیگر باید تلاش می‌کردم وظیفه تخصصی‌ام را به عنوان یک
مربی بر حس وطن پرستی که در من قوی است٬ ترجیح دهم. بورا میلوتینوویچ در
این مورد به من کمک کرد. او بارها مربی تیم‌هایی بود که رودرروی تیم ملی
کشور خودش قرار می‌گرفتند. من می‌دانستم که تیم ملی ایران چهره‌های بسیار
مهمی دارد٬ علی دائی شگفت انگیز بود٬ کریم باقری در بازی‌های کوتاه و
توپ‌های بلند مهارت بسیاری داشت٬ مهدوی کیا یکی از بهترین گوش‌های دنیا
بود٬ و وسط کریم باقری و دائی٬ خداداد عزیزی بود که فنی٬ خلاق و غیر قابل
پیش بینی بود. مهم‌تر از همه تیم ملی ایران بود که همه اعضایش در خدمت تیم
بودند. &quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نمی دانستم گریه کنم یا هوورا بکشم؟!&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;افشین
قطبی احساس خودش را دز زمان بازی ایران و آمریکا چنین گفته است:&quot;به من
هشدار داده شده بود که به گذشته ایرانی‌ام فکر نکنم. وقتی وارد استادیوم
شدم با تشویق حیرت انگیز ایرانیانی که حداکثر استادیوم را پر کرده بودند
مواجه شدیم. دیدن این صحنه به هر کسی که ایرانی بود احساسی از غرور می‌داد
و من هم یک ایرانی بودم. وقتی توپ به طرف استیلی رفت٬ می‌دانستم چه اتفاقی
می‌افتد و وقتی استیلی گل زد٬ نمی‌دانستم باید چه کار کنم٬ گریه کنم یا
هوورا بکشم؟! نشستم و به روبرو خیره شدم. آن روز تمام مردم ایران در کشور
از تیم ایران حمایت می‌کردند و این پیروزی به آنها روحیه داده بود.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کره جنوبی و یک چهارم نهایی 2002&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;افشین
قطبی پس از بازی‌های جام جهانی 1998 به آژاکس آمستردام رفت و مدتی در آنجا
مشاور فنی بود٬ سپس مدتی همین کار را در تیم‌های گالاکسی لس آنجلس٬ KFA
کره جنوبی و انجمن فوتبال چین انجام داد. او پس از آشنایی با فوتبال کره
جنوبی از سال 2001 همراه با گوس هیدینگ سرمربی تیم ملی کره جنوبی برای
آماده کردن تیم این کشور در جام جهانی 2002 به کره رفت. او تحلیل‌گر فنی
گوس هیدینگ بود. افشین قطبی در مورد کارش در جام جهانی 2002 گفته است:&quot;در
جام جهانی 2002 من مدل تاکتیکی همه تیم‌های گروه را در کامپیوتر ساختم و
از این طریق تیم و گروه مربیان بازی‌ها را هدایت می‌کردم. &quot; او از ارزش‌ها
و مفاهیم علمی در مربیگری استفاده می‌کند. تیم کره جنوبی در سال 2002 موفق
شد تیم چهارم جام جهانی 2002 شود.&lt;br /&gt;مربی ایرانی الاصل٬ بار دیگر به شرق
آسیا بازگشت٬ اما این بار در سمت مربی تیم ملی کره جنوبی و از آن روز‌ها
بود که قطبی در رسانه‌های ایرانی مطرح و نامش در آن‌ها درج شد٬ در صورتیکه
تا پیش از آن کمتر فوتبال دوست وطنی٬ او را می‌شناخت.&lt;br /&gt;بیشترین تاثیر بر
وی را بورا میلوتینوویچ داشته است. کو آدریانز(سرمربی سابق پورتو) و گاس
هیدینک (سرمربی کره جنوبی در سال 2002) نیز در پرورش فکری قطبی تاثیر
ویژه‌ای داشته‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بازگشت به ایران . . . &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در سال 2007
به دنبال دعوت سرپرستان تیم پرسپولیس٬ افشین قطبی پس از سی سال وارد تهران
شد و با گروهی فراوان از طرفداران پرسپولیس و مادری که سی سال بود فرزندش
را ندیده بود٬ مواجه شد.&lt;br /&gt;او همچنین به عنوان مشاور فنی تیم‌هایی مانند:
آژاکس آمستردام٬ گالاکسی لس آنجلس٬ اومیا آریجای ژاپن٬ KFA کره و انجمن
فوتبال چین کار کرده ‌است. قطبی به عنوان مربی٬ با تفکر هجومی شهرت دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به
قول خودش فوتبال را با توپ پلاستیکی و روی زمین‌های آسفالت تهران آغاز
کرده بود٬ از زمان نوجوانی به فوتبال علاقه داشت. قطبی گفته است:&quot;فوتبال
در روزهای نوجوانی عشق من و راه زندگی من بود. تیم‌های تاج و پرسپولیس را
دوست داشتم و علی پروین و ناصر حجازی بازیکنان محبوب من بودند.&quot;
</description>
<pubDate>Thu, 08 May 2008 15:25:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=blackfifa&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>blackfifa</dc:creator>
<guid>http://blackfifa.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
