
خوزه
مورینیو، سرمربی شهیر پرتغالی را تنها به دلیل توانایی های فنی در عرصه
مربیگری ستایش نمی کنند بلکه او را به دلیل هوش، ذکاوت و مدیریت بالا می
ستاید و با همین حربه بود که توانست از حد یک مترجم خود را به بالاترین
سطوح مربیگری سوق دهد.
مردی که روزگاری بزرگترین افتخارش مترجمی
سربابی رابسون انگلیسی بود، حالا با عناوین معتبر قهرمانی در لیگ های
اروپایی و در سطح فوتبال جزیره صاحب شأن و وجهه فراوانی است و صدالبته
قیمت بالایی هم برای همکاری با او پرداخت می شود! مورینیو که به دلیل
ناسازگاری و لجبازی با ابراموویچ مالک میلیاردر و روسی چلسی از همکاری با
آبی پوشان در میانه راه منصرف شد، هم اکنون مشغول استراحت است اما مگر می
توان باور کرد او با آن شخصیت جالب و منحصر به فرد که جنجال و حاشیه سازی
عضوی از آن به حساب می آید از دنیای توپ گرد فاصله گیرد!
مورینیو
هر از گاهی با مصاحبه های جنجالی سعی می کند نام خود را بر زبان ها جاری
سازد و به درستی می داند اگر از تیترهای مطبوعاتی دور گردد، شانس زیادی
برای بازگشت به سطح اول فوتبال ندارد چرا که تجربه ثابت کرده علم فوتبال
به سرعت در حال پیشرفت و به مثابه قطاری درحال حرکت است که اگر مسافری در
یک ایستگاه از آن پیاده گردد، حتی با دقیقه ای تأخیر هم نمی تواند به هم
قطاران قبلی برسد لذا خوزه هم از این قاعده مستثنی نیست و اگر دیر بجنبد
دنیای فراموشکار فوتبال او را نیز به کتاب تاریخ می سپارد!
مورینیو
میل و علاقه ای به کار کردن در عرصه ملی ندارد، چرا که فشردگی و حساسیت و
جذابیت تقویم باشگاهی را ندارد و رویارویی با یک ملت را نیز شامل می شود
که او فعلاً ترجیح می دهد خود را درگیر چنین موضوعی نکند.
مورینیو
علاقه مند به همکاری با باشگاه های اسپانیا و ایتالیا است که فعلاً اوضاع
در لالیگا برای کار کردنش بهتر است چرا که تیم های بزرگ سری A مربیان خود
را باور داشته و فعلاً دلیلی برای قطع همکاری نمی بینند!
او که
دوست دارد در محیطی ایده آل و سطح بالا فعالیت کند قطعاً برنامه هایی نظیر
اینتر، میلان، یووه، رم، فیورنتینا و حتی لاتزیو می اندیشد نه پالرمو،
ناپل و ... لذا فعلاً اوضاع برای ورودش به اسپانیا مهیاتر است، چرا که
اوضاع بارسلونا و ریکارد بحرانی است و با وجود دومی در لالیگا، صدرنشینی
در لیگ قهرمانان و پیشروی در «کوپا دل ری» دست هایی در کار است تا این
هلندی را از نیمکت سرمربیگری نوکمپ دور کنند.

رئال
با شوستر صدرنشین لالیگا است امابازهم مخالفان نحوه بازی وسیستم تیم را
نقد کرده و او را زیر تیغ انتقاد برده اند و مساوی های اروپایی بیش از همه
کار دست این مرد آلمانی داده که گفته می شود با تعدادی از ستارگانش نیز
مشکل دارد.
می بینیم که هر ۲ نیمکت می توانند او را به آرزوهایش
برسانند و در حقیقت شرایط به گونه ای است که کوچکترین لغزش و تغییر می
تواند منجر به روی کار آمدن او گردد که تفاوتی هم برای کار کردن ندارد.
۲
مجموعه نامدار، سرمایه دار، پر از ستاره های زیر و درشت با اقبال عمومی
فراوان، هرچند که به دلیل همکاری پیشین با بارسلونا خیلی ها او را متمایل
به کاتالونیا می دانند تا رئال! آتلتیکو مادرید سومین تیم پراعتبار
اسپانیا خوب سرمایه گذاری کرده اما مطابق انتظار نتیجه نگرفته است.
سطح
انتظارات در این تیم به مراتب از ۲ نام دیگر پایین تر است و فضا برای
اجرای تفکرات و اثبات اندیشه هایش مناسب تر است، لذا شاید این گزینه را
برای ورود به خاک اسپانیا و آشنایی بیشتر با لالیگا انتخاب کند. سویا پس
از راموس و ویارئال با مشکلات ریز و درشت نیز می توانند او را به سمت
لالیگا سوق دهند اما پیشنهادات مالی باید آنقدر بالا باشد که معضلات فنی
در ابتدای راه نادیده گرفته شود!
در هر حال مورینیو زیاد از سطح
اول فوتبال باشگاهی دور نمی ماند چرا که بسیار باهوش و باذکاوت است و می
داند هرگز اعتبار و شخصیت مربیانی نظیر لیپی، کاپلو، ونگر، فرگوسن یا
هیتزفلد را ندارد که همیشه در اذهان عمومی ماندگار و در دسترس مدیران بزرگ
باشد، پس در این مورد عجله و درایت لازم است!

نستا خوشگل ترین بازیکن دنیا
الساندرو نستا ملقب به ساندرو
در تاريخ 19 مارس 1976 در شهر رم ايتاليا به دنيا آمد.وي در دوران كودكي
دچار مشكل از ناحيه كمر شد و برادر بزرگ او، فرناندو او را براي رهايي از
درد به ورزش فراخواند و او فوتبال را انتخاب كرد.
اما ثبت نام او در
مدرسه فوتبال همزمان با مرگ پدرش شد و اين تاثير بدي در روحيه او
داشت.نخستين كسي كه به استعداد ساندرو نوجوان پي برد روكا مربي آن زمان
تيم هاي پايه رم بود اما او به خاطر علاقه پدرش به لاتزيو اين تيم را براي
ادامه فوتبال خود برگزيد و نستا در سال 1985 به عضويت نو جوانان لاتزيو در
آمد.
او در اين تيم ابتدا بعنوان مهاجم سپس هافبك و در نهايت مدافع
بازي كرد و بازيهاي خوبش در خط دفاع باعث دعوتش به تيم زير 15سال ايتاليا
شد.
نستا در سال 93 به تيم بزرگسالان لاتزيو راه يافت و به همراه اين
تيم دوران موفقيت آميزي را تجربه كردو به يكي از محبوب ترين بازيكنان
تاريخ باشگاه بدل شد و در سال 97 در حالي كه تنها 21 سال داشت بعنوان
كاپيتان اين تيم انتخاب شد.
سرانجام او بدليل مشكلات مالي باشگاه در
سال 2002 لاتزيو را ترك و به ميلان پيوست اما هيچگاه جايگاه خود در بين
هواداران لاتزيو را از دست نداد.
نستا در ميلان نيز به درخشش خود ادامه
داد ودر همان سال اول حضورش در ميلان 3جام معتبر باشگاههاي اروپا،كوپا
ايتاليا و سوپر جام اروپا را كسب كرد.
نستا در عرصه ملي هم تجارب زيادي دارد و يكي از اعضاي تيم ايتاليا در جام جهاني 2006 بود كه با اين تيم قهرمان جهان شد.
نستا
كه هيچ گاه در حاشيه فوتبال قرار نگرفته و همواره از اين مسائل فراري بوده
در جريان جام جهاني 98 و پس از مصدوميتي كه در بازي اتريش برايش بوجود آمد
با گابريله پانوزي دختر يكي از متمولان ايتاليا كه در فرانسه حاضر بود
آشنا شد و پس از مدتي با وي ازدواج كرد كه حاصل زندگي اين دوتنها دخترشان
است كه چندي پيش در اكتبر 2006 به دنيا آمد.
نستا كه بارها پيشنهادهاي
وسوسه كننده تيمهايي نظير چلسي و منچستر يونايتد و رئال مادريد را در مدت
حضور در ميلان رد كرده ممكن در پايان فصل مجددا به تيم سابق خود لاتزيو
بپيوندد و فوتبال خود را با اين تيم خاتمه دهد.


Position: Defender
Birthdate: 6/26/1968
Birthplace: Milano , Italy
Height: 186 cm
Weight: 85 kg
متولد 26 جولای 1968 - میلان ایتالیا اسطوره میلان، پسر چزاره مالدینی، بازیکن اسبق میلان در تیم ملی ایتالیا که در کودکی یکی از هواداران یوونتوس و شیفته بازی
روبرتو بوتگا بود خیلی زود با اثبات شایستگی هایش راه پدر را ادامه داد.
هنگامی که در 10 سالگی موفق به گذراندن تست تمرینی باشگاه میلان شد همه از
نفوذ چزاره صحبت می کردند. در 17 سالگی به دعوت نیل لیدهولم سرمربی وقت آث
میلان به تیم بزرگسالان پیوست و اولین بازی اش در تاریخ 20 ژانویه 1985
برابر اودینزه انجام داد. در آن بازی پائولو جانشین باستینی مصدوم شد،
بازی که با نتیجه یک - یک خاتمه یافت. مالدینی در مورد آن بازی می گوید:
«استرس زیادی داشتم ولی لید هولم مرا در آغوش گرفت و گفت همیشه به این فکر
کن که این فقط یک بازی در مقیاس بزرگتر است.» افتخارات: |
![]() |
![]() |
![]() |
1886 : سال تاسیس
www.arsenal.com : سایت رسمی باشگاه
www.arsenalfc.ir : سایت کانون هواداری در ایران
رنگ پیراهن : قرمز
سر مربی : آرسن ونگر
.شهر زیبا و صنعتی لندن ، از حمله شهرهای متمدن و قدیمی اروپا به شمار می آید و مردم این شهر هموتره به ورزش فوتبال علاقه فراوانی دارند از این رو تیمهای زیادی در این شهر بوجود آمدند که یکی از این تیم ها ، تیم پر افتخار آرسنال است
![]() |
![]() |
.این تیم را با 13 قهرمانی لیگ و 9 جام حذفی را باید یکی از بزرگترین تیم های جزیره دانست که در این ادعا هیچ شکی وجود ندارد
شروع داستان آرسنال در سال 1886 و به نام دایال اسکوئر Dial Square FC
آغاز شد ، تیمی متعلق به کارخانه اسلحه سازی سلطنتی در جنوب لندن ، از
همان زمان لقب تفنگداران The Gunner به این تیم اطلاق شد ، اما مدتی بعد
نام وولویچ اف سی آرسنال تغییر یافت.
.این تیم در سال 1891 حرفه ایی شد و 2 سال بعد به لیگ انگلیس پیوست و در
سال 1904 به دسته اول راه یافت اما نتوانست در این دسته باقی بماند
.در
فصل 14 - 1913 باشگاه به حاشیه شمال رودخانه تامیز و منطقه هایبری تغییر
مکان یافت و نام آن به آرسنال تغییر پیدا کرد . در سال 1919 آرسنال بار
دیگر به دسته اول بازگشت و تا کنون موفق شده خود را حفظ کند
.این رکوردیست که هنوز در فوتبال انگلیس دست نخورده باقی مانده است و هر سال به قدمت آن افزوده میشود
.شش سال بعد دومین اتفاق مهم پس از صعود به دسته اول برای آرسنال رخ داد ،
در سال 1925 هربرت چاپمن به سمت مربیگری این تیم برگزیده شد

چاپمن جادویی
چاپمن
که پیش از آن تیم هادرزفیلد تاون را به 3 قهرمانی پیاپی در لیگ رسانده بود
، این عمکرد درخشان را در آرسنال تکرار کرد. پس از قهرمانی در جام حذفی در
سال 1930 که به فتح لیگ در 12 ماه بعد پیگیری شد ، آرسنال با رکورد
هادرزفیلد برابری کرد ، چرا که قهرمانی در .سالهای 1933 تا 1035 نیز به
درست آمد
.بوجود آورد W-M بجز این افتخارات چاپمن انقلاب تاکتیکی را در آرسنال و انگلستانبا استفاده از سیستم
.مرگ این مرد بزرگ در سال 1934 آرسنال را بهت زده نمود و به هرجال جرج آلیسون جای وی را پر کرد
در زمان مربیگری آلیسون و با حضور مهاجمی چون "تد دراکی" در سالهای 1936 و
1938 به ترتیب جام حذفی و لیگ را فتح کردند و پس از جنگ جهانی دوم 2 عنوان
دیگر در سالهای 1948 و 1953 نصیب آرسنال شد که دومی با تفاضل گل بهتر به
پرستون نورث اند به دست آمد. به .علاوه جام حذفی 1950 نیز به افتخارات
سرخپوشان افزوده شد
.آرسنال تا کنون 12 بار قهرمان جام قهرمانان انگلیس نیز شده است
پس از نیم دهه سکون ، بار دیگر در زمان "برتی می روند" اوج گیری آرسنال
آغاز شد. لندنی ها در سال 1979 (5 سال پس از می) جام بین شهرهای فیزرکاپ
که ابتدا جام یوفا با این نام برگزار میشد را فتح کردند. یک فصل لیگ و جام
حذفی را تواماً به دست آورد ، اما دوباره دوران .رخوت فرا رسید و تمام
تلاش تیم تا پایان این دهه یک قهرمانی در جام حذفی 1979 آن هم با پیروزی
دلچسب بر منچستریونایتد را به همراه داشت
گراهام طلایی
.هشت سال انتظار دیگر آرسنالی ها ، آغاز دوران طلایی به رهبری جرج گراهام به همراه داشت. قهرمانی جام اتحادیه با پیروزی بر لیورپول حاصل شد

اما یک پیروزی احساسی ار با گل دقیقه آخر مایکل توماس در آنفیلد برد (دو
بر صفر) دیگری را برای آرسنال به ارمغان آورد تا آنها در آخرین لحظه
قهرمانی لیگ در سال 1989 را از لیورپول بربایند. تیم گراهام در سال 91
قهرمان لیگ، در سال 93 دو جام و در سال 94 قهرمان جام یوفا .شد
هایبوری و نقل مکان به استادیوم مدرن امارات
.استادیوم اختصاصی توپچیهای لندن ، هایبوری نام دارد که با توجه به تعداد بیشمار هواداران این تیم ، این استادیوم گنجایش بسیار کمی داشت و جوابگوی هجوم تماشاگران نبود

سرانجام در اوایل دهه جدید سران باشگاه با ساخت یک استادیوم جدید و بزرگ با امکاناتی پیشرفته از هایبوری به خانه جدیدشان که با مشارکت شرکت هواپیمایی امارات ساخته شده است نقل مکان کردند.
ارتباط فرانسوی
بعد از جدایی گراهام، آرسن ونگر رهبری آرسنال را در آستانه قرن جدید پذیرفت

.مرد
فرانسوی با آوردن ستارگان متعدد بین المللی و از جمله هموطنانش نظیر
پاتریک ویرا و تیری هانری ، از سال 2000 به بعد 6 قهرمانی را نصیب باشگاه
کرد
آرسنال در این سالها با درخشش ستارگان انگلیسی خود همچون دیوید
سیمن (دروازه بان افسانه ایی آرسنال و انگلستان) تونی آدامز ، دیوید پلات
، یانرایت و ستارگان خارجی مانند دنیس برکگمپ ، مارک اوورمارس (هلند) ،
پاتریک ویرا ، امانوئل پتی ، سیلوین ویلتورد ،تیری آنری ، آنلکا ، رابرت
پیرس (فرانسه) فردریک لیونبرگ (سوئد) در میادین مخالف انگلیس و اروپایی
درخشیده است
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
.تاکنون مردان ونگر به رغم شایستگی نتوانسته اند در رقابتهای حرفه ایی اروپا موفق باشند، تیم صاحب سبک ونگر در این سالها به یک فینالیست بودن در جام قهرمانان اروپا در سال 2000 بسنده کرده است
.در این فصل آرسنال با استفاده از نامدارانی چون ون پرسی ، فابرگاس ، روسیچکی ، ابوئه ، آدبایور ، توره ، و .. و تاکتیکهای فنی و روحی روانی ونگر در تکرار قهرمانی در لیگ برتر ، جام حذفی و همچنین درخشش در اروپا حرف اولرا میزند.
علی دایی متولد ۱ فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن
ایرانی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. تا پایان جام
جهانی ۲۰۰۶
بازیکن
اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود. دایی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازیهای ملی در تاریخ فوتبال
جهان است.
دایی
سابقهٔ بازی در تیمهای آلمانی
همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی جام باشگاههای
اروپا دست یافتهاست. او اکنون در باشگاه سایپا به عنوان سرمربی تیم سایپا فعالیت
میکند.
● باشگاهی
دایی،
فوتبال را از باشگاههای کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل
آغاز کرد . اوپس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران به تیم
تاکسیرانی تهران پیوست. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد
توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.
دایی
بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السد قطر پیوست و از این این تیم راهی اروپا شد و
همراه با کریم باقری به آرمینیا بیلهفلد باشگاه آلمانی و خداداد عزیزی به اف سی
کلن پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکنبائر رییس باشگاه بایرن
مونیخ علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی قلمداد
کرد. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن
حضور بازیکنی ایرانی در یک باشگاه معتبر نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به
همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاههای اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازیها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی
فینال به میدان نیامد.
او
سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن ۹ از اصلیترین بازیکنان این
تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاههای اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاههای اروپایی راه را
برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.
علی
دایی با باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی تیم سایپا فعالیت خود را آغاز کرد.
این تیم توانست در خرداد ماه ۸۶ قهرمانی ششمین لیگ برتر را به دست آورد. او همزمان
با قهرمانی سایپا در روز ۲۸ می ۲۰۰۷(۷ خرداد ۱۳۸۶) بازدن گل قهرمانی سایپا که
آخرین گل اقای گل جهان بود از بازی کردن فوتبال برای همیشه خداحافظی کرد.
علی
دایی در سالهای اخیر همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان این تیم بودهاست. او
بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهٔ
تاریخ تیم ملی را دارد (گلهای زدهٔ
او در میان تمام تیمهای جهان نیز اول است.)
او
در جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران
بود.
او
در بازی معروف ایران و استرالیا در بازی پلی اف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه پاس
گل دوم ایران را برای خداداد عزیزی ارسال کرد و این گل باعث راهیابی ایران به جام
جهانی شد.
او
به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و تا به
حال در۵ بازی ایران در این بازیها شرکت کردهاست. این پاس دایی بود که زمینهگذار
گل مهدویکیا به آمریکا در جام جهانی ۹۸ شد.
از
نقاط اوج دوران ورزشی دایی را میتوان روز ۱۴ نوامبر ۲۰۰۴ دانست. او در این روز و
در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین
فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازیهای ملی به ثمر رسانده ثبت کند.علی دایی
در لیگ برتر ایران در سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی و بازیکن توانست تیم سایپا را به قهرمانی
برساندو توانایی های خود را به رخ منتقدان بکشد و بر افتخارات خود بیافزاید.
● تیمهای
باشگاهی
▪ سلمان
آباداردبیل، تاکسیرانی، بانک تجارت، پرسپولیس (ایران)
▪ آرمینیا
بیلهفلد، بایرن مونیخ، هرتابرلین (آلمان)
▪ السد (قطر)
▪ پرسپولیس،
صبا باتری (ایران)
▪ سایپا
تهران
● بهترین
گلزن در بازیهای بینالمللی
وی
یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بینالمللی است. او
همچنین بهترین گلزن در تاریخ بازیهای آسیایی است. در دور مقدماتی جام جهانی سال
۱۹۹۸ هم، او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازی در رتبهی اول قرار داشت.
در
سال ۱۹۹۶ با به ثمر رساندن ۲۰ گل، دایی به عنوان بهترین گلزن در بازیهای بینالمللی
توسط فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) معرفی گردید. در ضمن دایی اولین گلزن آسیایی
جام باشگاههای اوروپا است ازجمله گلهای بیادماندنی او دوگل اوبه چلسی وتک گل او به
میلانACدر لیگ قهرمانان اروپا که باعث صعودتیم
هرتابرلین به مرحله بعد لیگ قهرمانان شد
● زندگی
شخصی
علی
دایی در اردبیل متولد شد. او بعدها به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و لیسانس خود
را در رشتهٔ
متالورژی دریافت کرد.
همچنین
وی به تازگی ازدواج کردهاست. علی دائی علاوه بر فوتبال در تجارت نیز مردی موفق
بودهاست. وی گرداننده چندین شرکت بزرگ و رستورانهای متعدد است. دائی هیچ گاه از
خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بی بضاعت و امور خیریه دریغ نورزیدهاست.
این فوتبالیست برجسته ایرانی طی سالهای اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با
نیات خیرخواهانه به میدان رفتهاست، از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و تیم منتخب
بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستارههای افسانهای فوتبال. او همچنین همراه بامادلین
آلبرایت و دیوید بکام باسازمان یونیسف همکاری داشتهاست.
دایی
همچنین دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی است.
● عضویت
درفیفا
علی
دائی توانست برای اولین بار یک بازیکن ایرانی باشدکه عضوکمیته بین المللی فوتبال
فیفاگرددوفوتبال ایران رادرعرصه بینالمللی مطرح کند.
سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.
چند عکس از سس فابرگاس
تصویر 1 تصویر 2 تصویر 3 تصویر 4 تصویر 5 تصویر 6
باشگاهها : راوند - ابومسلم - استقلال - الوصل - استقلال - پرسپولیس 
عليرضا ساعت ۵ صبح روز جمعه ۹ تير ۱۳۵۹ در بيمارستان
امام رضا(ع) مشهد به دنيا آمد. پدرش خياط بود و توليدي پوشاک داشت و مادر،
خانه دار و البته هنر آرايشگري، او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، يک
برادر و 3 خواهر ديگر هم به اين جمع اضافه شدند. محل سکونت خانواده اش در
هنگام تولد، خيابان کوه سنگي مشهد بود و دوره رشد و پرورش را در محله
ابوطالب مشهد گذراند.
به دبستان رافت کوه سنگي مي رفت، دوره
راهنمايي را در مدرسه اسرار خيابان سازمان آب گذراند و در دبيرستان شريعتي
مشهد و در رشته فني و حرفه اي ديپلم گرفت. عليرضا در تمام اين سالها ساکن
شهر مقدس مشهد بود.
او خانواده و فاميلي پرجمعيت داشت. يک
برادر،۳ خواهر،۳ عمو،۴ عمه،۴ خاله و ۳ دايي فاميل بزرگي بود و پر از رفت و
آمد. او هم مثل همه ايراني ها و شهرستاني ها با دلبستگي هاي عاطفي شديد به
اعضاي خانواده و فاميل، به خصوص به کوچکترين دايي اش صمد که فقط ۵ سال با
او اختلاف سني داشت، بزرگ شد.
در دوران کودکي آرزو داشت دکتر
شود. از دوره نوجواني ورزش را با واليبال شناخت و از ابتداي جواني بود که
گمشده و آينده اش را در فوتبال حرفه اي پيدا کرد.
آغاز يک راه طولاني

بازي
هاي خوب و فيزيک مناسب، موجب درخشش او در مسابقات آموزشگاهي شد. سر از تيم
باشگاهي راوند درآورد و بعد از ۲ ماه تمرين، در اولين مسابقه باشگاهي در
سطح جوانان مقابل ابومسلم، معتبرترين تيم فوتبال خراسان، به ميدان رفت.
پيروزي ۳-۱ آن مسابقه براي عليرضا شيريني ديگري سواي اولين موفقيت در
مهمترين گام داشت، او هر 3 گل اين بازي را براي تيمش زد اما از آن هم
مهمتر، ديده شدن و دعوت به پوشيدن پيراهن راه راه مشکي و قرمز ابومسلم
بود. در ابومسلم هم همين حکايت تکرار شد، در همان اولين مسابقه در ليگ سال
۱۳۷۷، آنقدر درخشيد که به تيم ملي جوانان دعوت شد. بعد از اتمام مسابقات
جوانان، به تيم ملي اميد دعوت شد و حضور همزمان در تيم اميد و ابومسلم در
ليگ، راه او را براي پيشرفت باز کرد. يک بازي درخشان در ورزشگاه آزادي
تهران مقابل استقلال تهران، تيرخلاصي بود بر ترقي عليرضا. اميرقلعه نوعي
که مربي تيم اميد در کنار حميد درخشان بود، او را به استقلال دعوت کرده
بود اما دست دقايقي بعد از سوت پايان آن مسابقه بود که خبر رسيد،
عليرضاي ۱۸ ساله به تيم ملي بزرگسالان دعوت شده است.
منصور
پورحيدري او را به بازيهاي آسيايي بانکون نبرد اما در بازگشت به استقلال،
پذيرايي از اين تازه وارد مشهدي را به عهده گرفت. عليرضا در سال ۱۳۷۸
قراردادي ۵ ساله با استقلال بست، همان قراردادي که چون ارديبهشت ۸۳ به
اتمام رسید، اين همه جنجال برپا شد . ۳ ماه تمرين با يکي از دو بزرگ
فوتبال ايران با حول وولاي ستاره شدن يا محو شدن گذشت. در تمام اين مدت(
بهار و تابستان ۷۸) عليرضا هر شب بعد از تمرين در خوابگاهي واقع در خيابان
لارستان تهران که باشگاه براي شهرستاني ها در نظر گرفته بود، خوابهاي
طلايي مي ديد. سرنوشت براي او راه موفقيت در نظر گرفته بود و اين چنين
عليرضا از همان نخستين بازي و نخستين فصل حضورش در استقلال، مهره ثابت تيم
شد. درست مثل راوند و ابومسلم.
ميروسلاوبلاژويچ
پيرمرد
کروات در سال ۱۳۷۹ با يک نظر، عليرضا را به خاطر سپرد. او تيم ملي را براي
حضور در معتبرترين ميدان ورزش جهان آماده مي کرد.عليرضا در تمام روزهاي
سخت اردو، سرحال و شاداب بود و در برابر تيم ملي اسلواکي با گل بي نظيري
که زد، جاي خود را در ترکيب فرشتگان چيرو با شماره ۱۱ تثبيت کرد.ايران به
جام جهاني نرسيد اما ديگر ستاره متولد شده بود. عليرضا بعد از حذف تيم ملي
زيرخاکستر اين شکست محو نشد، او در بازگشت به دنياي فوتبال و مسابقات، در
واپسين ثانيه هاي مسابقه استقلال الاتحاد عربستان در جام باشگاههاي آسيا
جفت پا به هوا برخواست و در ارتفاع ۲۱۰ سانتيمتري( يک وجب بالاتر از ديرک
افقي دروازه) با سر، شوتي محکم به توپ زد که تور دروازه و ورزشگاه لبريز
از مردم و تيم الاتحاد را به يکباره فرو ريخت.
نيکبخت با همه
بازيکنان فرق داشت. استيل منحصر بفرد با حرکات خاص او از وي چهره اي به
يادماندني ساخته بود. او که همه ويژگيهاي يک ستاره را از بعد فني داشت، با
ساده ترين و سالم ترين روش ها به مقام ستاره اي رسيد. مثلاً او براي شادي
بعد از گل کارهاي خاص مي کرد. هنوز تصوير آن شماره گرفتن او با استوک هاي
کفش فوتبالي اش در ذهن هاست. يا دوئل انگشتي اش با احمد مومن زاده! نيکبخت
در خارج از زمين هم رفتارهاي يک ستاره را پيش گرفت. لباس هاي خاص که همگي
در يک صفت، آمدن به او، مشترک بودند. وقتي در کنار عينک هاي مدرن، موهاي
آراسته، اتومبيل هاي مد روز، عطرهاي خاص و زينت آلات مردانه عجيب قرار
گرفت از علي نيکي ستاره ساخت.
ستاره روي جلد
علي
نيکي از تابستان۸۰ به جلد نشريات چسبيد! عکس ها و ژست هاي مختلف، تيترهاي
گاه عجيب، روابط او با مهره هاي مشهور سينما و تلويزيون، چهره فتوژنيک و
رفتار ستاره وار او، همگي مطلوب نشريات بود. او هر روز حداقل روي جلد ۳۰%
از نشريات خودنمايي مي کرد و خيلي زود همه رقبا را از عرصه خارج کرده و
خود يکه تاز عرصه ستاره ها شد. 
آنچه
به دوام ستاره بودن عليرضا کمک کرد، رفتار کنترل شده و فارغ از هر گونه
غروري بود که پاي عليرضا را به کارهاي خيريه باز مي کرد. هرگز گرد مجالس و
شب نشيني هاي آنچناني نچرخيد و هيچ وقت اجازه نداد شايعات خانمانسوز
پيرامونش به وجود بيايد. عليرضا خيلي مواظب اطرافيانش بود و تا کسي را
کاملاً نمي شناخت، خارج از دايره ادب و معاشرت معمولي با او گرم نمي گرفت.
به اين ترتيب او جمع دوستانش را در حقيقت به شکل هوشمندانه اي گلچين کرد و
هرگز نه خود کاري کرد که ناپسند عرف باشد و نه اجازه داد اطرافيان با چنين
اشتباهاتي به شهرت او لطمه بزنند.
در کنار همه اينها، عليرضا از نظر فني و حرفه اي هم هيچ گاه اجازه نداد کسي از کنارش سبق گرفته و او را جاي بگذارد.
ستاره متعادل
نيکبخت
در همه اجزاي زندگي، ستاره اي متعادل است. او به همان اندازه که به لباس
اسپرت اهميت مي دهد، اهل رسمي پوشيدن هم هست. موهايش را بلند مي کند و گاه
تا ۲۰۰ گرم ژل مي زند اما يک باره هم در همين ناباوري موها را بدون هيچ
مقاومتي کوتاه مي کند و عين محصل ها، شانه کرده مي گردد! او تميزي را دوست
دارد، عاشق لباس هاي نو است اما به همان اندازه که خرج مد روز مي کند، از
بخشيدن به ديگران هم غافل نيست. همين مسئله باعث شده هرگز کسي به شيک پوشي
و خوش پوشي او خرده نگيرد.
اهل ميهماني رفتن نيست. البته حساب
جمع هاي دوستانه و فاميلي جداست اما در اين نوع ميهماني ها، او براي
حاضران فقط" عليرضا" است نه نيکبخت ستاره. هرگز جايي نمي رود که از او به
خاطر نيکبخت بودن، دعوت کرده باشند. در عوض، بدون دعوت و سرزده مرتب در
پرورشگاه ها، آسايشگاه هاي سالمندان، خيابان ها، پارک ها، فروشگاه ها و
مجالس خيريه مخصوص جمع آوري کمک و اعانه براي مستمندان حضور يافته و طوري
رفتار مي کند که همه معمولي بودن او را باورکنند اين هم يکي از دلايل
ماندگاري ستاره بخت اوست که هيچ وقت نيرويي را عليه خود تحريک نمي کند.
اهل
مطالعه نيست ولي عاشق سينماست. سيستم صوتي، تصويري اش هر کجا که باشد،
کامل است و معمولاً هفته اي ۲ يا ۳ فيلم مي بيند. بيشتر فيلم هاي خارجي را
دوست دارد و با اکثر هنرمندان ايراني، به خصوص کمدين هايي مثل مصطفي راد،
جواد رضويان، مهران غفوريان و مجيد صالحي رابطه دوستانه و رفت و آمد دارد.
از بچگي چون در منزل خواهر و برادران کوچک را نگهداري مي کرد،
عاشق بچه داري بود و هنوز هم عروسک ها و اسباب بازيهاي آن روزگار، بخش
عمده اي از فضا و دکور منزل او را پر کرده است.
غذاي مورد علاقه
او قرمه سبزي است و موز، ميوه محبوب اوست. روزي ۲ ، ۳ فنجان چاي مي خورد،
البته در منزل و خيلي وقت است دور کافي شاپ را به دليل مشکلات ستاره اي،
خط کشيده است.
از قدم زدن خوشش مي آيد و حالا مجبور است در منزل
به اين کار بپردازد. موسيقي را دوست دارد ولي نه در مجامع عمومي مثل کنسرت
ها! پاي سريال هاي محبوبش مي نشيند .
رنگ محبوبش آبي و قهوه اي
است، گل رز را دوست دارد و عکس هاي زيادي را جمع آوري کرده است. محيط
زندگي ساکت و آرام را مي پسندد چون تا ساعت ۱۲ ظهر مي خوابد و شب ها هم
دوست ندارد دوروبرش شلوغ و پرسر و صدا باشد. عاشق سرعت است و ماشين هاي
سريع مثل" بي ام و" و" پورشه" و" آئودي" را مي پسندد. بر عکس از موتور و
هواپيما به شدت مي ترسد و حتي المقدور از نقل و انتقال با اين دو وسيله
خودداري مي کند.
مارک محبوب لباس او زارا(Zara) و ديزل(Disel)
است. آدامس اربيت(Orbit) مي جود و ادکلن اولترا ويلت ۲۱۲(Ultra Villet
۲۱۲) مي زند. کلاً به طبيعت علاقه زيادي دارد و عاشق درخت هاي بلند و فضاي
سرسبز است.
نيکبخت زمان زيادي در هر شبانه روز را صرف فکر کردن
به مرگ مي کند و گاه و بيگاه سرزده به قبرستان مي رود و در ميان قبرهاي
ناشناس مي گردد.
وی در ۲۶ سالگی و در حالی که حدود ۷ سال با
استقلال بود با پرسپولیس قراردادی دو ساله به ارزش ۲۴۰ میلیون تومان امضا
کرد و رسما پرسپولیسی شد

