آندرسون
لویس دی سوزا ملقب به دکو که در سال 1977 در سائوبرناردودوکامپو در برزیل
متولد شد.او با قدی 177 سانتی متری و 73 کیلو یکی از بهترین هافبکهای دنیا
است.
دکو
فوتبال حرفه ای خود را از برزیل با تیم سائوپائولو (96_1995 و 97_1996)
اغاز کرد. او فصل بعد را هم در برزیل با تیم کورینتیناس سپری کرد.
دکو
در فصل 98_97 به تیم پرتغالی بنفیکا پیوست. بعد از گذراندن یک فصل خوب در
بنفیکا به تیم سالگویروس رفت و از انجا با پیشنهاد فرناندو کاسترو مربی
پورتو به این تیم پیوست و پنج فصل برای این تیم توپ زد.(2004_1999)
دکو
در جام باشگاههای اروپا در سال 2004 همراه مورینیو قهرمان این جام معتبر
شد. بعد از قهرمانی در این جام مورد توجه بعضی از تیمهای مطرح اروپا از
جمله بارسلونا قرار گرفت.
او
در تابستان سال 2004 به تیم بارسلونا پیوست و همراه این تیم در فصل
2005_2004 نایب قهرمانی اسپانیا را به دست آورد و در فصل بعد از آن
(2006_2005) همراه بارسلونا قهرمان اسپانیا شد و در همان سال قهرمانی جام
باشگاههای اروپا را فتح کرد.
دکو
در 29 مارچ 2003 با مسئولین پرتغال برای گرفتن تبعیت این کشور وارد مذاکره
شد و در تابستان 2004 باتیم پرتغال در فینال جام ملتهای اروپا با نتیجه ی
یک بر صفر مغلوب یونان شد تا به عنوان نایب قهرمانی دست یابد و همچنین در
جام جهانی 2006 همراه پرتغال به مقام چهارمی دست یافت.

فرانک جمیمز
لمپارد جونیور
متولد 25 ژوئن
1978 در رامفورد
انگلستان . او
فرزند فرانک
لمپارد سینیور
مدافع سابق
انگلیس و بازیکن
پیشین تیم وستهام
یونایتد .
مادر او نیز از
یک خانواده معروف
فوتبالی است .
لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد .
در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت .
لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند .
در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد .
لمپارد در سال
2003 با (
النارایوز )
ازدواج کرد و
ثمره این ازدواج
یک دختر به نام (
لوناکوکو
پاتریشیا لمپارد
) است ، لونا 22
آگوست سال 2005
به دنیا آمد .
چندی پیش فرانک
اظهار داشت که او
و والنا در
انتظار دومین
فرزند خود به سر
می برند . فرانک
لمپارد در حال
فراگیری زبان
اسپانیایی است که
به گفته برخی به
خاطر احتمال
پیوستن او به
لالیگا اسپانیاست
. ولی لمپارد
اظهار کرد که
آموزش زبان
اسپانیایی او
صرفا دلایل
خانوادگی دارد ،
زیرا انارایوز
اسپانیایی است و
او دوست دارد
دخترشان و البته
کودک آینده آنها
دو زبانه بزرگ
شود .
لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است .
لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .
منبع : سایت باشگاه چلسی
عکس : Chelsea
یورکا مادر زلاتان نیز در مورد پسرش می گوید : هر بار زلاتان را در تلویزیون می بینیم که موفق می شود گل بزند به خود می بالیم که تلاشهای ما امروز نتیجه داده است و همیشه به خاطر این موفقیت خداوند را شکر می کنیم .
زلاتان در محله اسکانلان بزرگ شد و به خاطر قد بلندش در 15 سالگی به بسکتبال روی آورد . اما در سال 1996 در جام ملتهای اروپا چون تیم سوئد غایب بود از تلویزیون شیقته بازی بازیکنانی چون آلن شیرر و پاتریک کلایورت شد ، همچنین او عاشق بازی ستاره معروف سوئد، هنریک لارسن در جام جهانی 1994 بود .
او توانست در 15 سالگی وارد باشگاه معروف مالمو شد و خیلی زود توانست استعداد خود را در فوتبال نشان دهد . همچنین او به علت اصلیت بوسنی اش توانست به مدت 2 سال در تیم نوجوانان و جوانان و حتی تیم ملی B بوسنی بازی کند و ملی پوش شود .
او با قد بلندش و شمع گلزنی بالایش فارگو پانچسف گلزن سابق و معروف تیم یوگسلاوی را در اذهان زنده می کرد ، اما تصمیم نهایی او و قبولی ملیت سوئد بسیاری از هموطنان واقعی اش را ناراحت کرد .
در سال 1999 آرسن وانزه مربی تیم آرسنال انگلستان مصرانه خواهان استخدام زلاتان بود اما هرگز موفق نشد تا اینکه زلاتان در 22 مارچ 2001 با رقمی حدود 8/7 میلیون یورو سرانجام به باشگاه آژاکس آمستردام پیوست و زیر نظر رونالد کومان بسیار در فوتبال پیشرفت کرد . او توانست با فوتبال خوب خود و گلزنی هایش عملا به یک ستاره در لیگ هلند و و لیگ قهرمانان اروپا بدل گشت او طی 74 مسابقه که در مدت دو سال برای آژاکس انجام داد 35 گل به ثمر رساند .
زلاتان توانست با تیم ملی سوئد به یورو 2004 پرتقال راه یابد او با گل زیبای خود به تیم ایتالیا پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت زلاتان همراه تیم سوئد در یک چهارم نهایی به تیم خوب هلند برخورد کردند و نتواستند از پس حریف براید و با جام خداحافظی کردند . اما یورو 2004 برای زلاتان مانند پله ای بود به سمت صعود او در 31 اوت 2004 با قرار دادی به ارزش 19 میلیون یورو به تیم معروف یوونتوس ایتالیا پیوست . بازی های خوب و تماشایی زلاتان در تورین ایتالیا از او یک فوق ستاره ساخت و او را در سال 2005 به عنوان کاندیدای بهترین بازیکن سال مطرح کرد . در همین سال باشگاه رئال مادرید پیشنهاد عجیب 70 میلیون یورویی خود را برای به خدمت گرفتان زلاتان مطرح کرد که با وجود مبلغ هنگفت پیشنهاد اما سران باشگاه یوونتوس حاضر به فروش زلاتان نشدند .
زلاتان خود نیز چندان تمایلی به حضور در جمع کهکشانهای رئال مادرید نداشت و در این باره می گوید : من فکر می کنم اگر بخواهم ، در همین یوونتوس هم می توانم به قهرمانی در اروپا و جهان برسم و بر ای این کار فقط باید تلاش خودم را بیشتر بکنم . اما سقوط یوونتوس به دسته ذو ایتالیا بع علت تبانی و مشکلات زلاتان با این تیم باعث شد تا با قرار دادی به مبلغ 24 میلیون یورو زلاتان به تیم اینتر میلان بپیوندد .

پیتر چک متولد 20 مِی 1982 در پِلِزن جمهوری چک دارای 197 سانتیمتر قد و پستش دروازبان است.فوتبالش را از تیم ویکتوریا پلزن آغاز کرد اما نه در پست دروازبان بلکه در پست هافبک و فوروارد!
از وقتیکه پایش در سن 10 سالگی شکست ، وی پس از بهبود گاه گاه در درون دروازه می ایستاد و کم کم به این پست علاقمند شد.در سن 17 سالگی وی به تیم چِمل بِلسانی در سال 1999 با یک قرارداد رسمی ملحق شد ولی نتوانست در این تیم موفق باشد.بعد از انجام 27 بازی در 2 فصل ، باشگاه آ.ث. اسپارتا پراگ یکی از تیم هایی بود که استعداد پیتر چک را به عنوان یک بازیکن کم سن و سال قبول داشت و با پیشنهاد بالای 700 هزار یورویی برای یک دروازبان با وی قرارداد بست.وی پس از پیوستن به این تیم به سرعت درخشید و فصل بسیار موفقی را با این تیم طی نمود.وی توانست در آن سال رکورد 855 دقیقه بدون خوردن گل را ثبت کند.همچنین درخشش وی در بازی های جام باشگاه های اروپا با این تیم سبب شد که وی مورد توجه باشگاه های بزرگ قرار گیرد.اما وی با تیم رِن فرانسه به نوافق رسید و قرارداد 5 میلیون یورویی را با این تیم امضا کرد که یک مبلغ گزاف برای یک دروازبان در سال 2002 بود.
مسلماً رِن تیم بزرگی در فرانسه نبود ولی به عنوان تجربه در تیمی خارج از کشورش و همچنین به عنوان سکوی پرتابی برای ستاره شدن اش دارای اهمیت بود.بعد از 2 سال در تابستان 2004 وی با قرارداد 10 میلیون یورویی جایگزین کارلو کودیچینی ای شد که در چلسی خوب کار نمیکرد و مسئولین این تیم را ملزم به آوردن دروازبان جایگزین کرده بود تا هم در درون دروازه گزینه ی مناسبی داشته باشد و هم با ایجاد حس رقابت ، انگیزه ی کودیچینی را هم بالا ببرند.پیتر چک خیلی زود و به خوبی توانست جای کودیچی را پر کند و مورد تشویق طرفداران چلسی واقع شود.وی با استفاده از این فرصتی که به وی داده شده بود به جهان نشان داد که چه می تواند بکند.وی همچنین در لیگ انگلیس هم رکورد ثبت کرد و توانست 1025 دقیقه دروازه ی خود را بسته نگه دارد. اوضاع برای پیتر چک داشت خوب پیش میرفت تا اینکه وی در یک مصدومیت شدید از ناحیه جمجمه آسیب دید و مدت ها از میادین دور بود.وی بعد از بهبودی با کلاه مخصوصی به فوتبالش ادامه داد.
پیتر چک هم اکنون اگر بهترین دروازبان دنیا نباشد بین 3 دروازبان برتر جهان به حساب می آید و بسیاری از تیم ها آرزوی داشتن چنین دروازبانی را دارند.
افتخارات پیتر چک
بهترین دروازبان اروپا در رده ی سنی امید همراه با تیم چک در سال 2002
بهترین دروازبان لیگ انگلیس در سال 2005
قهرمانی با تیم چلسی در لیگ برتر انگلیس در فصل های 2004-2005 و 2005-2006
قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال 2005-2006
قهرمانی جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2007
قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2006-2007
و ...
منبع:www.ls.blogfa.com

یحیی توره متولد 13 مِی 1983 در ساحل عاج دارای 187 سانتیمتر قد و 78 کیلوگرم وزن است.یحیی توره برادر کوچک حبیب توره ای است که در آرسنال بازی می کند.وی همچنین برادر کوچکتری به نام ابراهیم توره دارد که در نیس بازی می کند.توره فوتبال اش را در سال 1996 در آکادمی جوانان میموساس آغاز کرد.دو سال بعد به باشگاه کا.اس.کا بِوِرن بلژیک پیوست و تا سال 2003 در این تیم ماند.در سال 2003 بطور قرضی به باشگاه متالورگ دونسک اوکراین پیوست.پس پایان مدت قراداد دوباره در همان سال به باشگاه سابق یعنی بورن بلژِک بازگشت.اما باشگاه متالبورگ اوکراین دست بردار او نبود و دوباره برای فصل 2005-2004 او را به خدمت گرفت.یک سال بعد به باشگاه المپیاکوس پیوست و یک فصل در این تیم ماند.در این تیم بود که وی به عنوان یکی از جوانان آینده دار از شبکه یورو اسپورت انتخاب شد و همچنین لقب پاتریک ویرا جدید توسط برادرش حبیب به او داده شد.در آن سال باشگاه های بسیاری نظیر المپیک لیون ، منچستر یونایتد ، چلسی ، بارسلونا ، اورتون و آ.ث میلان خواهان وی شدند ولی خود او تمایل داشت تا در کنار برادرش حبیب در آرسنال بازی کند. به همین خاطر در سال 2005 به باشگاه آرسنال برای یک دوره تست رفت اما آرسنالی ها بازی او را نپسندیدند!
در ژانویه 2006 وی از آرسنال بیرون آمد و باشگاه المپیاکوس نیز او را نپذیرفت و و تا تابستان آن سال منتظر باشگاهی بود که به آن بپیوندد.سرانجام وی در 15 آگوست 2006 به باشگاه آ.اس موناکو پوست و یک فصل در این تیم ماند تا تجربه جدید را در لیگ دست اول فرانسه ملقب به لوشامپیونه داشته باشد.توره به عنوان یک هافبک وسط به دلیل فیزیک مناسب بدنی اش و حفظ توپی بالا بازی می کرد.وی 24 بازی برای موناکو انجام داد و 5 گل زد و 2 کارت زرد و 1 کارت قرمز گرفت.
در 26 ژوئن سال 2007 یحیی با قراردادی 10 میلیون دلاری (حدوداً 6.7 میلیون یورویی) به باشگاه بزرگ بارسلونا پیوست و تجربه ای جدید را در لالیگای اسپانیا آغاز کرد تا در کنار بازیکنان بزرگی همچون رونالینهو ، اتوو ، آنری ، پویول و ... بازی کند.او به دلیل اینکه در باشگاه بورن بلژیک شماره پیراهن 17 را می پوشید همین شماره را تقاضا کرد اما بدلیل اینکه این شماره بر تن جیوانی دوسانتوز بود و شماره 24 را که اینیستا دیگر بر تن نمی کرد را پذیرفت.
در بازی دوستانه ای که بارسلونا در سال 2007 در برابر اینتر انجام داد وی توانست اولین گل خود را به ثمر برساند.اما اولین گل خود در رقابت های لالیگا را در 2 سپتامبر در برابر اتلتیکو بیلبائو به ثمر رساند.
![]()
رابسون ده سوزا ملقب به روبینهو متولد 25 ژانویه 1984 در سائو ویسنته برزیل است.وی دارای 172 سانتیمتر قد است و پست وی پشت فوروارد و فوروارد است.او فوتبال حرفه اش را از تیم سانتوس ( همان باشگاهی که در نوجوانان و جوانان این تیم از سال 1996 بازی می کرد) در کمپونیتوی برزیل در سال 2002 آغاز کرد شروع کرد.وی در سال 2003 در زمانی که تیم سانتوس مائوس کننده ظاهر می شد بازی کرد و در آن سال کار خاصی را نتوانست انجام دهد ، اما در فصل بعد در سال 2004 وی با بازی خوب و خیره کننده توانست 21 گل در 36 بازی برای این تیم بزند و ظهور ستاره ای جدید در دنیای فوتبال را ندا دهد.وی در مجموع 98 بازی که برای این تیم انجام داد توانست 40 گل بزند.در همان زمان از باشگاه های بزرگ اروپایی که شامل رئال مادرید ، چلسی ، بایرن مونیخ ، لیورپول و آث میلان بود ، پیشنهاداتی برای وی داده شد. اما باشگاه سانتوس به روبینهو رضایت نامه نداد.
در سال 2004 مادر روبینهو دزدیده شد و دو ماه بعد که آزاد شد ، روبینهو بدون توجه به رضایت نامه از باشگاه سانتوس و بدون توضیحی عمومی در این رابطه تصمیم قطعی برای ترک کشورش گرفت.
در تابستان سال 2005 روبینهو با مبلغ 30 میلیون دلاری به باشگاه رئال مادرید پیوست.وی اولین بازی برای این باشگاه را در برابر کادیز انجام داد.در فصل اول حضورش در این تیم توانست با انجام 37 بازی 8 گل بزند.اما با آغاز فصل 2007-2006 در زمان مربیگری فابیو کاپلو که به او کمتر اعتقاد داشت ، اکثر اوقات بر روی نیمکت می نشست. اما با تمرینات سخت بعد از فصل زمستان خود را به کاپلو تحمیل کرد تا به ترکیب اصلی بازگردد و قهرمانی در این فصل را با تیم رئال مادرید جشن بگیرد.هم اکنون با حضور برن شوستر نیز وی به عنوان یکی از رکن های اصلی رئال مادرید محسوب می شود و نقشه ی عمده ای در پیروزی های اخیر رئال مادرید دارد.

دیمیتار برباتُف متولد 30 ژانویه 1981 در بلاگواِوراد بلغارستان دارای 189 سانتیمتر قد است.وی در خانواده ای تمام ورزشی متولد شد.پدرش یک فوتبالیست حرفه ای بود که در تیم پیرین بلاگواِوراد بازی میکرد و مادرش مارگارتا یه هندبالیست حرفه ای بود.برباتُف فوتبالش را از تیم پدرش که آن زمان در آن به مربیگری می پرداخت ، آغاز کرد.درخشش او بزودی آغاز شد و در سن 17 سالگی به تیم زسکا صوفیه بلغارستان پیوست و جا پای پدرش که سالها پیش در این تیم بازی کرده بود گذاشت.در اولین فصل حضورش با انجام 11 بازی 3 گل برای این تیم به ثمر رساند.اما موفقیتش در این تیم به فصل بعد یعنی فصل 2000-1999 برمیگردد ، فصلی که دیمیتار با انجام 26 بازی 14 گل به ثمر رساند و نقش موثری در قهرمانی زسکا در آن سال داشت.در سال 2001-2000 دیمیتار به طور قرضی به باشگاه بایر لورکوزن پیوست و در یک نیم فصل فقط توانست یک بار در زمین حضور پیدا کند.نیم فصل بعد دیمیتار دوباره به زسکا برگشت و در آن نیم فصل با انجام 11 بازی 9 گل به ثمر رساند.حضور موفق دوباره در زسکا سبب شد که مسئولان بایر لورکوزن دوباره مقدمات حضور دیمیتار را در رقابت های بوندس لیگا فراهم کنند.دیمیتار در فصل 2002-2001 بطور رسمی به این تیم آلمانی پیوست.در آن فصل دیمیتار با انجام 8 بازی توانست 8 گل برای این تیم بزند و همچنین حضور در جام باشگاه های اروپا را در بازی برابر المپیک لیون و طعم گلزنی را در برابر لیورپول بچشد.همچنین وی در بازی فینال جام باشگاه های اروپا نیز در دقیقه 38 که به عنوان بازیکن جانشین بجای توماس بردیچ وارد زمین شد توانست در برابر تیم رئال مادرید به میدان برود که البته آن بازی در پایان با حساب 2 بر یک به نفع تیم رئال مادرید به اتمام رسید.در فصل بعد دیمیتار با انجام 21 بازی 4 گل به ثمر رساند و در همان سال وی کم کم در پست مهاجم به میدان میرفت تا اینکه در سال 2004-2003 با انجام 24 گل 16 گل به ثمر رساند.در فصل بعد نیز وی با انجام 33 بازی 20 گل برای این تیم به ثمر رسانید و کار خود را با بایر لورکوزن به اتمام رسانید.در ماه مِی سال 2006 دیمیتار به لیگ برتر انگلیس نقل مکان کرد و با مبلغ 10.9 میلیون پوندی به تیم تاتنهام پیوست و گرانقیمت ترین بازیکن بلغاری تاریخ فوتبال بلغارستان شد.اولین حضورش در تاتنهام با دوگل همراه بود که این دو گل در ظرف دو دقیقه در برابر بیرمنگام در یک بازی دوستانه به ثمر رسید.وی اولین گل لیگ برتریش را در مقابل شفیلد یونایتد زد.در فصل 2007-2006 وی با انجام 30 بازی 12 گل زد.در 25 فوریه سال 2007 وی تجربه برترین بازیکن میدان را نیز در بُرد 4 بر یک در مقابل بولتون تجربه کرد.هم اکنون وی از چند باشگاه بزرگ جهان مانند چلسی و منچستر یونایتد پیشنهاد دارد.اما شک نکنید که وی بزودی در یکی از باشگاه های بزرگ جهان بازی خواهد کرد.
افتخارات
بهترین بازیکن سال بلغارستان از دید هواداران در سال 2006
عضو تیم منتخب فصل 2007-2006
بهترین بازیکن سال 2007 از دید هواداران باشگاه تاتنهام
قهرمانی در جام حذفی انگلیس در فصل 2008-2007 در مقابل چلسی که با گلزنی او همراه بود
چیزهای دیگر
ول دارای خصوصات آلن شیرر است.
زبان انگلیسی را با دیدن فیلم های پدرخوانده یاد گرفته است!
سرگرمی هایش را با نقاشی و بسکتبال پر می کند.
همچنین وی به عنوان 10 مرد Hot بلغارستان در یک نظرسنجی انتخاب شده است.

فیلیپ لام متولد 11 نوامبر 1983 در مونیخ آلمان ، فوتبالیستی آلمانی دارای 170 سانتیمتر قد و پست وی دفاع چپ است.فیلیپ فوتبالش را بطور اصولی از تیم دبیرستان بایرن مونیخ آغاز نمود.وی بازیکنی پا راست است و در دوران نوجوانی در دفاع راست بازی میکرد اما در حال حاضر در دفاع چپ بازی میکند و درخشش فوتبالش نیز در همین پست است.وی به دلیل اینکه در کشور آلمان بطور کلی بازیکن چپ پا نادر است مجبور شد تا در سمت چپ بازی کند و در اکثر مواقع وی در موقع سانتر ها توپ را روی پای راست خود آورده و سپس اقدام به سانتر می کند.همچنین در هنگام دریبل دادن نیز او به سمت داخل زمین که ناشی از پا راست بودن تخصصی و است دریبل می کند. اما سرعت فوق العاده ی این بازیکن که حتی او را با ساموئل اتوو و ساویولا مقایسه میکنند ، باعث میشود که این نقص کمتر به چشم بخورد ودر آن پست بازیکن موفقی باشد.او در فصل 2002-2001 اولین فصل حضور خود در تیم بزرگسالان بایرن را در بوندس لیگا تجربه کرد و در مجموع 27 بازی که در آن فصل به میدان رفت توانست دو گل نیز بزند.فصل بعد وی توانست حضور بیشتری داشته باشد و 34 بازی برای این تیم به میدان رفت و در آن سال یک گل زد.از آنجاییکه دفاع چپ اصلی بایرن مونیخ در آن زمان لیزارازو مدافع صاحب نام فرانسوی بود وی برای فصل 2004-2003 و همچنین فصل 2005-2004 به تیم اشتوتگارت بطور قرضی انتقال یافت که در اولین فصل حضورش برای اشتوتگارت با انجام 28 بازی یگ گل و فقط دو کارت زرد گرفت.در دومین فصل حضورش نیز با انجام 19 بازی یک گل و نیز دو کارت زرد دریافت کرد.در ژولای سال 2005 هنگامیکه از مصدومیت رنج می برد به بایرن مونیخ بازگشت و تا ماه دسامبر با مصدومیتش دست و پنجه نرم کرد تا بهبود یافت.وی در فصل 2006-2005 توانست 12 بازی را انجام دهد اما دوباره مصدومیتش گریبان گیر او شد و تا فصل بعد ادامه داشت.او در فصل 2006-2005 فقط توانست دو بار به میدان برود.در فصل 2007 - 2006 وی با برطرف شدن مصدومیت و حضور درخشانش در جام جهانی با انجام 37 بازی یکی از مهره های کلیدی بایرن مونیخ به حساب آمد و یک گل نیز در آن فصل زد.وی در تمام این دوران کارت قرمز دریافت نکرده است.
وی در تیم ملی المان در جام جهانی 2006 که در کشورش برگزار میشد در ترکیب اصلی این تیم به میدان میرفت و حضور کاملاً درخشانی داشت.وی در بازی اول در جام جهانی گل افتتاحیه این رقابت ها را نیز به ثمر رساند.
افتخارت وی:
قهرمانی با تیم بایرن مونیخ در سال های 2003 و 2006
قهرمانی با بایرن مونیخ در جام حذفی آلمان در سال های 2003 و 2006
عنوان سومی جام کنفدراسیون ها در سال 2005
عنوان سومی در جام جهانی 2006
فرناندو جوزه تورس سانز متولد 20 مارچ 1984 در شهر فواِنلابرادای اسپانیا(شهری در جنوب این کشور)و در همسایگی مادرید متولد شد.فوتبالش را از باشگاه نوجوانان اتلتیکو مادرید در سال 1995 آغاز کرد و در 17 سالگی به تیم بزرگسالان این تیم در آمد.اولین بازیش را برای این تیم در مقابل لژانس انجام داد و یک هفته بعد اولین گل خود را در برابر آلباسته به ثمر رساند.لقب او " اِل نینو " است که از زمان بچگی به او داده شده بود.
در فصل 02-2001 هنگامیکه اتلتیکو جواز حضور دوباره به لالیگا را بدست آورد ، تورس 17 ساله سال خوبی را در امر گلزنی پشت سر نگذاشت و فقط توانست 6 گل را در 36 بازی به ثمر برساند.
سال 2002 اولین فصل حضور تورس در لالیگا ، بالاترین سطح فوتبال اسپانیا بود.تورس در آن سال با زدن 13 گل در 29 بازی توانست اتلتیکو را در جایگاه 12 لالیگا قرار دهد.در فصل 04-2003 تورس گام های بلندتری برداشت و با زدن 19 گل در 35 بازی توانست جایگاه 7امی را برای اتلتیکو بدست آورد و با داشتن فقط 19 سال توانست کاپیتان این شود.وی حضور موفق خود را در فصل های 05-2004 با زدن 16 گل در 38 بازی در لالیگا و 2 گل در 5 بازی رقابت های اروپایی و 06-2005 با زدن 16 گل در 36 بازی ادامه داد و مهاجم اول تیم اتلتیکو بود.بعد از بازی های جام جهانی 2006 قرار بود تورس به چلسی بپیوندد ولی به دلیل حضور اتلتیکو مادرید در رقابت های جام یوفا در سال 07-2006 ، وی تصمیم گرفت یک سال دیگر در تیم اتلتیکو بماند.بعد از اتمام فصل 07-2006 ، باشگاه های آرسنال ، چلسی ، لیورپول و منچستر یونایتد به وی پیشنهاد دادند که سرانجام تورس به تیم لیورپول پیوست تا یکی از شاگردان رافائل بنیتز باشد.در واقع سران باشگاه تصمیم گرفتند که در مقابل به خدمت گرفتن لوئیس گارسیا و دریافت مبلغ 26 میلیون یورو ، تورس به لیورپول برود، تا با این پول بتوانند دیگو فورلان را نیز از باشگاه ویارئال به خدمت بگیرند.
وی در 11 آگوست اولین بازی اش را برای لیورپول در مقابل استون ویلا انجام داد و همچنین در 19 آگوست وی اولین گل اش را با پیراهن یوونتوس در برابر چلسی به ثمر رساند.در 23 فوریه همان فصل وی اولین هت تریک خود با پیراهن لیورپول را در برابر میدلزبورو انجام داد و فقط 11 روز بعد یک هت تریک دیگر برابر وستهام انجام داد.در 15 مارچ 2008 وی با گلی که در دقیقه 47 در برابر ریدینگ زد توانست اولین بازیکن بعد از رابی فاولر باشد که بیش از 20 گل در رقابت های لیگ برتر انگلیس زده است.وی نشان داد که می تواند بهترین مهاجم لیورپول در چند سال اخیر باشد.موتور گلزنی لیورپول در فصل جاری روشن است و با حرارت بسیار زیاد کار می کند.
افتخارت فرناندو تورس
کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال در تورنمنت آلگارو در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا
کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال جهان در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 7 گل در 6 بازی
کسب عنوان قهرمانی زیر 19 سال جهان در سال 2002 با تیم زیر 19 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 4 گل در 4 بازی
بهترین بازیکن زیر 15 سال اروپا در سال 1998
بهترین بازیکن ماه فوریه و مارچ لیگ برترانگلیس در سال 2008
و ...
چند کاغذ دیواری از فرناندو تورس
آن زمان از شهر رم تيم هاى متعددى در ليگ فوتبال ايتاليا بازى مي
كردند.
از جملهى اين باشگاه ها مى توان به نام هاى ذيل اشاره نمود: "اس اس
لاتزيو(1900)"، "رومن اف سى(1901)"، "اس اس آلبا-آوديك رم(تاسيس در 1926
از اتحاد تيم هاى آلبا(1911) و آئوديك)"، "فورتيتودو- پرو رم(تاسيس در
1926 از تركيب تيم هاى فورتيتودو(1908) و پرو رم(1912) )".
با همه اين احوال بيشتر اين باشگاه پايدار نبودند و خيلى زود از هم پاشيده شدند. بعد از اين، طي سياست هاى جديد دولت، قانوني نو در مورد باشگاه هاى هر شهر تصويب شد. طبق اين قانون هر شهرى فقط بايد يك باشگاه فوتبال بزرگ و رسمي داشته باشد كه اين تيم نمادى از شهر خود به حساب آيد. (كاري كه قبل از اين فلورانس، ناپلس و بارى انجام داده بودند.) همين موضوع سبب شد كه از اتحاد تيم هاى آلبا-آئوديك، فورتيتودو- پرو رما و رومن اف سي، باشگاه جديدى به نام آ.اس.رم تاسيس گردد.
پس از دوران كوتاهى استفاده از استاديوم موتو ولودرومو آپيو، جيالوروسى ها ساكن محلهى قديمى تستاسيو و استاديوم كمپو در همين منطقه(كه به طور عجيبى كاملا از چوب ساخته شده است) شدند. مى توان گفت كه هنوز كه هنوزه اين منطقه يادآور دوران اوليه باشگاه است. از اين ها كه بگذريم باز هم مكان بازى گرگ ها تغيير پيدا كرد و آنها در استاديوم فلامينيو و بعد از آن در استاديوم المپيكو(تأسيس در 1952) مستقر گشتند. كه تا به امروز هم جاى اصلى بازى جيالوروسى، المپيكو مى باشد.
1929 تا 1950

آ.اس.رم اولين حضورش در ليگ ملى ايتاليا را در دورهى 30-1929 تجربه كرد. و پس از 12 سال، آنها نخستين اسكودتوى خود را در سال 42-1941 به دست آوردند. هر چند كه پس از طى دوره اى طولانى به مدت 41 سال آنها به دومين قهرمانى خود در اين رقابت ها دست يافتند(83-1982). و 18 سال بعد سومين و آخرين اسكودتوى خود تا اين زمان را كسب كردند.
جيالوروسى ها يك بار در طول تاريخ 80 ساله خود به سرى بى سقوط كردند كه آن هم پس از پايان ليگ 51-1950 به وقوع پيوست. اما آنها به سرعت و در اولين فرصت به سرى آ بازگشتند.
1950 تا 1979
پس
از بازگشت به سرى آ در سال 1952، گرگ ها در بين سال هاى 1950 تا اوايل
1960 در نيمهى بالاى جدول رقابت ها باقى ماندند. آنها از 1963 تا 1979
روندى صعودى و رو به رشدى را طى نمودند اما در همين زمان هم به رتبه اى
بهتر از سومى ليگ(75-1974) دست پيدا نكردند. و اين تنها نقطه برجسته تاريخ
رم در سال هاى ابتدايى بازگشت از سرى بى و جولان دادن در ميانه جدول بود.
با وجود اين ناكامى ها رم در اين دوره به دو قهرمانى كوپا در سال هاى
64-1963 و 69-1968 دست پيدا كرد.
در همين سال ها هم جيالوروسى ها بازيكنان برجسته اى داشتند كه از آنها مى توان به مدافعى مانند جياكومو لوسى و هافبك هايى همچون فرانكو كردوا و جيان كارلود.سيستى اشاره كرد.
1980 تا به 1999
با حضور ستاره هايى چون برونو كنتى، آگستينو دى بارتولومى، روبرتو پرازو و فالكائو، گرگ ها دوران رويايى خود را آغاز نمودند و به دوران اوج خود بعد سال هاى 1941 و 1942 رسيدند. پس از كنار زده شدن توسط يووه در 1981 گرگ ها طلسم را شكستند و بالاخره بعد از 41 سال در 1983جشن قهرماني را در المپيكو ورزشگاه خانگى خود بر پا داشتند. آنها قدرت خود را در رقابت هاى كوپا ايتاليا هم به رخ همگان كشيدند. و توانستند براى 5 بار در سال هاى 80-79، 81-80، 84-83، 86-85، 91-90 جام اين رقابتها را به بالاى سر ببرند.
روند رو به رشد و افسانه اى آنها حتى به اين جا هم ختم نشد و جالوروسى ها پس از ارائه بازى هاى در نوع خود بى نظير توانستند به فينال رقابت هاى ليگ قهرمانان اروپا برسند كه متاسفانه در ضربات پنالتى از ليورپول انگليس شكست خوردند و به مقام نايب قهرمانى بسنده كردند. افتخار آفرينى هاى گرگ ها در اين سال ها با چاشنى بد شانسى همراه بود و آنها در 1991 باز هم در فينالى ديگر و اين بار فينال جام يوفا، با نتيجه 2 بر 1 در مجموع بازى را به نراتزورى واگذار كردند تا مقام حسرت برانگيز دومى اين رقابت ها را هم به كلكسيون افتخارات خود اضافه نمايند.
2000 تا به اكنون
بعد از پايان دوران رويايى گرگ ها، آنها با داشتن ستاره هايى چون توتي، باتيستوتا، مونتلا، كافو و پانوچي و مربيگرى فابيو كاپلو سرانجام در سال 2001 پس از پيروزى 3 بر 1 مقابل پارما در بازى پايانى، و با اختلاف 2 امتياز از يووه به مقام قهرمانى دست يافتند.
فرانچسكو توتى يكى از عوامل موثر جيالوروسى در موفقيت هاى اخيرش بود. او كسى است كه مانند بازيكنانى همچون كنتى و پرازو به نماد رم در دورهى خويش بدل گشته است. او محبوبترين بازيكن رم در سال هاى اخير مى باشد كه محبوبيتش با كسب موفقيت هايى از جمله فتح جام جهانى 2006 با ايتاليا و كفش طلاى اروپا در 2007 دو چندان شده است.
بعد از اين رم سعي كرد كه از مقام خود دفاع كند. اما آنها رقابت سنگين ديگرى را به يووه واگذار كردند. و با اختلاف فقط يك امتياز به مقام نايب قهرمانى دست يافتند. بعد از اين جيالوروسى ها با بدشانسى تمام هميشه به جايگاه دومى بسنده كردند هم در سرى آ و هم در كوپا ايتاليا. مصاديق بارز آن شكست در مجموع 4-2 مقابل ميلان در فينال كوپا ايتاليا(03-2002) و باز هم كسب مقام نايب قهرمانى ليگ در 04-2003 بود.
پس از رفتن فابيو كاپلو از رم، اين تيم در بحران سختى گرفتار شد و آنها طى دو سال چندين بار مربي خود را تعويض كردند. نمونه اين بحران ها به پايان رساندن سرى آ با رتبهى هشتمى جدول در(05-2004) بود. و به طبع به جام يوفا راه پيدا كردند. در فينال رقابت هاى كوپا نيز با نتيجهى 3-0 در مجموع از اينتر شكست خوردند تا نايب قهرمانى ديگرى را به آلبوم ناكامى هاى خود بيافزايند.
در همين سال يعنى 05-2004 جيالوروسى ها در جام قهرمانان اروپا هم ناكام ماندند و با تنها كسب 1 امتياز و در رتبه آخر گروه از مسابقات كنار رفتند. يكى از شكست هاى آنها برابر ديناموكيف بود كه بازى به خاطر پرتاب يك شى از سوى تماشاگران به داور، 3-0 به نفع تيم اوكراينى تمام شد و رم هم علاوه بر جريمه نقدى بايد دو بازى خانگي را پشت درهاى بسته بازى مي كرد. گفتنى است تنها امتياز گرگ ها مقابل باير لوركوزن(1-1) و با تك گل وينچنزو مونتلا بدست آمد.
در سال بعدى با آمدن لوچيانو اسپالتى گرگ هاى زخمى جان تازه اى يافتند و روند رو به رشدى را طي كردند. جيالوروسى ها باز هم به فينال كوپا ايتاليا رسيد و باز هم بازى را 2-4 در مجموع به نراتزورى واگذار كرد تا دومين نايب قهرمانى پياپي خود را كسب كرده باشند.
در
سال 2007 جيالوروسى ها با مربى كم تجربه اما توانايى كه داشتند توانستند
نتايج قابل توجهى را كسب كنند. در جام قهرمانان اروپا آنها از مرحله گروهى
بعد از والنسيا صعود كردند. در قرعه كشى مرحله بعد باز هم با بدشانسى به
ليون
خوردند.
ليونى كه يكى از شانس هاى قهرمانى محسوب مى شد. گرگ ها در خانه خود با
تساوى بدون گل متوقف شدند. در بازى برگشت به نظر مى رسيد كه شكست ليون كار
تقريبا غير ممكنى باشد. اما رمى ها با همت و تعصبي كه داشتند توانستند با
گل هاى توتي و مانسينى ليون را در هم بكوبند. گفتنى است آنها در مرحله يك
چهارم نهايى با قرعهى سخت ديگرى به منچستر يونايتد برخوردند. در بازى رفت
2 بر 1 در المپيكو آنها را شكست دادند. آنها به هزار اميد و آرزو به
منچستر رفتند. اما اين بار كم تجربگى و جوانى تيم گريبان گير آنها شد و
نتوانستند جو سنگين اولترافورد را بيش از 10 دقيقه تحمل كنند و در پايان
با نتيجهى عجيب 7 بر 1 شكست تحقيرانه اى را متحمل شدند.
اما گرگ ها بعد از اين شكست سنگين به همت مربى خود اسپالتي، كاپيتان توتى و جوانانى همچون د.روسى خود را پيدا كردند. آنها توانستند به نايب قهرمانى سرى آ دست يابند. نكته قابل توجه اين است كه اصلى ترين رقيب آنها در سال 2007 اينتر به حساب مى آمد. در بازى هاى رو در رو رمى ها جلو بودند. و در سن سيرو با نتيجه 3-1 اينتر را شكست دادند تا با به هم زدن جشن قهرمانى آنها به خانه بازگردند. همچنين از رقابت هاى نفس گير ديگر آنها مقابل نراتزورى سومين فينال پياپى كوپا و آن هم براى سومين بار برابر همين تيم بود. گرگ ها نمى خواستند اين بار هم به راحتى قهرمانى را به نراتزورى تقديم كنند و در بازى اول در المپيكو گويى ناراحتى شكست از منچستر را بر سر مانچينى و يارانش خالى كردند و با نتيجهى 6 بر 2 آنها را در هم كوبيدند. تا حتى شكست 2-1 برابر اينتر در بازى برگشت هم نتواند مانع قهرمانى جيالوروسى شود.
سوم ژوِئن سال 1977 و یا بهتر بگوییم
13 خرداد 1355 در تهران به دنیا آمد. در یک خانواده اصیل با وضعیت مالی و
اجتماعی خوب رشد کرد. کم کم به فوتبال علاقه مند شد. او در کنار دو خواهر
و یک برادر بزرگ شد. برادر کوچک تر فرهاد را هم خوب می شناسید. فرزاد
مجیدی که درست بسان فرهاد از بهمن به استقلال تهران پیوست. فرهاد از کودکی
عاشق فوتبال بود. از تیم های پایه کار خود را آغاز کرد. گرچه مادرش به طور
کلی مخالف حضور او در میادین فوتبال بود اما پدرش از همه نظر یار و
پشتیبان او بود. فرهاد مجیدی این روزها دوباره پیراهن استقلال تهران را بر
تن کرده است. پیراهنی که با آن به فرهاد مجیدی تبدیل شد و شاید با آن از
دنیای فوتبال خداحافظی کند.
آغاز یک راه طولانی
اولین
تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود. تیمی که با کمبود امکانات
مواجه بود اما با این حال این مساله باعث نشد تا فرهاد مجیدی فوتبال را
کنار بگذارد. پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی
به تیم بهمن پیوست. وضعیت در تیم جوانان بهمن بهتر از کشاورز بود. روزی 3
بار تمرین می کرد. تمرین های سنگین و نفس گیر. برای حضور در مسابقات
استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در
این تیم توپ زد. درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن
برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از هشت ماه بازی در صنایع پارچین وارد
تیم امید بهمن بود. او می دانست که اگر در رده سنی امید موفق ظاهر شود می
تواند به تیم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پیدا کند. پس وقت تلاش بود! تلاشی
برای رسیدن به یک آرزوی دیرینه! او پس از یک دوره کوتاه به آرزویش رسید و
پیراهن تیم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد. آن روزها بهمن در شرایط خوب و
آرمانی قرار داشت. او حالا آرزوهای بزرگتری در سر داشت...

حضور در استقلال!
پس
از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. تیمی که همیشه
آرزوی پوشیدن پیراهنش را در سر داشت. فرهاد مجیدی می دانست که راه سختی در
پیش دارد. راهی که به قله های افتخار ختم می شد. او در استقلال به یک شاه
مهره تبدیل شد! شم بالای گلزنی و هوش فوق العاده او باعث شد که به یکی از
موفق ترین و محبوب ترین بازیکنان آن زمان استقلال تبدیل شود. به واقع می
توان از فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ستاره های اواخر دهه هفتاد نام برد.
گل که می زد یک دستش را روی سینه می گذاشت و دست دیگر را باز می کرد! حرکت
او بعد از هر گل تکرار می شد. مجیدی سالها برای استقلال بازی کرد و در
واقع همین مساله باعث شد که حتی امروز محبوبیت خاصی بین هواداران استقلال
داشته باشد.
اروپا، مقصد بعدی فرهاد!
درخشش
او در بازیهای لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا
سران باشگاه راپید وین اتریش که با استقلال روابط حسنه ای داشتند سخت به
دنبال جذب فرهاد باشند. فرهاد مجیدی تصمیم خود را گرفت و در زمان حضور فتح
الله زاده به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و
همراه با موفقیت نبود اما فرهاد همیشه از آن به عنوان یک تجربه طلایی یاد
می کند. اختلاف در مبلغ قرارداد و همین طور یکی دو مصدومیت سنگین باعث شد
تا فرهاد مجیدی فکر ادامه فوتبال در اروپا را از سر خود بیرون کند. رضایت
نامه او بعد از یک فصل نا موفق در اتریش صادر شد...
امارات، نقطه آغاز...
شاید
فکرش را نمی کرد که در امارات به آن همه موفقیت برسد. اولین تیم او در
امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم
به یک ستاره محبوب در بین شیوخ اماراتی تبدیل شد و پوسترهای او در سرتاسر
امارات به چشم می خورد. سبک بازی او با دیگر بازیکنان آنقدر متفاوت بود که
بازیهای او خیلی زود به چشم آمد. فرهاد مجیدی از نظر مالی نیز آنقدر تامین
بود که جایی را جز امارات ترجیح نمی داد. پس از الوصل به الاهلی امارات
پیوست. در آنجا نیز بازیهای خوبی به نمایش گذاشت. اما در سال 2003 به
عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاههای امارات
به میدان برود. او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا و در
برابر دالیان درخشید و به یک قهرمان تبدیل شد. گل رویایی او در آن بازی
العین را به فینال جام باشگاهای آسیا برد و در آخر او با العین قهرمانی در
آسیا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی
حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان
لیگ امارات شد.
حضور کم فروغ در رده ملی!
او
در سال 1375 برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. محمد مایلی کهن مربی وقت
تیم ملی به توانایی های فرهاد اعتقاد داشت. فرهاد مجیدی اولین بازی ملی
خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. گرچه او همراه تیم ملی به
جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت اما از او به عنوان یک بازیکن کم فروغ در
رده ملی یاد می شود. او در حالی که در اوج بود و در امارات می درخشید خیلی
کم به تیم ملی دعوت می شد و زمانی هم که به اردو ها ملحق می شد به دلیل
دوری طولانی از تیم ملی نمی توانست به هماهنگی لازم برسد. او در طول دوران
بازیگری خود 41 بازی ملی انجام داده است و تنها موفق به ثمر رساندن 10 گل
شده است.
بازگشت به استقلال...
مشکلات
داخلی او با مدیران النصر امارات و فسخ قراردادش باعث شد تا در بدو ورود
دوباره ناصر حجازی به استقلال، صحبت از بازگشت فرهاد مجیدی به میان آید.
فرهاد مجیدی پس از کش و قوس های فراوان به استقلال پیوست تا به قولی که در
زمان جدایی اش از استقلال داده بود عمل کند. او در حالی به استقلال پیوست
که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب او بودند. فرهاد مجیدی پس از رفت و
آمدهای فراوان بلاخره کارت آی تی سی خود را دریافت کرد تا این روزها به
عنوان شاه مهره آبی ها از او یاد شود.
فرهاد مجیدی این روزها در
تهران به همراه همسر و دخترش تیام زندگی می کند و می خواهد با درخشش در
تیم محبوب و اسبق خود بار دیگر به یک ستاره تبدیل شود. فرهاد مجیدی از این
هفته اجازه حضور در ترکیب استقلال را دارد. او آمده است تا خودی نشان دهد.
بار دیگر با پیراهن استقلال گلزنی کند و آن حرکات معروف خود پس از گلزنی
را اینبار در استادیوم آزادی انجام دهد.