
▪ تولد: بیست و پنجم آوریل ۱۹۴۷
▪محل تولد: آمستردام- هلند
▪باشگاهها: آژاکس آمستردام، بارسلونا، لسآنجلس آزتکز، واشینگتن دیپلماتس، لوانته، فاینورد
▪ مهمترین افتخارات:
نایب قهرمان جام جهانی ۱۹۷۴، بهترین بازیکن جام جهانی ۱۹۷۴، قهرمان جام باشگاههای اروپا ۱۹۷۱، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۳، قهرمان جام باشگاههای جهان ۱۹۷۲، مرد سال فوتبال اروپا ۱۹۷۱، ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴
تیم ملی هلند:
۴۸ بازی، ۳۳ گل یک بار (۱۹۷۴) - ۷ بازی، ۵ گل
▪ حضور در جام جهانی:
اسطوره فوتبال هلند و باشگاه آژاکس و یکی از پنج بازیکن برتر تاریخ فوتبال جهان، در سال ۱۹۴۷ در آمستردام متولد شد. فوتبال خود را در باشگاه آژاکس آمستردام آغاز نمود و به همراه این تیم سه بار در سالهای ۱۹۷۳-۱۹۷۱ فاتح جام باشگاههای اروپا شد. تکنیک ناب و قدرت رهبری فوقالعاده او در کنار تاکتیکهای نوین رینوس میشل از تیم ملی هلند یک مدعی جهانی ساخت. در کنار نیسکنز، رپ، ویلکس و سایر مردان پرتلاش هلند، او به دیدار نهایی جام جهانی ۱۹۷۴ رسید. در جام جهانی ۱۹۷۴، تیم هلند با بازیهای دیدنی کرایف موفق شد با شکست دادن برزیل و آرژانتین در مرحله ماقبل فینال برگزارکننده دیدار نهایی در برابر میزبان مسابقات یعنی آلمان غربی باشد.
با شروع بازی و طی ۱۶ پاس پیاپی که میان بازیکنان هلند رد و بدل شد، یوهان کرایف صاحب توپ شد و در محوطه جریمه با خطای برتی فوگتس سرنگون گردید تا داور نقطه پنالتی را نشان دهد. ضربه پنالتی نیسکنز در دقیقه اول بازی به ثمر رسید و امیدهای فراوانی برای قهرمانی هلند ایجاد کرد ولی ژرمنها با تلاش بی وقفه خود در نهایت به پیروزی ۲ بر ۱ دست یافتند تا هلند در عین شایستگی فراوان دوم شود. یوهان کرایف عنوان بهترین بازیکن جام جهانی را به دست آورد و در این سال برای سومین بار مرد سال فوتبال اروپا شد. کرایف پس از ده سال حضور موفق در آژاکس به بارسلونا رفت و در اولین فصل حضورش به مقام قهرمانی لیگ اسپانیا دست یافت.
او در طی پنج فصل حضور در بارسلونا ۱۴۳ بازی در لیگ اسپانیا انجام داد و ۴۸ گل به ثمر رساند. در اردوی تیم ملی هلند برای حضور در جام جهانی اتفاقاتی روی داد که موجب کنارهگیری کرایف و عدم شرکتش در جام جهانی گردید. شاید اگر کرایف در آرژانتین حضور داشت هلند قهرمان جام جهانی ۱۹۷۸ می شد. در سال ۱۹۷۹ او به تیم لس آنجلس آزتکز پیوست و یک فصل برای این تیم بازی کرد ولی دوباره به هلند بازگشت و این بار در تیم فاینورد حضور یافت و به همراه این تیم سه بار به مقام قهرمانی لیگ هلند دست یافت و در سال ۱۹۸۴ از فوتبال کنارهگیری نمود و به عنوان مدیر به آژاکس بازگشت. در سایه مدیریت او تیم آژاکس فاتح جام برندگان جام اروپا در سال ۱۹۸۷ شد. کرایف به بارسلونا رفت و روی نیمکت این تیم نشست و ضمن کسب جامهای متعدد قهرمانی با این تیم در سال ۱۹۹۲ به مقام قهرمانی جام باشگاههای اروپا این بار در کسوت سرمربی رسید.
www.dotcomiran.comمنبع:
روبرتو باجو فوتبالیست شهیر ایتالیایی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ این کشور است.
ظرافت بازی و تکنیکهای نرم باجو هر فوتبالدوستی را به تحسین او وا می داشت. باجو برای بسیاری از تیمهای ایتالیایی از جمله فیورنتینا، یوونتوس، آث میلان، اینترمیلان و برشا بازی کرد و در چند جام جهانی نیز در تیم ملی ایتالیا بازی کرد. اوج درخشش او در جام جهانی 1990 بود. ایتالیا به لطف بازی درخشان باجو و نه قدرت تیمی، به فینال مسابقات جام جهانی 1994 آمریکا رسید. اما با وجود اینکه او به خبره بودن در ضربات کاشته مشهور بود، آخرین پنالتی تیمش در فینال جام جهانی 1994 (مقابل برزیل) را هدر داد تا ایتالیا جام را از دست دهد. آن پنالتی را میتوان سیاهترین نقطهٔ ورزشی باجو دانست
سال 91 باجو در يووه نيمكت نشين شد . تراپاتوني ، مربي آن زمان يوونتوس به بهانه آمادگي نداشتن ، باجو را به زمين نفرستاد اين اولين خاطره بد باجو بود ولي او خيلي زود جاي اصلي خود را يافت و با زدن گلهاي فراوان ، به تيم اصلي بازگشت . باجو با بازوبند كاپيتاني در سال 93 يوونتوس را فاتح جام يوفا كرد و تراپاتوني در باره او گفت : روبرتو به لطف اعتماد به نفس وبلوغ و تجربه انكار ناپذيرش ازعهده كاپيتاني در خارج و داخل ميدان بر آمده است. در سال 93 باجو تمامي جوايز انفرادي دنياي توپ گرد را به خود اختصاص داد و بهترين بازيكن جهان شد .
در جام جهاني 94 باجو به واسطه تكنيك و هنر انكارناپذيرش ايتاليا را به فينال جام جهاني رساند ، ولي در فينال يكي از پنالتي هاي ايتاليا را مقابل برزيل از دست داد تا اين بار هم دست او به جام نرسد اين اتفاق در حالي افتاد كه حضور او در فينال به واسطه آسيب ديدگي ، در پرده اي از ابهام قرار داشت .
يك سال بعد و در پايان فصل 95 – 94 او به ميلان فروخته شد . مشكلات او با ليپي و بته گا و ظهور پديده اي چون الكس دل پيرو از دلايل اصلي ترك يوونتوس پس از 5 سال حضور موفق بود ، باجو در كتابش دليل اصلي ترك يوونتوس را بته گا ، مدير باشگاه يوونتوس عنوان كرده و معتقد است بته گا هواداران يووه را عليه او شورانده است .
حاصل تلاش او در يوونتوس 141 بازي و 78 گل در سريA بود . در ميلان باجو يكي از بدترين دوران ورزشي خود را تجربه كرد . آمدن و رفتن مربيان متعدد آسيب ديدگي و نيمكت نشيني هاي بي پايان ، صبر باجو را به سر آورد ، او در اين ميان به علت آسيب ديدگي و اختلاف نظر با ساكي بازيهاي يورو 96 را نيز از دست داد .
پس از 51 بازي و فقط 12 گل به بولونيا پيوست . اين انتقال كه در سال 97 اتفاق افتاد بهترين تصميم باجو بود . او با بازيهاي فراموش نشدني در بولونيا طي 30 بازي 22، گل به ثمر رساند و به وسيله چزاره مالديني دوباره به تيم ملي برگشت و در جام جهاني 98 سومين حضورش در جام جهاني را تجربه كرد اين بار هم ضربات پنالتي عامل حذف او و تيمش در مرحله يك چهارم نهايي رقابت ها مقابل فرانسه ميزبان بود . در جام جهاني98 او رقيب اصلي دل پيرو براي قرار گرفتن در تركيب ثابت ايتاليا بود و به مراتب بهتر از دل پيرو بازي كرد .
با اتمام جام جهاني 98 او به اينتر پيوست . تا كنار رونالدو زوج روبي – روني را به وجود آورد . اما بر خلاف تصوراتش آسيب ديدگي او را رها نكرد و در 2 فصل و 41 بازي ، فقط 9 گل در سريA به ثمر رساند و براي حضور ثابت در ميدان به تيم برشا پيوست او توانست برشا را به بهترين مكان تاريخش يعني رتبه هشتم سريA برساند باجو طي 2 فصل پيش 37 بار براي برشا به ميلان رفت و 21 گل براي تيم منطقه لومباردي به ثمر رساند . او كارلو ماتزوته مربي برشا را چون پدر خود مي داند و از حضور در برشا بسيار خرسند است .
باجو در 3 ژانويه سال 2002 و در مرحله نيمه نهايي جام حذفي ايتاليا مقابل پارما آسيب ديد و درحالي كه همه از بازگشت او به ميدان پيش از جام جهاني 2002 نااميد شده بودند 7 روز بعد به زمين برگشت و بازدن 2 گل همه دوست دارانش را به حضور درجام جهاني اميدوار كرد و با وجود اين تراپاتوني او را به تيم ملي ايتاليا دعوت نكرد تا باجوي 35 ساله نااميد شود . در غياب باجو ايتاليا يك ناكامي ديگر را تجريه كرد .
آسيب ديدگي ها در تمام اين سالها باجو با وجود درد و آسيب ديدگي زانوي راستش كه در واقع پاشنه آشيل محسوب مي شود ، مي كوشيد در ميدان هاي فوتبال حضوري دايمي داشته باشد اما آسيب ديدگي هيچگاه او را رها نكرده است. حتي در آخرين عمل جراحي زانوي راست او از داخل 220 بخيه خورد تا تاندون پاي او بهبود يابد .
تا شروع اين فصل سريA باجو 394 بازي و 181 گل زده بود و با تو جه به 7 گلش در اين فصل تا هفته هيجدهم با 188 گل بهترين گلزن فعال سريA به شمار مي رود . با توجه به انتقال باتيستوتا و احتمال گلزني او براي اينتر ، نبرد اين دو بازيكن در ماههاي آينده سرنوشت بهترين گلزن فعال سريA را مشخص خواهد كرد، باتي گل تا به حال 181 گل زده و به سختي در تعقيب باجو است .
باجو هنوز از حضور در تيم ملي ايتاليا نااميد نشده و با وجود تمام ناملايمات باز هم اميدوار است دوباره پيراهن لاجوردي را تن كند و او در 55 بازي ملي27 گل به ثمر رسانده است . با توجه به ادامه كار تراپاتوني در تيم ملي ايتاليا و درخشش بازيكنان جوان تر بعيد به نظر مي رسد باجو شانسي در تيم ملي داشته باشد . با وجود اين باجو يكي از اسطوره هاي تاريخ فوتبال ايتاليا باقي مي ماند .

زندگینامه ناصر حجازی برترین دروازه بان تاریخ فوتبال ایران

ناصر حجازي كه كنفدارسيون فوتبال آسيا وي را دومين دروازهبان برتر قرن بيستم آسيا اعلام كرده، متولد 1328 تهران است.
ناصر حجازی در سالهاي دهه 1350 دروازهبان اصلي تيم ملي ايران بود و با اين تيم دو بار قهرمان آسيا و يك بار قهرمان بازيهاي آسيايي شد و در جام جهاني 1978 آرژانتين به ميدان رفت. وي همچنين در المپيك مونيخ در سال 1972 تيم ملي را همراهي كرد.

خود حجازي گرايشش به فوتبال را اين گونه تعريف ميكند: من فوتبال را فقط به صورت تفريحي دنبال مي كردم و رشته اصلي من بسكتبال بود و حتي براي تيم جوانان بسكتبال ايران هم انتخاب شدم و ماجرا از اينجا شروع شد كه روزي با دوستان به تماشاي بازي آموزشگاهي كه تيم مدرسه ما هم در آن شركت داشت رفتيم.
در همان روز دروازه بان تيم مدرسه ما آسيب ديد مربي تيم مرا صدا زد و گفت ناصر بيا درون دربازه بايست من هم گفتم آقا اصلا من نمي توانم من فقط گاهي فوتبال بازي مي كنم اون هم هافبك تيم نه دروازه باني!! مربي دست بر دار نبود و ميگفت تو قد بلند داري و بسكتباليست هم بودي حتما ميتواني چند توپ هوايي رو بگيري.
خلاصه با اصرار مربي و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز براي من يك روز بياد ماندني و خاطره انگيز است. خودم هم باورم نمي شد كه چرا با وجود انكه براي اولين بار درون دروازه ايستاده بودم اينقدر خوب توپ ميگرفتم. بازي كه تمام شد همه تماشاگراني كه براي ديدن مسابقه آماده بودن تشويقم كردند.حجازي در دوران بازيگري در باشگاههاي نادر،تاج، شهباز و استقلال ( تیم تاج پس از انقلاب ) بازي كرد و پس از آن در تيمهاي ماهام دان بنگلادش، شهرداري كرمان، بانك تجارت، سپاهان، ماشين سازي تبريز، استقلال تهران، ذوب آهن، استقلال رشت ، نساجی مازندران و استقلال اهواز به مربيگري پرداخت.
حجازي در سال 1980 يك ماه در تيم انگليسي منچستر يونايتد به تمرين پرداخت و حتي در يك بازي به عنوان دروازهبان ذخيره اين تيم را همراهي كرد اما به دلايل قانون ایران اجازه ثبت قرارداد با تیم منچستریونایتد انگلیس را پیدا نکرد .
علي دايي، عليرضا اكبرپور و رحمان رضايي از جمله معروفترين بازيكناني هستند كه توسط ناصر حجازي به فوتبال ايران معرفي شدهاند.
تولد : ۲۴ فروردین ۱۳۳۵
باشگاه ها: شهربانى، پاس (۵۵-۵۹) سرباز (۶۰-۶۲) پاس (۶۳-۶۷)
افتخارات : دوبار قهرمان لیگ تخت جمشید (۵۵ و ۵۶)
دوران مربیگرى:
۶۸-۷۱ : پاس تهران
۷۲: سپاهان اصفهان
۷۳-۷۴: بهمن كرج
۷۵: پاس تهران
۷۶: پلى اكریل اصفهان
۷۷: تراكتور سازى تبریز
۷۸: استقلال اهواز
۷۹: ابومسلم مشهد
۸۰: استقلال اهواز
۸۱: شهاب زنجان، ابومسلم مشهد
۸۲: ابومسلم مشهد
۸۳-۸۴: راه آهن تهران
۸۵-۸۶: استقلال اهواز
افتخارات مربیگرى:
یك قهرمانى باشگاه هاى آسیا با پاس (۱۳۷۱)
دو قهرمانى لیگ با پاس
(۱۳۷۰ و ۱۳۷۱)
یك قهرمانى جام حذفى با بهمن (۱۳۷۳)
دو قهرمانى دسته دوم لیگ با ابومسلم و استقلال اهواز (۱۳۷۹ و ۱۳۸۰)
دو قهرمانى جام حذفى تهران با پاس و بهمن (۱۳۷۰ و ۱۳۷۳)
دو قهرمانى جام میلز هندوستان با پاس و بهمن (۱۳۷۰ و ۱۳۷۳)
چهار بار صعود به لیگ سطح اول (۱۳۷۳- بهمن، ۱۳۷۹- ابومسلم۱۳۸۰، - استقلال اهواز، ۱۳۸۳- راه آهن)
استقلال
تهران دهمین تیم دوران مربیگرى فیروز كریمى است. كریمى به جز شهاب زنجان
با ۹ تیم در لیگ حاضر شده كه در تاریخ لیگ یك ركورد محسوب مى شود.
نزدیكترین رقیب كریمى در این زمینه محمود یاورى است كه با ۸ تیم مختلف در
لیگ حضور یافته است.
< استقلال اهواز و بهمن بهترین نتایج خود را در
تاریخ حضور در لیگ با فیروز كریمى كسب كرده اند. آبى هاى اهواز فصل قبل در
لیگ برتر در حالى كه تا روز آخر شانس قهرمانى داشتند به نایب قهرمانى دست
یافتند. بهمن نیز در فصل ۷۴ با كریمى نایب قهرمان شد.
< سپاهان،
بهمن، تراكتورسازى، راه آهن، شهاب زنجان و استقلال اهواز (فصل جارى ) تیم
هایى هستند كه در میانه فصل كریمى را بركنار یا از دست داده اند.
<
با چهار بار صعود از لیگ پایین به لیگ سطح اول كشور در بین مربیان تاریخ
فوتبال ایران ركوردار است. كریمى با هیچ تیمى سابقه سقوط به دسته پایین تر
را ندارد، در حالى كه در فصل ۸۱ ابومسلم را فقط به خاطر تفاضل گل بهتر در
لیگ برتر حفظ كرد.
<در سه فصل متوالى از ۶۸ تا ۷۰ با تیم پاس به مقام سوم باشگاههاى تهران دست یافت. در این سه فصل پرسپولیس و استقلال قهرمان شدند.
< پس از عباس رضوى و بیژن ذوالفقارنسب، سومین مربى غیراستقلالى تاریخ ۶۲ ساله باشگاه آبى هاى پایتخت محسوب مى شود.

لوئیس فابیانو کلمنته متولد 8 نوامبر 1980 در کمپیناس سائوپائولو برزیل ، یک بازیکن برزیلی هست که در پست مهاجم بازی می کند.فوتبال حرفه ای را از باشگاه پونته پرتا در سال 1997 آغاز کرد و تا سال 2000 در این تیم بازی کرد و با درخشش نسبی در این تیم با انجام 67 بازی 25 گل را به ثمر رساند.در سال 2000 وی راهی اروپا شد و کار خود را با باشگاه رن فرانسه دنبال کرد اما در این باشگاه بدترین نمایش ممکن را اجرا کرد و با انجام تنها 11 بازی آن هم نه به صورت فیکس هیچ گلی به ثمر نرساند تا از اروپا به تیم یائوپائولوی برزیل برود.وی در تیم سائوپایولو احیا شد و از سال 2001 تا سال 2004 که در این تیم بود با انجام 160 بازی 118 گل به ثمر رساند که آمار بسیار خوبی بود و باعث شد که در سال 2003 به تیم ملی پر مهره ی برزیل دعوت شود.هنگامیکه در تیم سائوپایولو بود سایر بازیکنان تیمش به او بعد از کسب جام لیبرتایورس لقب پسر بد را دادن زیرا هنگام بازی در فینال مسابقات وی با تکل وحشتناکی که زیر گردن بازیکن ریورپلاته انجام داد او را روانه ی بیمارستان کرد و سه بازی در تمام رقابت ها محروم شد !همچنین مادر وی با یک مرد مسلح اقدام به بچه دزدی کرده بود و توسط پلیس دستگیر شد که البته مدتی پیش آزاد شد. در سال 2004 وی دوباره عازم اروپا شد و کار خود را برای یک فصل با پورتو دنبال کرد و در آن فصل با انجام 22 بازی 5 گل به ثمر رساند.در سال 2005 وی به تیم سویای اسپانیا رفت و در لالیگا تصمیم به بازی گرفت و درخشش خود را با این دنبال نمود و هم اکنون یکی از گزینه های اصلی بهترین گلزن لالیگاست.وی با این تیم دوبار پیاپی قهرمان جام یوفا و یک بار قهرمان سوپر جام اروپا شده است.انتظار این امر بسیار می رود که وی بزودی عضو یکی از باشگاه های بزرگ جهان خواهد شد.

آندرس اینیستا لوخاین متولد 11 ماه مِی 1984 در فواِنتیلبیای آلباسته ی اسپانیا است.قدش 170 سانتیمتر و پستش پشت فوروارد یا هافبک هجومی است ولی در اغلب قسمت های زمین(از جمله خطوط هافبک) توانایی بازی دارد.12 سال بیشتر نداشت که باشگاه بارسلونا او را که در تیم محلی بالومپیای آلباسته بازی می کرد ، کشف کرد و به کاتالانیا آورد.لوئیس ونگال او را در اولین بازی اش در 29 اکتبر 2002 در یک بازی جام باشگاه های اروپایی در برابر براگا بازی داد.در لالیگای در آن سال 6 بار توانست به میدان برود و گلی نتوانست به ثمر برساند و درخشش چشمگیری نداشت.در فصل 2004-2003 وی 11 بار به میدان رفت که اکثراً به صورت بازیکن تعویضی آن هم در ورزشگاه نیوکمپ بود. در آن فصل اینیستا فقط یک گل به ثمر رساند.اما شروع حرفه ای و فصل موفق آندرس را باید در فصل 2005-2004 بدانیم که وی به عنوان یک بازیکن فیکس از 38 بازی در لالیگا 37 بازی را به میدان رفت که از همه بازیکنان بارسلونا در آن فصل بیشتر بود.در آن فصل وی به عنوان یک بازیکن سازنده گل در گلزنی های ساموئل اتوو و رونالدینهو نقش بسزایی داشت و کمتر ترجیح میداد که در گلزنی برای خود شرکت کند و توانست تنها 2 گل در آن فصل به ثمر برساند.اینیستا رفته رفته به روند موفقیت خود ادامه میداد و بخصوص بازی او در فصل 2006-2005 که ژاوی هرناندز مدت زیادی مصدوم بود بیشتر به چشم می خورد زیرا او به جای ژاوی به میدان رفت و توانست جای او را به خوبی پر کند و به عنوان یک بازیکن کاملاً پخته در هافبک به حساب آید . در 19 ژولای آن سال پیشنهاد هنگفتی با مبلغ 60 میلیون یورویی از سران باشگاه رئال مادرد به وی داده شد ولی اینیستا این پیشنهاد را رد کرد و با بارسلونا تا سال 2014 تمدید کرد.وی در خصوص این پیشنهاد به مطبوعات گفت:(( من می توانم در خصوص این پیشنهاد هر کاری رو انجام بدم ولی دوست دارم که بار دیگر با بارسلونا باشم و آنجا بمانم.وقتی که گفتم می خواهم فوتبالم را با بارسلونا به پایان برسانم با تمام قلب و وجودم این حرف را زدم)).
در فصل 2007-2006 وی با انجام 37 بازی در لالیگا توانست 6 گل و با انجام 8 بازی در جام باشگاه های اروپا 2 گل به ثمر برساند.
در فصل 2008-2007 آندرس شماره 8 را که قبلاً بر تن ژولی بود را بر تن کرد و همانند سال های پیش یکی از ارکان اصلی بارسا به حساب می آید و پاس های بی نقض او در بازی های زیبای چند سال اخیر بارسلونا بسیار موثر بوده است.
اینیستا در تیم ملی اسپانیا
اینیستا اولین بار در سال 2001 به تیم زیر 16 اسپانیا دعوت شد و در پیروزی های این تیم در جام ملت های زیر 16 سال اروپا نقش داشت.همچنین در سال بعد نیز در تیم زیر 19 سال اسپانیا بازی کرد و در قهرمانی این تیم در مسابقات جام ملت های زیر 19 سال های اروپا نقش داشت. در سال 2003 آندرس نقش بسزایی را در رسیدن تیم جوانان اسپانیا به فینال جام جهانی جوانان که در امارات برگزار میشد را ایفا کرد که در همان سال نامش در تیم ستاره های جهان فیفا آمد.وی همچنین در جام جهانی 2006 که در آلمان بر گزار میشد حضور داشت.
اینیستا و خانواده
مادر اینیستا یک پیشخدمت در هتل رامبلا و پدرش یه وکیل بازنشسته است که در انتخاب باشگاه به وی کمک بسیاری کرده است.اینیستا همچنین یک پسردایی به نام خاویر گاستون آلبرتو است که در تیم نوجوانان بارسلونا بازی می کند و هم اکنون 14 ساله است و در پست فوروارد بازی می کند.
افتخارت آندرس اینیستا
قهرمانی با بارسلونا در فصل 2005-2004 در لالیگا
قهرمانی با بارسلونا در فصل 2006-2005 در لالیگا
قهرمانی با بارسلونا در فصل 2006-2005 در سوپرجام اسپانیا
قهرمانی با بارسلونا در فصل 2006-2005 در جام باشگاه های اروپا
قهرمانی با تیم زیر 16 سال اسپانیا در جام ملت های اروپا
قهرمانی با تیم زیر 19 سال اسپانیا در جام ملت های اروپا
نائب قهرمانی با تیم جوانان اسپانیا در جام جهانی جوانان در سال 2003
زینالدین یزید زیدان (زادهی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایریالاصل) است که در میانهی میدان بازی میکند و عموماً به عنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته میشود. او تا بحال برای تیمهای باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.
او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزهی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزهی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزهی پرارزشترین بازیکن جام باشگاههای اروپا و یک بار جایزهی بهترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملتهای اروپا, جام باشگاههای اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو میتوان او را از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاههای اروپا گل زده است.
زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفهای او. در همین فینال بود که ضربهی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالیترین لحظات تاریخ زندگیاش را در آخرین لحظات عمر حرفهایاش رقم زد.
باشگاهی
زیدان فوتبال حرفهای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 اینجا بازی میکرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرحترین باشگاههای فرانسه پیوست.
زیدان جمعا چهارسال از 1992 تا 1996 برای بوردو بازی کرد. در این چهار سال او در 157 بازی لیگ فرانسه شرکت داشت و 32 گل به ثمر رساند.
پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلیترین ستارههای تیم, بدل شد.
او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سالهای 1997 و 1998, در فینال جام باشگاههای اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).
زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.
در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقالهای تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بیسابقه بود. او در سالهایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازیکنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهمترین ستارههای این کهکشان بود و از سایر ستارههای نورانی آن میشود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.
زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.
اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاههای اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار میشد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاههای اروپا را نیز به کارنامهاش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گلهای تاریخ فوتبال شمرده میشود.
زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام میگرفت, همتیمیهای او لباس ویژهای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام "زیدان, چهرهای از قرن بیست و یکم" شد.
زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین میتوانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".
به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.
زیدان در سال 1998 به همراه تیم ملی فرانسه, میزبان جام جهانی 1998 بود. او در بازی دوم فرانسه (که پیروزی 4-0 مقابل عربستان صعودی را در پی داشت) خطای بدی روی کاپیتان عربستان, فواد امین, مرتکب شد و به این ترتیب کارت قرمز دریافت کرد و از دو بازی محروم شد. در آن زمان ادعا میشد که امین لفظا به زیدان توهین کرده است. زیدان در یک چهارم نهایی مقابل ایتالیا به میدان آمد و پس از اینکه بازی بعد از 120 دقیقه به پنالتی کشید, ضربهی پنالتی خود را به گل تبدیل کرد. او در فینال جام مقابل برزیل به میدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پایهگذار پیروزی 3-0 تیمش شد تا فرانسه برای اولین بار در تاریخ, قهرمان جام جهانی شود. دو گل او در این بازی با ضربهی سر به ثمر رسید که به نوبهی خود برای هافبکی چون او قابل توجه بود. بسیاری این بازی را نقطه عطف تاریخ زندگی زیدان میدانند.
دو سال بعد زیدان از اعضای تیم ملی فرانسه در یورو 2000 بود. او از بهترین بازیکنان فرانسه در این جام بود. زیدان در یک چهارم نهایی از روی ضربهی آزاد مستقیم دروازهی اسپانیا را باز کرد و در آخرین ثانیههای بازی نیمه نهایی با پرتغال, گل طلایی را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا نقش عمدهای در رسیدن تیم به فینال داشته باشد. فرانسه در فینال نیز ایتالیا را , در یکی از جنجالیترین بازیهای تاریخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهانی 1998 و یورو 2000 به یکی از پرافتخارترین تیمهای تاریخ بدل شود. 34 سال از آخرین باری که تیمی جام جهانی و جام ملتهای اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, میگذشت. در این هنگام بسیاری فرانسه را بزرگترین تیم فوتبال دنیا میدانستند.
زیدان در جام جهانی 2002 نیز از اعضای تیمش بود اما به علت مصدومیت در دو بازی اول غایب بود. این تورنمنت, یکی از بدترین افتضاحات فرانسویها بود که با بازیهای ضعیف بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز از جام حذف شدند. زیدان تنها در بازی آخر مقابل دانمارک به میدان آمد.
در یورو 2004 نیز زیدان به همراه تیم ملی فرانسه به میدان آمد و شاهد باخت تیمش مقابل یونان, تیمی که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از این جام زیدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملی کنارهگیری کرد.
با این حال پس از اینکه فرانسه در راه صعود به جام جهانی 2006 به مشکلاتی برخورد زیدان در آگوست 2005 (یک سال پس از کنارهگیری) اعلام کرد که برای کمک به تیم ملی فرانسه برمیگردد و مجدداً به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولین بازی خود پس از خداحافظی را مقابل جزایر فارو انجام داد و در پیروزی 3-0 تیمش نقش داشت. فرانسه نهایتا به عنوان اولین تیم از گروه خود به جام جهانی 2006 صعود کرد.
در 25 آپریل 2006 , پس از یک فصل پر از مصدومیت در رئال مادرید, زیدان تصمیم نهایی خود برای کنارهگیری از فوتبال, چه باشگاهی و چه ملی, را اعلام کرد. این کنارهگیری به پس از اتمام جام جهانی 2006 حواله داده شد.
در 27 می 2006 زیدان در پیروزی 1-0 تیمش مقابل مکزیک نقش داشت و صدمین بازی ملی خود را در این بازی انجام داد. با این حساب او در کنار مارسل دسایی, دیدیه دشان و لیلیان تورام به یکی از تنها چهار بازیکنی بدل گشت که بیش از صدبار برای فرانسه به میدان آمدهاند.
زیدان در جام جهانی 2006 برای سومین جام پیاپی در ترکیب تیم ملی فرانسه ظاهر شد و این بار بازوبند کاپیتانی را به دست داشت. او در هر دو بازی اول, مقابل سوئیس و کره جنوبی, کارت زرد گرفت و از بازی سوم محروم شد. در یک هشتم نهایی, مقابل اسپانیا, او به ترکیب تیم بازگشت و با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در صعود تیمش به یک چهارم نهایی داشت.
در یک چهارم نهایی, فرانسه در بازی حساسی مقابل برزیل, مدافع عنوان قهرمانی, قرار گرفت. این تکرار فینال جام جهانی 1998 بود. زیدان در این بازی, برای اولین بار در تاریخ فوتبال خود, به تیری هانری پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پیروز بازی شود و به نیمه نهایی صعود کند. زیدان به عنوان بهترین بازیکن این دیدار انتخاب شد.
چهار روز بعد, فرانسه در نیمه نهایی مقابل پرتغال به میدان رفت تا زیدان از روی نقطه پنالتی دروازهی ریکاردو را باز کند و فرانسه به فینال راه پیدا کند.
در 9 ژولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقهی 7 از روی نقطهی پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازیکنی باشد که تا بحال در دو فینال جام جهانی گل زدهاند. بازی در وقت معمولی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافهی اول با ضربهی سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربهی او را مهار کرد. دقیقهی 110 این بازی, که میرفت آخرین بازی زیدان باشد, به یکی از جنجالیترین صحنههای تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. در طی این صحنه (که در پایین شرح داده شده است) زیدان اخراج شد و نتیجتا در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه روی غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجهی 5-3 مغلوب و حذف شد.
با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال, او عنوان بهترین بازیکن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بینظیرش کامل شده باشد.
در دقیقهی 110 بازی فینال, زیدان در صحنهای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. زمینهی این درگیری کلماتی بود که ماتراتزی به زیدان گفته بود (در پایین توضیح داده شده است). داور بازی, هوراشیو الیزوندو, این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شود. او بازوبند کاپیتانی را به ویلی سانیول سپرد (تا او آن را به بازوی فابین بارتز ببندد) و از زمین خارج شد.
پس از پایان بازی تحقیقات و لبخوانیهای وسیعی برای مشخص شدن علت درگیری و کلمات تحریککنندهی ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری میگفتند ماتراتزی با توهینی راسیستی زیدان را به "تروریست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این را رد کردند. ماتراتزی ادعا کرد که توهینی که به زیدان کرده است بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است.
سه روز پس از بازی زیدان در دو مصاحبهی تلویزیونی در این مورد شرکت کرد. او در این مصاحبهها اعلام کرد که ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده است و ضمن معذرتخواهی, اعلام کرد که از کاری که کرده پشیمان نیست. او در ضمن هرگونه توهینهای راسیستی از سوی ماتراتزی را غیرواقعی و محصول جنجال نشریات و رسانهها دانست.
زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوانترین فرزند خانوادهی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگتر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسبشان به روستایی در الجزایر برمیگشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا میکرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیدهاند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را میتوان "مسلمان اسمی" نامید.
زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیاییالاصل, ازدواج کرد. آنها چهار فرزند به نامهای انزو (زادهی 24 مارس 1995), لوکا (زادهی 13 می 1998), تئو (زادهی 18 می 2002) و الیاس (زادهی 26 دسامبر 2005) دارند.