تبليغاتX
آرشیو زندگینامه بازیکنان فوتبال
منو راهنمایی کنین
هر پیشنهادی و انتقادی دارین بگین.
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 19:1  توسط ماهان  | 

زندگینامه چه بازیکنی را دوست دارید؟
زندگینامه هر بازیکنی را که دوست دارید نام آن بازیکن را در نظر بدهید بنویسید تا حداکثر یک هفته من آن را در وبلاگم بذارم.
2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 18:5  توسط ماهان  | 

زندگینامه پیرلو

متولد : 1979/5/19

ملیت : ایتالیایی

باشگاه کنونی : آث میلان

شماره : 21

پست : هافبک

قد : 178سانتیمتر

وزن :۶۵ کیلوگرم

محل تولد: ایتالیا ، برشا ، فلرو

افتخارات المپیک : مدال برنز فوتبال مردان - المپیک 2004 آتن

در مورد فوتبال:

پیرلو در سال های 1998-1994 و سال 2001 (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای 1999-1998 وسال 2000 برای تیم اینتر بازی کرده است . وی همچنین در فصل 2000-1999 برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی می کرد و از سال 2001 به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ می زند.

او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.

او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو 2004 و در المپیک تابستانی سال 2000 بازی کرد و به همراه این تیم در سال 2000 موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت .

هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبک های حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار می رود .

او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن می توان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد توانایی های او در ضمینه های مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند . پیرلو همچنین متخصص توپ های مرده نامیده می شود . او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها می باشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانسته است با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تاسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زده اند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانسته اند با این رکورد تساوی کنند( دیمیتری آلبرتینی 3بار و فرانک ریکارد 1 بار ).

تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشته است. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که می توانند در میلان در پست او بازی کنند ( گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی می کند .

پیرلو در جام جهانی 2006 آلمان یکی از مهره های اصلی این تیم به شمار می رود.

دورنمای خانوادگی

آندره آ پیرلو متولد یک خانواده ی ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن می باشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی می کردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمی کردند.پیرلو دارای یک برادر می باشد که 3 سال از او بزرگتر است و در تیم برشا توپ می زند وی همچنین خواهری دارد که 10 سال از او جوانتر است .

اطلاعات دیگر

نامهای مستعار: Campanellino،Trilly،Metronomo

خانواده: یک برادر به نام ایوان که از او سه سال بزرگتر است. و یک خواهر که از او ده سال جوانتر است.همسری به نام دبروآ و پسری به نام نیکولا

نخستین بازی برای تیم ملی ایتالیا : بازی مقابل آذربایجان

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 18:1  توسط ماهان  | 

زندگینامه جرارد

استیون جورج جرارد (زادهٔ ۳۰ مه ۱۹۸۰) (معروف به استیوی جی)‌ فوتبالیستی انگلیسی است که در حال حاضر در باشگاه فوتبال لیورپول بازی می‌کند. او را از بهترین هافبک‌های حال حاضر جهان می‌دانند. او، پس از دیدیه دشان، جوان‌ترین کاپیتانی است که جام باشگاه‌های اروپا را بالای سر برده‌است (در قهرمانی لیورپول در جام ۲۰۰۵).

زندگی‌نامهٔ شخصی

جرارد در ویستون، مرسی‌ساید متولد شد و در هویتون، مرسی‌ساید بزرگ شد. او در وست‌دربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان می‌رفت.

بر خلاف بسیاری از اسطوره‌های تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، جرارد از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود. تصادفا یکی از اقوام کم‌سن‌وسال‌تر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفه‌ای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دستهٔ دوم انگلستان برای والسال بازی می‌کند.

جرارد در حال حاضر با الکساندرا کوران (Alexandra Curran) از مرسی‌ساید نامزد کرده‌است. او از سال ۲۰۰۲ با الکساندر رابطه داشت و از ۲۰۰۴ با او نامزد کرد. آن‌ها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان ۲۰۰۷ ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکساندر، لیلی-الا(Lilly-Ella) (زادهٔ ۲۳ فوریهٔ ۲۰۰۴) و لکسی(Lexie) (زادهٔ ۹ مه ‌۲۰۰۶) نام دارند.

وضعیت کنونی :

جرارد معمولا به عنوان هافبک میانی بازی می‌کند گرچه در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده‌ است که معروف‌ترین مثال آن وقت‌های اضافهٔ فینال جام باشگاه‌های اروپای ۲۰۰۵ است.

جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذرانده‌است. او در ردهٔ زیرسن از سال ۱۹۸۹ (۹ سالگی) تا سال ۹۸ برای تیم‌های پایهٔ لیورپول بازی می‌کرد و از سال ۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی می‌کند. او در حال حاضر شمارهٔ ۸ این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ۹۸ تا بحال مجموعا در 341 بازی لیورپول حاضر بوده و 64 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تنها آمار لیگ داخلی را دربر می‌گیرد و تا 5 سپتامبر ۲۰۰۶ به‌روز شده‌است).

جرارد در تیم ملی انگلستان شمارهٔ ۴ را به تن می‌کند . او از سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی می‌کند و تا بحال در 49 بازی ملی حاضر بوده و 10 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تا ۵ سپتامبر ۲۰۰۶ به روز شده‌است). در حال حاضر استیون کاپیتان دوم تیم ملی انگلستان است.

تاریخچهٔ بازی

جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمهٔ دوم بازی مقابل بلک‌برن با وگارد هگم تعویض شد. اولین ۹۰ دقیقهٔ او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با این‌که لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. او در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۱ او به عنوان بازی‌کن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همهٔ آن‌ها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.

در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راه‌یابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. انگلستان در آن بازی در خانهٔ حریف با نتیجهٔ پنج بر یک پیروز شد.

اما جرارد به علت مصدومیت نتوانست در جام جهانی ۲۰۰۲ حضور یابد. در تابستان ۲۰۰۴ چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی می‌گویند او می‌خواست پیش دوستان و خانواده‌اش بماند، بعضی می‌گویند مربی جدید لیورپولی‌ها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی می‌گویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.

او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محرم کرد.

در آخرین بازی مرحلهٔ گروهی جام باشگاه‌های اروپای همان سال جرارد از فاصلهٔ بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول می‌داند.

از دیگر گل‌های معروف او گلی است که در فینال جام باشگاه‌ةای همان سال در ۲۵ می‌۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربهٔ سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولی‌ها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطهٔ جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا می‌توان اوج دورهٔ ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفته‌است:«چگونه می‌توانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزش‌ترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.

جرارد در فینال جام حذفی مقابل وست‌هام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقت‌های تلف‌شدهٔ نیمهٔ دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازهٔ شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامهٔ مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گل‌های تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشته‌است. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وست‌هام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتدجام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاه‌های اروپا (۲۰۰۵ مثابل آث میلان).

در ۸ ژولای ۲۰۰۵ پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.

در پایان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او از طرف «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» به عنوان بازی‌کن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ۱۹۸۸ هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود.

بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمی‌خواهد، این‌جا می‌مانم!»

جرارد در نزدیکی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته می‌شد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقهٔ ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازه‌بانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود.

جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازهٔ سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی‌ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی‌هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.

افتخارات

 با لیورپول

  • قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱
  • قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲
  • قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳
  • قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
  • قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاه‌های جهان در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶
  • قهرمانی جام خیریه ۲۰۰۶

 جوایز شخصی

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:38  توسط ماهان  | 

زندگینامه کاکا

نام : ريکاردو ايزاکسون داس سانتوز ليته

 ملقب به کاکا 
ميزان تحصيلات: ديپلم
سن: 25-  1982/4/22  در برازيليای برزيل
دين: مسيحی پروتستان
خانواده: پدر و مادر و يک برادر داره. نام پدر : بوسکو ايزاکسون پريرا ليته.
مهندس راه و ساختمان
نام مادر: سيمون کريستيانو داس سانتوز ليته. ، دبير زيست شناسي
نام برادر: رودريگو ايزاکسون داس سانتوز ليته . فوتباليست در تيم  ريميني
ايتاليا در سري (بی)ملقب به دياگو

رنگ مورد علاقه: سفيد
آشاميدني مورد علاقه:آب
بازيگر مورد علاقه: جوليا رابرتز، تام هنکس               فیلم مورد علاقه:گلادیاتور.تروی
کتاب مورد علاقه: انجيل
موسيقي : موسيقي کليسا
متاهل و نام همسرش کارولين سليکو دختر مدير نمايندگي شرکت کريستين ديور در برزيل که در حال حاضر 19 سالشه و ديپلم داره متولد: 1987//26  که با اين ميزان تحصيلات مي خواد وارد تجارت بشه در سن 16 سالگي با کاکا نامزد شدند و 2005/12/23 در هتل هايت سائوپائو لو که اولين بار همديگر رو اونجا ديده بودند با هم ازدواج کردند. علاوه بر این کارولین اضافه بر پرتغالی که زبان مادریشه به زبان های انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی،ایتالیایی مسلطه.

باشگاه فعلي: آث ميلان ايتاليا
در عرصه ملي:  در جام جهاني 2002 حدود 19 دقيقه مقابل کاستاريکا بازي کرد . و در اولين بازي مقدماتي جام جهاني مقابل بوليوي همون اولين لحظه اي که توپ به پاهاش خورد گل زد که اين گل پيروزي بخش تيم ملي برزيل بود.
در 30 سپتامبر سال 2000    در حاليکه مي خواست به خونه ي پدرو مادر بزرگش بره در استخر روي دايو پرش يک لحظه تعادلش رو از دست داد و با کناره ي استخر برخورد کرد که در اثر اين برخورد شش  مهره ي ستون فقراتش شکست.اين حادثه او را در آستانه ي ترک فوتبال قرار داد اما به اعتقاد خودش با اعتقاد به خدا و عيسي مسيح(ع) سلامتي خودش رو به دست آورد چون در اون زمان وقت بيشتري براي خوندن کتاب هاي ديني داشت.و در حال حاضر هم بعد از هر گل دستانش رو به سمت آسمان بلند مي کنه و از مسيح تشکر مي کنه و خلاصه انسان بسيار معتقديه .

کاكا ستاره برزيلي تيم فوتبال آث ميلان ايتاليا قول داد كه در تيم قهرمان اروپا بماند. گفته مي‌شود اين بازيكن با استعداد كه نقش به‌سزايي در قهرماني آث ميلان در فصل گذشته ليگ باشگاه‌هاي اروپا داشت، در صدر فهرست خريد رييس باشگاه رئال مادريد اسپانيا قرار دارد.
بر اساس گزارش‌هاي منتشره رامون كالدرون حاضر است براي خريد كاكا از مرزها بگذرد اما اين بازيكن
 ۲۵ساله تاكيد كرده كه از بازي در ميلان بسيار خشنود است.

وي به خبرگزاري رسمي ايتاليا (آنسا) گفت: رئال مادريد باشگاه فوق- العاده‌اي است اما پول همه چيز نمي‌شود.
كاكا اظهار داشت: ديده‌ام دوستانم كه از ميلان رفته‌اند بعدا چقدر از اين كار خود پشيمان شده‌اند. مي‌خواهم در اين تيم تاريخ ساز باشم.
بنا بر گزارش‌ها ، حقوق سالانه اين بازيكن
 ۵/۵ميليون يورو در سال است اين بازيكن تا سال  ۲۰۱۱با تيم آث ميلان قرارداد دارد.
بر اساس گزارش رسانه‌هاي ايتاليا، ميلان قصد دارد براي جلوگيري از رفتن كاكا به يك تيم ديگر، حقوق سالانه

 وي را افزايش بدهد.

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:13  توسط ماهان  | 

زندگینامه كريستيانو رونالدو

كريستيانو رونالدو، يك خطر بزرگ 

 كريستيانو رونالدو (دوس سانتوس آويرا) متولد پنجم فوريه سال 1985 كه بيشتر با نام (كريستيانو رونالدو) معروف مي‌باشد،

فوتباليست پرتغالي در رده حرفه‌اي است كه در تيم‌هاي (منچستريونايتد) و (ملي پرتغال) بازي مي‌كند. او يكي از بهترين بازيكنان دنيا و یکی از بهترين استعدادهاي امروز فوتبال است.
    
    
زندگينامه 

كريستيانو رونالدو در شهر (فانچال) در منطقه (ماديرا) در كشور پرتغال به دنيا آمد. مادر (ماريا دولورس داس آويرا) و پدرش (خوزه دينيس آويرا) بود. او يك برادر به نام (هوگو) و دو خواهر به نام‌هاي (الما) و (كاتيا) دارد. نام رونالدو در كشور پرتغال نام رايجي نيست ولي پدر و مادرش به خاطر (رونالد ريگان) رييس‌جمهور آمريكا نام او را رونالدو گذاشتند زيرا ريگان هنرپيشه مورد علاقه پدر رونالدو بود. او تاكيد مي‌كند اين نامگذاري اصلا دلايل سياسي نداشته است.
    
وقتي سه ساله بود ضربه زدن به توپ را آغاز كرد. وقتي در شش سالگي به مدرسه رفت ديگر علاقه‌اش به ورزش كاملا نمايان شده بود. او در آن زمان عاشق تيم (بنفيكا) بود و جالب است كه بعدها به تيم رقيب آن يعني (اسپورتينگ) پيوست. او ابتدا با يك تيم آماتور به نام (آندورنيا) بازي مي‌كرد زيرا پدرش در آن باشگاه شاغل بود. در آن زمان رونالدو تنها هشت سال داشت. در سال 1995 يعني در ده سالگي (كريستيانو رونالدو) كم‌كم در پرتغال كسب شهرت مي‌كرد و آهسته آهسته نامي آشنا در ورزش فوتبال مي‌شد. به طوري كه دو تيم برتر شهر ماديرا در پي امضاي قرارداد با او بودند.
    
كريس رونالدو با بازي در مسابقات زير هفده سال يوفا براي تيم (اسپورتينگ ليسبون) مورد توجه (جرارد هولر) سرپرست وقت تيم ليورپول قرار گرفت. در آن زمان او تنها شانزده سال داشت و به همين خاطر ليورپول از خريد او صرف نظر كرد ولي همين موضوع سبب شد به چشم (سرالكس فرگوسن) بيايد. در تابستان 2003 او در بازي برابر تيم منچستريونايتد به خوبي توانايي‌هاي خود را در معرض تماشا قرار داد و نشان داد كه مي‌تواند در دو جناح بازي كند. پس از بازي، اعضاي تيم منچستريونايتد همگي از يك استعداد درخشان سخن مي‌گفتند. آنها معتقد بودند بهتر است در آينده در كنار اين جوان باشند تا مقابل او.
    

 در منچستر یونایتد   
    
فرگوسن اين جوان را مي‌خواست. او مي‌خواست از رونالدو به جاي ديويد بكام كه به تازگي به رئال مادريد پيوسته بود بهره ببرد و بدين ترتيب كريستيانو با قيمت 24 ميليون و 12 هزار پوند رهسپار تيم منچستريونايتد شد. رونالدو در ابتدا با پيراهن شماره هفت ظاهر شد ولي با وجود تمام مهارت‌ها و حمله‌هايش دوست نداشت تحت فشار انتظارات مردم باشد. انتظاراتي كه از شماره پيراهن او نشات مي‌گرفت. او ترجيح مي‌داد پيراهن شماره 27 را بپوشد زيرا در اسپورتينگ نيز همين شماره را مي‌پوشيد. رونالدو هميشه متهم به خودخواه بودن و تكروي است، با اين وجود فرگوسن تمام حيثيت كاري خود را بر روي او گذاشته و مجددا با او قراردادي تا پايان سال 2010 به امضا رسانده است. رونالدو در مصاحبه‌اي با نشريه (ايونينگ نيوز) گفت: (منچستريونايتد هميشه براي كمك به من حاضر است و هميشه از من حمايت مي‌كند. من بايد اين را تلافي كنم.)ولي رونالدو اغلب در بازي‌ها، مشكل عصبي پيدا مي‌كند. او نمي‌تواند اعصاب خود را كنترل كند و زود از كوره در مي‌رود. او يك بار به خاطر رفتار خشونت‌بار و انگشت تكان دادن به نشانه تهديد به سوي تماشاچيان از بازي اخراج و از يك مسابقه نيز محروم شد. (فيليپ اسكولاري) مربي تيم ملي پرتغال نيز به او هشدار داد در مسابقات جام‌جهاني رفتار خودش را كنترل كند.
    
كريستيانو رونالدو در سال 2005 به (بازيكن جوان ويژه فيليپو) معروف شد و از سوي فيفا بيستمين بازيكن برتر تاريخ فوتبال لقب گرفت. او با وجود اخلاق تندش محبوب طرفداران منچستريونايتد باقي ماند. به همين خاطر دوست ندارد هرگز تيم منچستريونايتد را ترك كند. او در بازي‌هاي جام‌جهاني اولين گل خود را با ضربه پنالتي به تيم ملي ايران زد    
    
زندگي خصوصي

    پدر رونالدو كه (دينيس آويرا) نام داشت هفتم سپتامبر 2005 و در زمان بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني از دنيا رفت. رونالدو چند ساعت پس از شنيدن اين خبر مجبور بود برابر تيم روسيه بازي كند و اين براي او بسيار سخت بود ولي مي‌دانست امكان ندارد در بازي غايب باشد. پس از بازي، سرالكس فرگوسن خود، رونالدو را مشايعت كرد و به كشورش فرستاد.در اكتبر سال 2005 او به همراه مرد ديگري به اتهام آزار جنسي دستگير و مورد بازجويي قرارگرفت. رونالدو كه به گفته خودش از همه جا بي‌خبر بود اين اتهام را تكذيب كرده و آن را توطئه‌اي براي بد نام كردن خود دانست. پليس نيز كه مدرك لازم و كافي براي اين موضوع نداشت او را آزاد كرد.رونالدو پيش از اين با زني به نام (مرچه رومرو) مجري اسپانيايي تلويزيون پرتغال رابطه داشت. هر چند اصليت اسپانيايي دارد ولي در پرتغال به دنيا آمده و رشد كرده است. او با آشنايي خود با رونالدو تنفر خيلي‌ها را برانگيخت زيرا بسياري از طرفداران رونالدو او را شايسته نامزدي فوتباليست محبوب خود نمي‌دانستند و سايت‌هاي اينترنتي عليه او ايجاد كردند. (مرچه) نه سال از كريستيانو بزرگ‌تر بود و از همسر اولش طلاق گرفته بود. او براي نخستين بار در نشريات پرتغال اعتراف كرد كه با كريستيانو رابطه دارد ولي رونالدو با وجود عكس‌هاي زيادي كه از آن دو گرفته شده بود، هرگز اين حرف را تاييد نكرد. او هميشه دوست دارد زندگي خصوصي خود را به معناي واقعي آن خصوصي نگه دارد و معتقد است زندگي خانوادگي از زندگي حرفه‌اي جداست. ولي چندي پيش اعلام كردند كه اين رابطه بالاخره به پايان رسيده است. ولي نه (مرچه) از اين موضوع حرفي به ميان آورد و نه رونالدو. تنها يكي از دوستان آنها به خبرنگاران گفت: ارتباط آنها به جدايي انجاميده و مرچه از اين اتفاق بي‌نهايت ناراحت است. سرانجام در بيستم سپتامبر 2006 (مرچه) هم تاييد كرد كه ديگر رابطه‌اي با كريستيانو رونالدو ندارد.
          
او هزينه سفر (مارتونيز) پسربچه يازده ساله اندونزيايي و پدرش كه از بازماندگان سونامي بودند را پرداخت تا آنها بتوانند به خاطر علاقه پسرك براي ديدن بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني به اروپا بروند. ديگر هم‌تيمي‌هاي رونالدو پس از ملاقات اين پدر و پسر تقبل كردند كه با كمك يكديگر هزينه خريد يك خانه جديد در اندونزي را براي آنها فراهم آورند. پس از پايان بازي‌هاي مقدماتي، رونالدو به اندونزي رفت تا از سرزمين‌هاي مصيبت‌زده آن ديدن و براي آنها كمك‌هاي خيريه جمع‌آوري كند. او در اين سفر با (يوسف كالا) رييس‌جمهور اندونزي نيز ديدار كرد و توانست با به حراج گذاشتن وسايل ورزشي خود در جاكاراتا پايتخت اندونزي، 120 هزار دلار آمريكا كمك جمع كند.
    
رونالدو هم اكنون يك خانه دو ميليون پوندي در (وود فورد) واقع در انگليس دارد. پس از حضور كريستيانو در تيم ملي كشور پرتغال و بازي مقابل تيم انگليس در مسابقات جام‌جهاني آلمان، طرفداران تيم انگليس به نشانه خشم خود شيشه‌هاي خانه گران‌قيمت كريستيانو را شكستند. رونالدو نيز از اين عكس‌العمل غيرمنطقي مردم ناراحت شد و اعلام كرد منچستر را ترك مي‌كند و آينده او در اسپانياست. (مرچه) سي ساله كه در آن زمان هنوز با كريستيانو رابطه داشت گفت: اگر كريستيانو قبل از اين‌كه خشم مردم فرو بنشيند به انگليس بازگردد، كار احمقانه‌اي كرده است. او حتي از ستاره منچستريونايتد تقاضا كرد براي بردن وسايلش هم به آن جا بازنگردد.
         
شايعه رابطه كريستيانو رونالدو با دختري به نام (جمااتكينسون) به تازگي بر سر زبان‌ها افتاده است. با اين وجود نامزد قبلي كريستيانو پيام تبريك خود را براي او فرستاد (مرچه رومرو) كه در سال 2005 از كريستيانو جدا شد بهترين آرزوهايش را نثار اين زوج كرده است. گفته مي‌شود (جما) نيز به تازگي از نامزد سابقش كه اتفاقا او نيز يك فوتباليست بوده، جدا شده است. رابطه كريستيانو و (جمااتكينسون) ناگهان تيتر درشت صفحه اول تمام نشريات پرتغال شد. (جمااتكينسون) هنرپيشه نوپاي شبكه ITV خود اظهار داشته كه با كريستيانو رونالدو آشنا شده است.
    
او نخستين بار كريستيانو را همين اواخر در يك مهماني ملاقات و اعتراف كرد از اين آشنايي بسيار خوشحال است. وي اظهار داشت: (كريستيانو مرد خيلي خوبي است. شنيده‌ام خيلي‌ها به من حسادت مي‌كنند. اين موضوع براي من اصلا عجيب نيست.) اين هنرپيشه 22 ساله كه پيش از اين با (ماركوس بنت) بازيكن تيم (چارلتون) آشنا بود، گفت: (من به فوتبال علاقه خاصي ندارم و اگر با كريستيانو آشنا شده‌ام به خاطر شخصيت اوست. اصولا فوتباليست‌ها همه آدم‌هاي خوبي هستند. در ضمن دلم نمي‌خواهد زياد درباره اين موضوع صحبت كنم چون نامزدي من با ماركوس به خاطر مصاحبه‌ام با خبرنگارها به هم خورد. نمي‌خواهم اين موضوع دوباره تكرار شود.) ظاهرا از اين پس يك زن به جرگه زنان خبرساز فوتباليست‌هاي انگليس افزوده شده است.
         
سرالكس فرگوسن هميشه از كريستيانو رونالدو به عنوان يك بازيكن برتر نام مي‌برد. او در يك مصاحبه مطبوعاتي در جواب به اين سوال كه آيا رونالدو بازيكن سال مي‌شود يا نه، اظهار داشت: (مطمئنم نام او در ليست است. او 21 سال دارد و به نظر من بهتر از اين هم مي‌شود. او به بلوغ لازم رسيده و اميدوارم بازيكنان جوان ما مثل او خود را نشان دهند. خيلي كم هستند كساني كه مانند كريستيانو مي‌توانند برابر بازيكنان هجومي بايستند. مدافعان نمي‌توانند اين جور بازيكنان را كنترل نمايند؛ به همين خاطر است كه همه به او به چشم يك (خطر بزرگ) نگاه مي‌كنند.)
    

 كوتاه از كريستيانو
    _
او در بازي‌هاي يورو 2004 و جام‌جهاني 2006 به عنوان جذاب‌ترين بازيكن شناخته شد.
    _
در كودكي با نام مستعار (كلويورت) ناميده مي‌شد.
    _
او از سهام‌داران (نايك)، (پيپ جينز)، (اكسترا جاس) (نوشيدني انرژي‌زاي اندونزي) و اتومبيل سوزوكي است هر چند كه خود يك اتومبيل بي‌‌ام‌و مشكي دارد.
    _
تيم محبوب كودكي او (بنفيكا) بود.
    _
قهرمان كودكي رونالدو (مارادونا) بود.
    _
قهرمان كنوني او (لوييس فيگو) و (تيه ري‌آنري) هستند.
    _
رونالدو كه در ليسبون بزرگ شده است هميشه به خاطر لهجه (ماديرايي)‌اش مورد تمسخر بچه‌ها قرار مي‌گرفت.
    _
رونالدو با (آلبرتو جارديم) فرماندار زادگاه خود دوست صميمي است.
    
    

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:11  توسط ماهان  | 

زندگینامه مسی
زندگی نامه ورزشی لیونل مسی

فوق ستاره ی بارسلونا دارای ملیتی آرژانتینی است. او از همان دوران کودکی نبوغ سرشار و بالای خود را به نمایش گذاشت تا جایی که مربی آن دورانش در باره ی وی گفته:" در آن مقطع کمتر بازیکنی را دیده بودم که در سن مسی آنقدر نابغه باشد و به جرات می گویم کسی وجود نداشت. لیونل کارهایی با توپ می کرد که اعجاب برانگیز بود و فقط از یک بازیکن مستعد بر می آمد." بله همانطور که گفته شد مسی فوتبال را از کوچکی و در خون خود داشت.متاسفانه لیونل دارای یک بیماری هورمونی بوده که در اثر آن ترشحات کافی که لازمه ی رشد جسمانی وی بود بدن وی را تغذیه نمی کرد. او در مقایسه با هم سن و سالان اش بسیار ریزتر و کوتاه قد تر بود .

در نهایت پدرش برای مداوای وی تصمیم گرفت او را به اروپا بیاورد و این آغاز سناریوی ورود شخصی به بارساست که اکنون همه ی ما با غرور با اسم اش در دنیا جولان می دهیم. نمی دانم بیماری وی را معجزه بنامم یا خوش شانسی برای بارسا! به هر حال او پا به شهر بارسلونا نهاد. وقتی او به یک دکتر مراجعه کرد دریافت که می تواند با تزریق نوعی آمپول این کمبود ترشح را رفع کند.

او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند .
اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!). او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد .
شاید 17 ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند. درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید. او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.

او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند .
اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!). او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد .
شاید۱۸ ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند. درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید. او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:21  توسط ماهان  | 

زندگی نامه ی اکساندرو دل پیرو

زندگی نامه ی اکساندرو دل پیرو

تولد:9 نوامبر 1974 در شهر تورین ایتالیا
غذای مورد علاقه:پیتزا.کیک.ماکارونی
قد:73/1
وزن:۷۳
الگوی فوتبالی:پلاتینی.مارادونا.ز۠ ?کو.فان باستن.مالدینی
هنر پیشه مورد علاقه:مایکل داگلاس
آهنگ مورد علاقه:با تو یا بدون تو
ماشینهای وی:فراری و لامبورگینی
علایق:گوش دادن به موسیقی.رانندگی کردن.سینما
افتخارات: باشگاهی((قهرمانی در سال های 1995-1997-1998-2002-2003-2005 در سری ا ایتالیا ))
یک قهرمانی در جام حذفی 1995
چهار بار فاتح سوپر جام (( 1995-1997-2002-2003 ))
یک قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا 1996 یک قهرمانی بین قاره ای یا همان قهرمانی باشگاه های جهان در سال 1996 و کسب عنوان دومی در سال ۲۰۰۳ در بازی فینال بازی به پنالتی کشیده شد ولی یوونتوس نتوانست تیم میلان را شکست دهد
یوونتوس به عنوان پر افتخارترین تیم ایتالیا مامن حضور ستارگان بزرگ و با اخلاق فوتبال ایتالیا بوده است .
کسانی که سال های سال در این تیم بزرگ بازی کرده اند و تبدیل به اسطوره شدند.
الساندرو دل پیرو بازیکن افسانه ایی دهه ی 90 تا امروز در تیم محبوب تورینی ها جای برای خود دست و پا کرده است ..
وی پسر محبوب تورین ودرزندگی خود بیشتر از حاشیه داستانی مانند فیلم های سینمایی از نوع رمانتیک ایتالیایی داشته است . ستاره بزرگ بیانکونری از وقتی خود را شناخت که درگیر چیزی بنام توپ فوتبال بود. وی که از یک خانواده ی متوسط سر برآورده بود تمامی وقت خود را صرف فوتبال در کوچه ها کرد.
وی هیچ وقت تصور نمی کرد این چنین مشهور شود.آلکس از همان کودکی به تیم یوونتوس علاقه مند بود.


وی مرد ایده آل تمام تورینی هاست . کسی که در زندگی خود بیشتر از حاشیه داستانی مانند فیلم های سینمایی از نوع رمانتیک ایتالیایی داشته است . ستاره بزرگ بیانکونری از وقتی خود را شناخت که درگیر چیزی بنام توپ فوتبال بود. وی که از یک خانواده ی متوسط سر برآورده بود تمامی وقت خود را صرف فوتبال در کوچه ها کرد.
وی هیچ وقت تصور نمی کرد این چنین مشهور شود.آلکس از همان کودکی به تیم یوونتوس علاقه مند بود.

یوونتوس همراه با پلاتینی و یارانش آلکس را دیوانه ی تیم یووه کرده بود.الکس در یکی از گفتگو های خود گفته است که هیچ آرزویی جز دیدن ورزشگاه دل آلپی را نداشته است.عطش وی برای بازی کردن در یوونتوس هر روز بیشتر می شد.ولی وقت خود را در کوچه پس کوچه های تورین تلف می کرد.

وقتی مالدینی تنها با 16 سال اولین بازی خود را برای تیم میلان انجام داد . در آن روزگار الکس عضویت هیچ تیمی را نداشت حتی عضویت در تیم دسته دومی پادووا تیم اول الکس بسیار اتفاقی پیش آمد.روزی از تمام جوانان حاضر تستی گرفته می شود و الکس به رغم بازی های گذشته در کوچه ها توانست جز کسانی باشد که از این آزمون سربلند خارج شدند.

الکس خیلی دیر و در سال 22 سالگی اولین قرارداد حرفه ایی خود را امضا کرد . وی در اولین فصل حضورش در فوتبال حرفه ایی چهار باربرای تیم پادووا را تجربه کرد ولی دراین فصل یعنی فصل 1992 نتواسنت گلزنی کند.الکس در یک تیم ضعیف تنها یک نیمکت نشین بود.او آرزو های بزرگتری داشت.در خبرهای شبکه ی ایتالیا نامی از دل پیرو برده نمی شود همین عمر باعث می شود که غرور وی جریحه دار شود.

سرانجام وی توانست در فصل بعدی گلزنی کند .. هیچ کس ندانست که چرا یوونتوس این تیم بزرگ ایتالیایی چشم به چینین بازیکنی دوخته است.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:18  توسط ماهان  | 

زندگی نامه ی جان لوئیجی بوفون

زندگی نامه ی جان لوئیجی بوفون

او متولد ایتالیاست و انگار بیشتر از آنکه ایتالیایی باشد یک دروازه بان است

در 28 ژانویه 1978 در کارارا به دنیا آمد و در اوج شهرت و محبوبیت

لقب گرانترین دروازه بان تاریخ جهان را نیز به خود اختصاص داد .

بوفون 30 میلیون پوندی

بوفون هنگامی که یوونتوس برای خریدش از پارما مبلغ کلان 30 میلیون پوند

را به سران این باشگاه پرداخت گرانترین دروازه بان جهان شد و با امضایی

ارزشمند در سال 2001 پیراهن با ارزش یوونتوس را به تن کرد .

پس از شروعی عصبی در دل آلپی سال به سال به آرامش بیشتری دست یافت

و به مرور تبدیل به فردی ارزشمند برای یوونتوس شد . درک بالا و سرعت عمل

فوق العاده اش بیش از هر چیز نظر مسئولان یوونتوس و البته کل جهان را به خود

جلب کرد به طوری که باشگاهایی نظیر رئال . میلان . اینتر و ... حاضر بودند

مبالغی نجومی برای او بپردازند .بوفون وقتی در پارما بود و با این تیم قهرمان

جام یوفا شد شجاعت و جایگیری های بی نقصش برایش کافی بود که پیراهن

شماره 1 تیم ملی را نیز بر تن کند .

یک بدشانسی بزرگ و تلخ

به رغم بازیهای خوب و بی نقصش در مسابقات انتخابی یورو 2000 جی جی

بخاطر شکستگی انگشت دستش به ناچار از تورنمنت خارج شد . او این حادثه

را یکی از بدترین حوادث عمرش می داند . او در جام جهانی 2002 در تمامی

بازیها حضور داشت و حتی یک بازی از دیدارهای یورو 2004 را نیز از

دست نداد . در مسابقات جام جهانی 2006 با کتف آسیب دیده باز استقامت

نشان داد و با ایتالیا قهرمان جهان شد .

گذشته و دوران نوجوانی بوفون

بوفون در کارارا به دنیا آمد . خانواده اش . خانواده ای ورزشی بودند .

مادرش یعنی ماریا استلا یک پرتاپ کننده دیسک بود و پدرش یعنی آدریانو

یک وزرنه بردار قدرتی ! حتی دو خواهرش هم والیبالیست هستند و عمویش

نیز یک بسکتبالیست حرفه ای بوده است .

او از نظر فامیلی ارتباط دوری با لورنزو بوفون دروازه بان قدیمی میلان و ایتالیا

دارد . او در سن 14 سالگی بازیکن خط میانی بود اما به یکباره مجبور به بازی

درون دروازه شد . علتش هم یک حادثه بود زیرا هر دو دروازه بان دیگر مصدوم

بودند و جالب اینجاست که پس از دو هفته دروازه بان اصلی تیم شد . در 17 سالگی

نیز اولین بازی اش را در سری آ مقابل میلان انجام داد .

تعصب و وفاداری نسبت به یوونتوس

وقتی که یوونتوس به علت تبانی به سری ب فرستاده شد بسیاری از بازیکنان

دم از رفتن زدند کسانی مثل کاناوارو که در اینتر یک بازیکن ذخیره ای

بیش نبود اما در یووه هم به فوتبال اول جهان برگشت و هم کاپیتان ایتالیا شد

و یا زامیروتا که تمام شخصیتی که داره از یوونتوس داره . البته فقط اینها

نرفتن بلکه ابراهیموویچ . ویرا . امرسون و تورام نیز رفتن .

اما بوفون به همراه ندود و کاپیتان دل پیرو مانگار شد .

او در پاسخ به اینکه چرا در یوونتوس مونده می گوید : من آدم فراموشکاری

نیستم و یادم نمی رود که کی بودم و الان کی هستم من هر چی دارم از یووه

دارم همه این افتخارات را از یووه دارم و متشکر یووه نیز هستم  .

و در پاسخ به اینکه بازی در سری ب چگونه است ؟ می گوید : خب .

اینهم تجربه ای تازست . و مشتاقم که تجربه اش کنم .

انچه درباره بوفون باید بدانید

نام و نام خانوادگی : جان لوئیجی بوفون

متولد : 28 ژانویه 1978

محل تولد : کارارا . ایتالیا

سن : 28 سال

قد : 91/1

نام اختصاری : جی جی

وزن : 83

در جام جهانی 2006 آلمان 453 دقیقه دروازه ایتالیا رو بسته نگه داشته است

در جام جهانی 2006 آلمان فقط 2 گل دریافت کرده که یک گل به خودی بوده و

دیگری از روی نقطه پنالتی به دست آمده است

از سوی پله عضو 125 بازیکن برتر زنده دنیا قرار دارد

یکی از دلایلش برای موندن در یوونتوس الکس دل پیرو کاپیتان

محبوب تورینی است .

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:11  توسط ماهان  | 

زندگینامه پدر افشین قطبی(سرمربی پرسپولیس)

 

زندگینامه پدر افشین قطبی(سرمربی پرسپولیس)

عبدالرضا قطبي

فرزند محمدعلي و لوئيز قطبي در 1318 در تهران متولد شد. مادر وي از نوادگان نجفقلي خان صمصام‏السلطنه بختياري بود، رضا قطبي تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسه ايتالياييها به پايان برد و از مدرسه فرانسويها ديپلم گرفت. دوران کودکي او مصادف با مرگ شوهرعمه‏اش سهراب ديبا شد و فريده ديبا به همراه تنها فرزند خود فرح که تنها يک سال از رضا قطبي بزرگتر بود در خانه برادرش مقيم شد.

رضا و فرح در کنار يکديگر بزرگ شدند و سعي بر آن بود تا سطوح مدارس تحصيلي آنها با هم يکي باشد. رضا قطبي پس از دريافت مدرک ديپلم براي ادامه تحصيل راهي فرانسه شد و در دانشکده پلي تکنيک پاريس ثبت‏نام کرد. او به تبع شرايط زمان خود و جو دانشجويي به سياست روي آورد و به دانشجويان ناسيوناليست که شاخه‏اي از گروه پان ايرانيستها بودند پيوست. او در رشته مهندسي برق فارغ‏التحصيل شد و زماني به ايران بازگشت که دخترعمه‏اش فرح ديبا به عقد شاه درآمده و درباري کوچک براي خود ترتيب داده بود. رضا قطبي نيز خيلي زود به حلقه اين ياران دربار فرح که همگي از دوستان دوران تحصيل‏اش در پاريس بودند پيوست.

فرح موفق شد وضعيت شغلي دايي خود محمدعلي قطبي را ارتقاء بخشد و براي پسردايي خود نيز همين اقدام را کرد. رضا قطبي مدتي در دانشگاه آريامهر )صنعتي شريف فعلي) به تدريس رياضيات مشغول شد و آنگاه به وزارت اطلاعات راه يافت و طرحي براي تأسيس يک تلويزيون ملي ارائه داد. او از مشاوران فرهنگي فرح بود و پس از تأسيس تلويزيون ملي رضا قطبي به مديرکلي اين نهاد منصوب شد. دست او براي اجراي سياست فرهنگي فرح کاملاً باز بود.در اواخر سال 1345 فرح پهلوي که زمام فرهنگ دوستي را در دوره پهلوي دوم برعهده داشت، تصميم به تأسيس سازمان و جشن هنر شيراز گرفت، پس از تصويب طرح وي در سال 1346، رضا قطبي را به مديرعاملي اين سازمان منصوب کرد. هدف از تأسيس اين سازمان « گسترش هنر و بزرگداشت هنرهاي اصيل ملي و به منظور بالا بردن سطح هنر در ايران و بزرگداشت هنر هنرمندان ايران و شناساندن هنر و هنرمندان خارجي در ايران» بود.برنامه‏ريزي براي جشن هنر شيراز که به مدت 10 سال در شهريور ماه در شهر شيراز برگزار مي‏شد به عهده رضا قطبي بود، و بخشهايي از اين جشن در تلويزيون نيز به نمايش گذاشته مي‏شد. در 1349 نيز مجله تماشا را منتشر کرد. اما رضا قطبي فقط در بخش فرهنگي حکومت نقش نداشت. او آرام آرام به ميدان سياست پاي گذاشت و در تصميم‏گيريهاي مهم حضور داشت. اگرچه محمدرضا پهلوي اصولاً از اطرافيان فرنگ‏زده فرح

چندان رضايت نداشت و آنان را به کار نمي‏گرفت، اما فرح پهلوي توجهي به اين بي اعتناييها نداشت.اين رضا قطبي بود که به همراه شجاع‏الدين شفا مشاور فرهنگي شاه طرح تغيير تقويم کشور را به تقويم شاهنشاهي ارائه کرد پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قطبي مدتي در تهران مخفيانه زندگي مي‏کرد تا اينکه فرح پهلوي با پرداخت هزينه‏اي کلان راه خروج وي را فراهم کرد و پس از مرگ شاه بار ديگر قطبي به حلقه ياران فرح پيوست و در اروپا همراه با وي با اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران فعاليت مي‏کند.

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:2  توسط ماهان  |