تبليغاتX
بزرگترین آرشیو زندگینامه بازیکنان فوتبال
تولد ادگار داویدز به درخواست دوستان
تولد ادگار داویدز به میلادی 13 مارچ 1973 و به شمسی 22 مهر 1351 است.
2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:30  توسط مهدی هاشمی  | 

زندگینامه پله
پله

متولد: 23 اكتبر 1940، ترس كوراكواز، برزيل

بازيهاي ملي: 92

گل هاي بين المللي: 77

تيم ها: سانتوز، نيويورك كاسموس

افتخارات تيمي: جام جهاني 1958، 1962، 1970

قهرمانان كلوپ جهاني: 1962، 1963

قهرمان ايالت ساوپولو: 1956، 1958، 1940، 1941، 1942، 1944، 1956، 1967، 1968

افتخارات شخصي: مرد سال فوتبال آمريكاي جنوبي در سال 1973

« همانطور كه بتهون براي موسيقي متولد شد، من براي فوتبال به دنيا آمدم» جملاتي با شكوه و مبتكرانه مگر زماني كه در مورد نابغه فوتبال برزيل، پله، مطرح شوند.

يك خبر، با چهار بار قهرماني جام جهاني، ربته اول، 283 گل درجه يك، كه 12 تاي آن را در فينال مسابقات جام جهاني زد

يكي از اعضاي بازيكنان جادويي برزيل كه بزرگترين جوايز سالهاي 1958، 1962 و 1970 را به خود اختصاص داد. ولي همانطور كه مجموعه اي از نت هاي درهم و برهم يك سمفوني را براي بتهون نمي ساختند، آمار هم نمي توند عظمت بازي اين نوابغ را به معرض نمايش گذارد، مهارتهاي زيبا، سرعت حيرت آور،‌قدرت كنترل توپ و در آخر لباس هاي زرد و آبي معروفشان در بين اين همه ستاره، پله بهترين بود.

بايد بي انعطاف پذير، چابك و قوي به نظر مي رسيد قادر بود با توپ هر كاري كه مي خواهد بكند. به راحتي از عوامل دفاعي مي گذشت و هر بار كه موقيتي پيش مي آمد همه منتظر عملياتي خيره كننده از او بودند و برزيل فوتبالي پر ماجرا را ارائه مي كرد، همواره درحمله بود همه چشمها خيره به نتيجه مسابقه هيچ كس نمي تواندصداهاي تشويق تماشاگران به هيجان آمده را فراموش كند: « برا – زيل ش ش ش ، برا – زيل ش ش ش » اين نوع تشويق اولين بار در شيلي در بازيهاي جام جهاني 1962 به گوش رسيد و طرفداران انگليسي برزيل نيز به تقليد آن پرداختند. ابتدا نام بازيگران بلند گفته مي شود كه با انفجار از صداي دست زدن تماشاچيان و به دنبال آن آواي: ايي – يه ادو (ee- ay-adeo) تمامي ورزشگاه را فرا مي گرفت . بعد از سه دهه ممكن است اين آوازها دستخوش تغييرات شده باشند ولي اين فوتبال برزيلي پله بود كه به جهانيان نايان مي شد.

پله در يك محله فقير نشين «ترزكوآكوز» (Tres coracoes) در سال 1940 بدنيا آمد. پدرش كه به دوندينو معروف بود يك فوتباليست بود ولي به شهرت پسرش دست نيافت. پله از زماني كه ياد گرفت به توپ ضربه بزند عاشق فوتبال بود ولي مادرش از اين علاقه زياد راضي نبود زيرا شوهرش از مسابقات پول كمي براي خانه مي آورد و مادر پله به دنبال راه بهتري براي سرنوشت پسرش بود.

مهارت زودرس پله خيلي زود مورد توجه دي بريتو (debrito) يكي از اعضاي تيم ملي برزيل قرار گرفت و او مهارتهاي لازم را به پله آموخت در سال 1954 در 14 سالگي به عضويت باشگاه قهرمانان جوانان «باورو» (bauro) در «ساوپولو» درآمد. در 16 سالگي عليرغم جراحت زانو كه مي رفت تا مشكلاتي را در زندگي حرفه اي ايجاد كند، پله به «سنتوز» رفت و تا پايان سال 1974 در آنجا ماند. پله و سانتوز با هم افسانه شده بودند در اروپا سفر مي كردند و بازيهاي دوستانهاي را پشت سر مي گذاشتند اما در سال 1972 پله دوباره به باشگاه معروف خود بازگشت.

جام جهاني 1958 در سوئد بود كه عرصه را براي نشان دادن نبوغ پله باز كرد. او 17 ساله بود و يك سال پيش برنده اولين جام دوران ورزشي اش شده بود. اما با جراحت به سوئد آورده شد آخرين بازي گروه كه بين برزيل و روسيه در گوتنبرگ انجام شد اجازه بازي پيدا نكرد. برزيل اين بازي را 2-0 برد و با پاس گلي كه براي واوا آماده كرد نويد تولد يك قهرمان را داد.

در مرحله 4. 1 نهايي برزيل در مقابل ولز بازي مي كرد. برزيل در اين بازي 1-0 پيروز شد و پله زننده تك گل بازي بود.

اين اولين گل ملي پله در جام جهاني بود و در پايان بازي هاي فينال پله 6 امتيازي شده بود.

3 حرت عالي او در مقابل فرانسه در بازيهاي 2. 1 نهايي با دو گلي كه در بازي فينال به سوئد زد تكميل شد. يكي از گلهاي او توسط كارشناس و نويسنده فوتبال «برايان گرانويل» در كتابش به نام داستان جام جهاني «تلاش نفس بر» نام گرفت:

سخنان نويسنده :] در منطقه پلانتي توپ بلندي را با ران پايش مهار كرد و به سرش رساند و با چرخشي آن را از سوسون گذراند[. پله همه گل ها را ساخته بود و باعث شكست 5-2 سوئد در مقابل ديدگان هموطنان خود و در مهين خودشان شده بود. برزيل براي اولين بار قهرمان جام جهاني شده بود و قهرمان جوان ما مي رفت كه در راه شهرت و ترقي بين المللي خود گام بردارد.

در سال 1962 برزيل پادشاه بي شك فوتبال و پله قهرمان بازيكن جهاني بود او تنها 21 سال داشت و به نظر مي رسد كه بازيهاي فينال شيلي به محبوبيت پله خدشه وارد كند!!!

اولين بازي آنها در برابر مكزيك بود. برزيل اين بازي را 2-0 برد و پله با گل درخشان خود كه پس از رد كردن 4 بازيكن خط دفاعي آن را به ثمر رساند دوباره درخشيد ولي در بازي بعدي با نتيجه 0-0 در مقابل چك و اسلواكي پله دچار كشيدگي و پارگي عضلات شد و از بازيهاي بعدي كناره گرفت. برزيل در اين مسابقات براي دومين بار قهرمان شد و در فينال چك اسلواكي را 3-1 شكست داد. ولي اگر سال 1962 براي پله سال خوبي نبود سال 1964 بدتر بود چه براي پله و چه براي تيم كشورش .

سال افتخار و پيروزي تيم انگليس، سالي كه برزيل كاپ را بعد از 12 سال واگذار كرد و بعد تيم برزيل در اولين مرحله دوره بازيها جام جهاني را ترك گفت. اين درست وقتي بود كه پله توسط بازيكنان پرتقال ضربه خورده بود. برزيل در اين سال فقط 3 بازي داشت كه هر سه در «ورزشگاه گوديسون پارك باشگاه اورتون» انجام شد. آنها با يك نتيجه قابل قبولي 0-2 بلغارستان را شكست دادند كه يكي از گلها را په از روي يك ضربه آزاد به ثمر رساند. در بازي دوم كه پله مجروح شد تيم برزيل 1-3 مغلوب تيم لهستان شد. پله دربازي تهاجمي با پرتغال حضورداشت ولي به زودي معلوم شد كه هنوز سلا متي كامل خود را باز نيافته است. مربي تيم بعد از شكست باور نكردني در مقابل لهستان هدف تغيير در وضعيت تيم ايجاد كرده بود كه در اين بازي هيچ تفاوتي ايجاد نكرد. عليرغم جراحتهاي زياد به پله با وضع نامناسبي كه داشت از طرف داور انگليسي، جورج مك كيب، (George Mc cobe) اجازه بازي در زمين داده شد و پرتقال 3 بر 1 برزيل راشكست داد.

پله عهد كرد كه ديگر در هيچ جام جهاني ظاهر نشود ولي در سال 1970 او نظر خود را عوض كرد. اينبار بازي ها در مكزيك سوزان برگزار مي شد و برزيل يكي از بهترين و مقاومترين تيم هاي حاضر بود.

پله كه در آن سالها يك مرد 29 ساله بود، بازيكن كار كشته اي شده بود كه اينبار به همراه بزرگاني چون دي ولينو، توستائو و جيرزينو يك تيم تهاجمي را ساخته بودند. در اولين بازي در برابر چك و اسلواكي به نتيجه 4 بر 1 دست يافتند. گل اول توسط ري ولينودريك ضربه آزاد و دومي توسط پله زده شد و دوتاي آخر را جيوزينو به ثمر رساند.

بازي بعد در مقابل انگلستان بود و چه بازي هيجان آوري بود بسياري از كارشناسان به تيم انگلستان به خاطر پيروزي سال 1966 بسيار با احترام مي نگريستند.

آلن مولري (Alan Mullery) به عنوان بازيگر كنترل كننده پله گماشته شده بود تا به نوعي جلوي بازي هنرمندانه اش را بگيرد ولي آيا مي توان يك نابغه را كنترل كرد. دو دقيقه دهم، پله نه تنها از او بلكه از خط دفاع تيم انگليس هم گذشته بود تا توپ را به جيزنيو برساند. اين توپ چيزي كمتر از يك گل نداشت و درست در هنگامي كه توپ وارد دروازه لي شد توپ با ضربه دست، گوردون بانلكس مهار شد. پله در مقابل ميليون ها نيز به مقام «وزير ورزش برزيل» دست يافت و هنوز بعد از گذشت سالها او چنان عظمتي دارد كه هر بار نام تيم برزيل مطرح مي شود اولين نامي كه بر لبها جاري مي شود« پله » است....يكه و تنها.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 15:19  توسط مهدی هاشمی  | 

زندگینامه طالبلو

از پله های سنگی ورزشگاه بالا می رود، به یکباره از هوای تاریک تونل ورزشگاه که چشمانش به آن عادت کرده، روشنایی را حس می کند. صدای تشویق تماشاگران هر لحظه بیشتر از قبل به گوشش می رسد. قلبش تند می زند. دست خودش نیست! به نزدیکی چمن که می رسد، ناخداگاه به سمت زمین خم شده و بوسه ای بر چمن می زند. یکبار منصوریان می گفت: (( بوسه ای که بر چمن می زنیم، استرس را از بین می برد و به ما آرامش می دهد. )) پس مطمئناً این مساله در مورد وحید طالب لو هم صدق می کند!

در صف بازیکنام می ایستد، به هواداران خیره می شود و سوره های مقدس قرآن را گوش می دهد. آری! وحید طالب لو! در مورد بازیکنی صحبت می کنیم که ره صد ساله را در یک شب طی کرد و امروز دروازه بان اول پسران آبی پایتخت و شاید تیم ملی به حساب می آید!

وحید طالب لو آنقدر دوست داشتنی و با اخلاق است که وقتی در مورد او قلم می زنیم، لبخندی بر لبانمان جا خشک می کند. وحید طالب لو اگر امروز محبوب است و موفق، اگر سنگربان قفس توری آی پوشان پایتخت دوست داشتنی است و مورد اعتماد، فقط و فقط یک مساله باعث آن است! او در کنار خصوصیات بالای فنی اش که همه بر آن مهر تایید می زنند، اخلاقی مثال زدنی دارد.



نقطه آغاز!

 

شب قبل از بازی با استرس و دلهره روی تخت دراز کشید. به فردایی فکر می کرد که برایش حکم تایین آینده را داشت! آینده ای که می توانست با یک بازی قابل قبول، رویایی باشد و با یک اشتباه کوچک....

کادر فنی خبر بازی در برابر سپاهان را به او داده بودند. بلاخره وقت موعود فرا رسید و وحید طالب لو با قیافه ای در هم که نشانگر استرس در وجودش بود وارد زمین شد.

 

گزارشگر بازی با تعجب چند باری لیست بازیکنان را زیر و رو کرد و گفت: (( امیر قلعه نوعی ریسک بزرگی کرده و نام دروازه بان جوان تیمش را به عنوان بازیکن فیکس رد کرده است. وحید طالب لو، امروز دروازه بان استقلال است. ))

 

همان لحظه دوربین طالب لو را نشان داد که آهسته به سمت دروازه می رفت.

نود دقیقه پر التهاب تمام شد و اینک همه او را می شناختند! وحید طالب لو امتحان سختی را با موفقیت به پایان رساند و آن روز برایش به تاریخ پیوست.

 

 

 

 

طالب لو از کودکی تا امروز!

 

در تهران متولد شد. روز 5 خرداد سال شصت و یک، وحید طالب لو در تهران به دنیا آمد. همیشه پدر را الگوی خود می داند. هم از نظر فنی و هم از نظر اخلاقی. حسین طالب لو، پدر وحید هم یک دروازه بان بوده است. وقتی از طالب لو بپرسید چرا پست سخت و دشوار دروازه بانی را انتخاب کردی، محکم و استوار می گوید: (( چون پدرم دروازه بان بود!))

روز به روز بزرگتر می شد و فعال تر از قبل. فوتبال را از همان ابتدا آغاز کرد و به قول خودش، چون طالب لوی بزرگ دروازه بان بود، او هم به این پست روی آورد.

 

وحید فوتبالش را در سن 14 سالگی و از تیم فجر کرج آغاز کرد. کرج شاید زادگاه اصلی طالب لو نباشد، اما او بیشتر سالهای عمرش را در این شهر سپری کرده است. او خانواده و مخصوصاً پدرش را مشوق اصلی خود می داند. اگر امروز دروازه بان اول ایران است؛ راه پدر را ادامه داده و چه زیباست وقتی طالب لوی بزرگ، بازی خوب پسرکش را می بیند و لذت می برد.

 

اگر امروز وحید طالب لو پله های ترقی را یکی یکی طی می کند، تنها دلیلش پشتکارش به شمار می رود. او از همان سالهای کودکی تمریناتش را آغاز کرد و هر بار که یک رده بالاتر می رفت؛ به هدفش نزدیکتر می شد. او خودش را مدیون خانواده می داند. خانواده ای که همیشه پشتوانه او بوده اند.

 

 

 

 

اعتقادات مذهبی

 

ماههای رمضان، روزه اش را مرتب می گیرد. نمازش قضا نمی شود، حتی با مشغله زیاد و تمرینات متعدد!

اعتقاد دارد همیشه خدا همراهش است. در سختی ها؛ خوشی ها، پیروزی ها و حتی شکست ها. وقتی در زندگی به مشکلی برخورد می کند، مشورت با بزرگان را فراموش نکرده و همیشه راضی به رضای خداست.

 

وقتی نزدیک به دروازه می شود، آرام آرام جلو می رود، روی خط دروازه قدم می زند و آیه می خواند و به تور دروازه ای که قرار است از آن حفاظت کند، فوت می کند.

همه جا خدا را نزدیک به خودش می بیند. وحید می گوید: (( وقتی به این فکر می کنم که خدا چقدر به من نزدیک است، احساس آرامش می کنم. ))

 

 

زندگی روزانه

 

اگر می خواهید از زندگی روزانه وحید بدانید باید به شما بگوییم که در اوقات فراغت مطالعه می کند، فیلم می بینید و به گفته خودش پلی استیشن بازی می کند! در بین دروازه بان های خارجی پیتر چک و بوفون را بیشتر از بقیه دوست دارد. تیم خارجی مورد علاقه اش هم چلسی است! هم اینکه رنگ پیراهنش آبی است و هم یکی از دروزاه بانان مورد علاقه اش در این تیم مطرح انگلیسی توپ می زند.

 

اهل مد روز است. نزدیکانش او را شیک پوش خطاب می کنند. اگر دنبال مارک پوشاک مورد علاقه وحید هستید، دنبال نام هایی نظیر زارا، ورساچی، لاکوست و روزتی بروید!

 

سینما را دوست دارد؛ اما می گوید شرایطش اقلب محیا نمی شود و باید فیلم های مورد علاقه اش را با چند ماه تاخییر در خانه ببیند!

موسیقی گوش می دهد و محمد اصفهانی و استاد افتخاری از خوانندگان مورد علاقه او به حساب می آیند!

 

 

هوادار هواداران استقلال!

 

او را عقاب جدید آسیا صدا می زنند. هواداران استقلال لقب کاسیاس را برای وحید خودشان انتخاب کرده اند. البته یکی از هواداران می گفت: (( به کاسیاس می گونید طالب لو!))

به یکی از محبوب ترین بازیکنان استقلال تبدیل شده و خودش را مدیون میلیون ها هوادار استقلال می داند.

او گرچه از باشگاه پرسپولیس پیشنهاد خوبی داشت، اما به خاطر هواداران جواب منفی را انتخاب کرد تا پیراهن شماره یک استقلال را بر تن کند.

 

وحید طالب لو هوادار هواداران است!

 

 

سکانس آخر

 

وقتی از او بپرسید چه آرزویی داری؟ بار دیگر محکم می گوید: (( آرزو نه! هدف دارم!)) آن وقت باید بپرسیم چه اهدافی؟ طالب لو دوست دارد اولین دروازه بان لژیونر ایرانی باشد! شاید اگر وحید طالب لو در جام جهانی.... نه! وحید برای لژیونر شدن فرصت های زیادی خواهد داشت. او تا به حال خواسته و به آرزوهایش رسیده است.

امروز آرزویی ندارد، اما با پشتکار فراوان به اهدافش که یکی دیگر از آنها فیکس بودن در تیم ملی است، خواهد رسید!

او وقتی از جوانان به بزرگسالان استقلال آمد و طی 2 سال به دروزاه بان اول این تیم بزرگ ایران تبدیل شد، لیاقت خود را به رخ همگان کشید!

پس او نه تنها می تواند یک لژیونر باشد، بلکه می تواند به اسطوره ای جدید در فوتبال ایران تبدیل شود.

 

اگر از امیر حسین صادقی که نزدیک ترین بازیکن و حمید بابازاده که نزدیک ترین مربی به وحید هستند در مورد او بپرسید چیزی جز تعریف و تمجید نمی شنوید!

 

وحید طالب لو را دوست داریم چون دوست داشتنی است. او را از نظر فنی قبول داریم چون مورد پسند بزرگان است.
پس اینجا به او می گوییم، ((قدر خود را بدان پسر!))

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 13:33  توسط مهدی هاشمی  | 

زندگینامه ادگار داویدز


ادگار داویدز در 13 مارس 1973 در پاراماریبو واقع در کشور سورینام متولد شد. که با گرفتن تابعیت کشور هلند برای این کشور به میدان مسابقات ملی حاضر می شد. پست ادگار داویدز هافبک وسط هست و به خاطر اخلاق تند و بازی فیزیکی و خشن معروف هست. همچنین قد کوتاهی هم داره که حدود 170 سانتی متر هست. (فکر کنم)
داویدز از بیماری خاصی به نام گلاوکوما رنج می بره. یعنی به تدریج بینایی خودش رو از دست می ده. glaucoma یعنی "کوری تدریجی"، برای همین داویدز در میادین از عینک های خاص خود استفاده می کنه. از دیگر ویژگی های ظاهری داویدز میشه به مدل موهایش اشاره کرد. مدلی که dreadlocked معروف هست. که مدل موی مذهبی در ادیان بودایی هست. و همچنین در دهه 60 و 70 صلح طلب ها (مخصوصا سیاهانی که خواهان ایجاد رابطه با سفید پوستها بودن) از این مدل مو استفاده می کردن.


قبل از یوونتوس 1991 - 1998

داویدز از سال 91 تا 96 یعنی 5 سال در تیم اژاکس عضویت داشت. همون اژاکس رویایی که شامل بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال هلند بود. و یه عنوان قدرتمند ترین نسل فوتبالی هلند معروف بودن. که الان تعداد کمی از اونا حضور در میادین حرفه ای رو دارن. او برای این تیم 106 بازی کرد که موفق به زدن 20 گل شد. با این تیم هلندی که در اون زمان یکی از بهترین تیم های اروپا بود توانست 1 بار dutch cup، 3 بار dutch supercup و 3 بار هم ductch eredivisie رو در هلند و جام یوفا، جام قهرمانی باشگاه های جهان، سوپرکاپ اروپا و لیگ قهرمانان اروپا رو هرکدام یک بار فتح کنه ...
در سال 96 از هلند به کشور ایتالیا امد. و به شهر الوده میلان رفت و به عضویت تیم اث میلان در امد. و تا سال 98 برای این تیم بازی کرد. که هیچ عنوانی رو نتونست کسب کنه. و در طی 15 بازی که برای این تیم انجام داد ۱ گل به ثمر رساند 


یوونتوس 1998 - 2004

داویدز در سال 98 از میلان به تورینو امد و با یوونتوس قرارداد بست. در این تیم داویدز به افتخارات داخلی بسیاری دست یافت که شامل 3 قهرمانی سری آ، و 2 قهرمانی سوپرکاپ ایتالیا بودن. داویدز در یوونتوس به "گاو میدان" معروف شد. اونم بخاطر بازی های فیزیکی و درگیرانه اش.
همچنین به حضور در کارهای تبلیغاتی هم داشت. در تبلیغات شرکت نایک خیلی فعال بود. و در تبلیغی که می خواستن توپ بدزدن (دیدید همتون. همون که موهاش گیر می کنه به لیزر ) با دریافت بیشترین مبلغ میان بازیکنای حاضر در تبلیغ به عنوان کاراکتر اصلی بازی کرد. همچنین عکس او در روی جلد بازی فیفا 2003 هم بود.
در سال 2001 در تست فیفا به علت مثبت اعلام شدن انابولیک استریود در خونش با محرومیتی مواجه شد. داویدز در 142 بازی برای یووه 8 گل به ثمر رساند.
همچنین در سال 98 هم به تیم ملی هلند دعوت شد که با این تیم به مقام چهارم دست یافت. گل فوق العاده او به ارژانتین هم فراموش نشدنی هست ...


این از خودم: تقریبا زمانی که من شروع به پی گیری بازی های یووه شدم زمانی بود که داویدز هم به یووه پیوست. برای همین بیشتر بازی هایش رو دیدم. و در کل این دوران قشنگترین لحظه ای که ازش بخاطر دارم (در بازی رئال - یوونتوس در دل الپی که 3-1 یووه برنده شد) اون صحنه ای بود که زیدان و هیرو و دو نفر دیگه رو یکجا دریبل زد ... خیلی قشنگ بود.

بعد از یوونتوس 2004 - ...

بعد از ماجرای محرومیت داویدز به طور قرض الحسنه به تیم بارسلونا پیوست. اونجا هم کارنامه ای مشابه زمان بازی اش در میلان داشت. و در 18 بازی برای این تیم 1 گل هم زد. در اواخر سال 2004 دوباره به ایتالیا برگشت ولی این دفعه به تیم الوده دیگر میلانی یهنی اینتر پیوست. قراردادی سه ساله امضا کرد که فقط یک سال از سه سال رو در این تیم ماند. و در 19 بازی 0 گل هم به ثمر رسوند. * بنابراین داویدز در دو باشگاه اینتر و میلان هیچ گلی به ثمر نرسوند*
در سال 2005 به تیم تاتنهام انگستان رفت و در 44 بازی 1 گل زد. و امسال هم به نقطه اول خودش یعنی اژاکس رسید
.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:3  توسط مهدی هاشمی  | 

زندگینامه امیر قلعه نوعی

 

 

«اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد: ۱۳۴۲» « معروف به امیر قلعه نویی»

  

او در خانوادهٔ پرجمعیت به دنیا آمد. ۷ خواهر و برادر بودند. پدرش یک خودروی «ولوو» داشت و با آن کار می‌کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیت اش را تامین می‌کرد اما روزهای تقریباً عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر ۷ ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده‌است. از سیزده سالگی شروع به کار کردن کرد و در کنارش فوتبال را نیز فراموش نکرد.

  

آغاز فوتبال حرفه ای

  

اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم‌های پایه یی راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد. او در سال ۱۳۶۰ به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد اما چند ماه بعد ناصر ابراهیمی در اسفند ۱۳۶۰ از راه آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه ایی که در راه آهن داشت تنها امیر قلعه نویی را به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت. نادر فریادشیران، دینورزاده، نصرالله عبداللهی، صادقی، حمید مجدتیموری و علی حیدری از این جمع بودند.

 

سال اول و دوم فعالیت ابراهیمی در شاهین پر تنش بود. او سال ۶۳ شاهین را رها کرد و جای خود را برای مدت کوتاهی به محراب شاهرخی سپرد. او نیز بعد از چند ماه جای خود را به نصرالله عبداللهی داد. پس از خداحافظی صادقی و رفتن دینورزاده، اردشیر ۲۲ ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او اواسط لیگ سال ۶۶ پس از پیروزی ۲ بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.

 

 حضور در استقلال تهران

 

زمستان ۱۳۶۷ او به تهران بازگشت و این بار سراغ باشگاه استقلال تهران رفت ، پای میز قرارداد نشست و پیراهن آبی را بر تن کرد. اولین بازی اردشیر به عنوان بازیکن استقلال در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۶۷ مقابل پرسپولیس رقم خورد. این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می‌شد به پنالتی کشیده شد و اردشیر پنالتی اش را از دست داد. در تیم آن روز استقلال به جز قلعه نویی، یکه، اردستانی و شکورزاده دیگر نفراتی بودند که سابقه بازی در شاهین را داشتند.

  

بازیگری در تیم ملی

  

این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری اش تنها ۱۹ بازی ملی را در کارنامه ثبت کرد که اتفاقاً ۱۸ بازی آن در سن ۳۰ سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال ۱۳۶۴ به تیم ملی «ب» دعوت شد.

 

او در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال ۱۳۷۲ هیچ گاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد یعنی ۲۱/۶/۱۳۷۲ دیدار ایران - بوسنی هرزگوین که با سرمربیگری علی پروین انجام شد. در کارنامه ملی قلعه نویی تنهایک گل زده آن هم به کویت دیده می‌شود.

 

مصدومیت دوران بازیگری

  

او در سال ۱۳۶۸ دچار مصدومیت شدیدی شد. قلعه نویی دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد که بار دیگر آن در سال ۱۳۷۳ بود.

  

تجارب مربیگری

 

 تجربه‌های مربیگری در تیم های برق تهران، کشاورز،استقلال اهواز و استقلال تهران را دارد

  

مربیگری در تیم ملی

  

پس از قهرمانی استقلال تهران با قلعه نویی در سال ۱۳۸۵ و نتایج ضعیف تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ و از طرفی خاتمه همکاری ایران با برانکو ایوانکویچ، شرایط تازه یی برای قلعه نویی مهیا کرد. سرانجام او به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد و همزمان در ادواری پست‌های مدیرفنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال تهران را نیز بر عهده داشت. تیم ملی ایران با حضور او روی نیمکت در مسابقات جام ملت‌های ۲۰۰۷ آسیا با ضربات پنالتی مغلوب تیم ملی کره جنوبی شد و از این رقابت‌ها دست خالی بازگشت.

  

 سال 2007 نیر  کاندید کسب بهترین مربی سال اسیا شد

 

که موفق به کسب این عنوان نشد

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:43  توسط مهدی هاشمی  |