تبليغاتX
آرشیو زندگینامه بازیکنان فوتبال
زندگینامه وینگادا
ادواردو مانوئل مارتينيو وينگادا (Eduardo Manuel Martinho Vingada) سي مارس1953 در پرتغال به دنيا آمد


او ملقب به نلو وينگادا (Nelo Vingada) است و اصليت برزيلي دارد. وينگادا در سال‌هاي 1989 تا 1991 دستيار كارلوس كوئيرش در تيم‌‌ملي فوتبال زير 20‌ ساله‌هاي پرتغال بود.

وينگادا سال‌هاي 1996 و 1997 سرمربي تيم ملي عربستان بود و با اين تيم در سال 1996 قهرمان جام‌ملت‌هاي آسيا در امارات شد، كه اين قهرماني يكي از افتخارات او در سمت مربيگري محسوب مي‌شود.

وي از معدود مربياني است كه به مدت طولاني و تا انتخابي جام جهاني 1998 در فوتبال عربستان حضور داشت و به علت عدم اجازه به دخالت‌هاي شاهزادگان سعودي علي رغم صعود به جام جهاني 1998 از اين تيم كنار گذاشته شد.

وي از سال 1999 تا 2003 سرمربي تيم سي. اس. ماريتيمو پرتغال بود و پس از آن در فصل 2004- 2003 نيز سرمربيگري تيم الزمالك مصر را برعهده گرفت.

اين مربي پرتغالي در فصل 2005- 2004 در تيم آكادميكا كويمبرا مربيگري كرد و سپس تا سال 2007 نيز سرمربي تيم‌ملي المپيك مصر شد.

وينگادا در سال 2007 مدتي سرمربيگري تيم الوداد مراكش بود كه پس از 6 هفته از سمت خود استعفا داد و سرمربي تيم‌ملي اردن شد.

وي پس از حضوري 16 ماهه در تيم‌ملي اردن به علت كسب نتايج ضعيف با اين تيم، از سمت خود بركنار شد. قرارداد وينگادا با تيم‌ملي اردن 16 ماهه بود و او به ‌خاطر انجام دو بازي با تيم‌هاي سنگاپور و كره‌جنوبي، يك‌ماه قراردادش را تمديد كرد.



منبع خبر : همشهري - http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=79581

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:35  توسط ماهان  | 

تاریخچه باشگاه استقلال
در چهارم مهر ماه 1324 چند جوان نظامی علاقمند به ورزش دوچرخه سواری ، بنامهای « میرزائی، نواب و جانان پور » در خیابان فردوسی تهران اقدام به تأسیس یک باشگاه ورزشی نمودند و به دلیل اینکه اعضای این باشگاه همگی دوچرخه سوار بودند، نام آن را باشگاه «دوچرخه سواران» نهادند. اولین اعضای این باشگاه در بدو تأسیس عبارت بودند از: جانان پور، خاکزاد، گیتی، گریش، کلانی، مهدیون، حسینی،میرزائی و خشایار.
رفته رفته دوچرخه سواران در سایر رشته های ورزشی نیز از قبیل والیبال، بسکتبال،پینگ پونگ، وزنه برداری، کشتی، شنا، فوتبال، و .... تصمیم به فعالیت گرفت. در این زمان تیم فوتبال « تور » که توسط مرحوم علی دانائی فرد تشکیل شده بود، توانست در یک رقابت، تیم فدرتمند کارگران آبادان را شکست دهد. بنابراین مورد توجه ویژه باشگاه دوچرخه سواران قرار گرفت. مسئولان وقت این باشگاه با مؤسس تیم تور به توافق رسیدند تا از آن پس این تیم با نام تیم فوتبال دوچرخه سواران در مسابقات شرکت نماید.

پس از یک سازمان دهی نسبی در باشگاه، « پرویزعموقلی، گرائیلی، دانایی فرد و سیدآقاجلالی » به عنوان هیئت مدیره انتخاب شدند. بنابر این تیم فوتبال دوچرخه سواران در سال 1325 اولین حضور رسمی خود را در مسابقات باشگاهی با کسب دو عنوان نایب قهرمانی مسابقات باشگاه های تهران و نایب قهرنانی جام خذفی تهران با موفقیت به پایان رسانید و سال 1326 نخستین سال صدرنشینی این تیم با قهرمانی در مسابقات جام حذفی تهران بود.

اولین دیدار رسمی باشگاه دوچرخه سواران در پانزدهم اسفندماه 1328 در مقابل تیم شاهین با حضور 2000 تماشاگر در ورزشگاه امجدیه « شهید شیرودی فعلی » برگزار گردید که طی آن اولین گل تاریخ فوتبال این تیم توسط بیوک جدی کار از نقطه کرنر به درون دروازه شاهین ارسال شد و این تیم با نتیجه یک بر صفر مقابل شاهین نخستین پیروزی خود را جشن گرفت.

این باشگاه در سال 1328 نام خود را تغییر داده و عنوان « تاج » را برگزید و در همین سال مقام قهرمانی باشگاه های تهران را نیز کسب کرد. از آن به بعد « تیم فوتبال تاج » به دلیل حضور تعدادی از نظامیان در ترکیب آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. و از آنجا که مرحوم علی دانایی فرد، پایه گزار فوتبال این باشگاه، به رده های پایه ای توجه ویژه ای داشتند،تیم تاج بر آن شد تا اقدام به تأسیس شعبه هایی در سراسر کشور نماید و تیم های « تورج » « افسر »، « دیهیم »، « کورش » و « اتم » را در رده های سنی پائین بنابر تصمیم اتخاذ شده تأسیس نمود.

رفته رفته این باشگاه به عنوان یکی از مطرح ترین تیمهای فوتبال کشور بدل گشت و بازیکنانی از قبیل « بیوک جدی کار، پرویز کوزه کنانی، برادران بیاتی، عارف قلی زاده، و.... » از این تیم ظهور کرده و به اوج شهرت در فوتبال دست یافتند.

باشگاه تاج به عنوان میزبان نهایی سومین دوره جام باشگاه های آسیا در سال 1349 ، رقیبان حرفه ای خود را به تهران دعوت کرد و در پایان با غلبه بر نماینده اسرائیل، قهرمانی این دوره از جام را در خانه جشن گرفت که برخی از بازیکنان این دوره عبارت بودند از: « طالبی، کاروحق وردیان، ناصر حجازی، اکبر کارگر جم، غلامحسین مظلومی، مهدی حاج محمد، علیرضا حاج قاسم، منصور پورحیدری، نصرالله عبداللهی و .... ».

با پیروزی انقلاب، تیم تاج به « استقلال » تغییر نام داد و همچنان پر قدرت و درخشان در میدان های سبز مسابقات ظاهر گردید و در سال 1370 بار دیگر عنوان قهرمانی خود را در جام باشگاه های آسیا تکرار نمود. افتخار آفرینان این دوره نیز افرادی چون : « شاهرخ بیانی، شاهین بیانی، مجید نامجومطلق، عبدالعلی چنگیز، مهدی فنونی زاده، امیر قلعه نوعی، عباس سرخاب، حمید بابازاده و .... » بودند.

اکنون تیم استقلال به عنوان یکی از پرافتخارترین باشگاههای آسیا و پر افتخارترین تیم ایران شناخته میشود.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 19:41  توسط ماهان  | 

زندگینامه فابیو کاناوارو


كاناوارو كاپيتان تيم ملي ايتاليا توانست به جام طلايي جهاني 2006 بوسه بزند و افتخار آن را نصيب خود و كشورش كند.
علاوه بر اين فدراسيون بين‌المللي فوتبال(فيفا) اسامي 23 بازيكن منتخب هجدهمين دوره رقابتهاي جام جهاني 2006 آلمان را اعلام كرد كه نام فابيو كاناوارو در ميان مدافعان به چشم مي‌خورد.در واقع فابيو كاناوارو كاپيتان ايتاليا در برتري كشورش در جام جهاني 2006 نقش بسياري داشت. او در پايان آخرين بازي با فرانسه اظهار داشت: احساس خوبي دارم. آخرين شبي كه در ايتاليا بوديم و مي‌خواستيم به آلمان برويم، پسرم از من خواست تا در رختخوابم بخوابد، اما به او گفتم كه تخت و جام جهاني را به زودي با همديگر به او خواهم داد و همين اتفاق هم افتاد و من به قول خود عمل كردم.
ايتاليا مدتها به دنبال اين جام بود. كاناوارو مي‌گويد: (كمي نگران بودم اما به هم‌تيمي‌هايم ايمان داشتم. آنها انگيزه زيادي براي پيروزي داشتند و بسيار خونسرد عمل مي‌كردند و يكي از كساني كه به آنها قوت قلب مي‌داد من بودم و هر چه بيشتر پيش مي‌رفتيم بيشتر به قدرتمان پي مي‌برديم و سرانجام به نتيجه رسيديم.) آنچه در ادامه مي‌خوانيد گذري به زندگي كاپيتان لاجوردي‌پوشان است...


متولد جنوب ايتاليا

فابيو در 13 سپتامبر 1973 در شهر ناپل در جنوب ايتاليا چشم به جهان گشود. از همان دوران كودكي بسيار لاغر و قد كوتاه بود و در ميان دوستان و هم‌بازي‌هايش از چشم‌ها ناپديد مي‌‌شد. او بازي فوتبال را از سه سالگي در حياط خانه‌اش آغاز كرد و علاقه زيادي به فوتبال داشت .كم‌كم به كوچه و خيابان پا گذاشت و تيم كودكان فوتباليست را در خيابان نزديك خانه‌اش تشكيل داد. فابيو از همان طفوليت حس بزرگي و كنترل بر ديگران را داشت. بچه‌ها و هم‌بازي‌هايش را دسته‌بندي مي‌‌كرد و با تيم‌هاي ديگر در كوچه و خيابان به بازي مي‌پرداخت. مادرش ليزا هميشه نگران سلامت فرزندش بود و به او مي‌گفت: ( تو با اين جثه لاغر و نحيف چطور قدرت داري كه از صبح تا شب در سرما و گرما بازي كني؟ مريض مي‌شوي. تو بايد در خانه به استراحت بپردازي.) اما فابيو مادرش را متقاعد مي‌كرد كه مراقب سلامتي‌اش است. به اين ترتيب دوران كودكي فابيو سپري شد و او به مدرسه رفت. در مدرسه نيز در تيم فوتبال نونهالان ثبت‌نام كرد و پس از تعطيل شدن، در حياط مدرسه به تمرين فوتبال مي‌پرداخت و دير وقت به خانه باز مي‌گشت و مورد شماتت خانواده‌اش قرار مي‌گرفت. بارها به دليل بازي فوتبال تكاليف مدرسه‌اش را انجام نداد و از سوي معلمش تنبيه شد. گويا فوتبال در خون و رگش جريان داشت و نمي‌توانست آن را كنار بگذارد.

ديپلم با مكافات

به هر ترتيبي كه بود دوران دبستان را به پايان رساند و وارد دبيرستان شد. او با پول توجيبي‌هايش توانست در باشگاه فوتبال نوجوانان ثبت‌نام كند و هر روز پس از اتمام مدرسه به آنجا برود. در ضمن براي اينكه بدني قوي داشته باشد به كلاس‌هاي بدنسازي نيز مي‌رفت. فابيو با نمرات متوسط و با مكافات ديپلمش را گرفت و پس از ديپلم به طور جدي وارد عرصه فوتبال شد. البته ناگفته نماند كه فابيو پسري دقيق و هوشيار بود و هميشه همه نظرات مربيان و تجربيات خود را در دفتري يادداشت مي‌كرد، كه اكنون قصد دارد نوشته‌هاي مكتوب دفتر يادداشتش را به چاپ برساند. كم‌كم به تيم ملي جوانان ناپل راه يافت و استعدادش را در زمينه فوتبال به همه‌ نشان داد. مربيان به او پيشنهاد دادند كه به خاطر قد و قواره‌اش در پست مدافع به تمرين بپردازد. فابيو در كنار آلساندرو نستا يكي از بهترين مدافعان به تمرين پرداخت و نكات مفيدي را از او آموخت و طبق عادتش هر شب كه به خانه بازمي‌گشت همه گفته‌هاي نستا را يادداشت مي‌كرد.

فابيو جهاني مي‌شود



فابيو در سه جام جهاني 1998، 2002 و 2006 همراه تيم ملي ايتاليا بود. اولين بازي ملي او در برابر ايرلند شمالي در سال 97 بود كه تنها گل ملي او هم در همان بازي به ثمر رسيد.فابيو با بازي در فينال جام جهاني 2006 در صدمين بازي ملي خود شركت كرد و به جمع باشگاه صدتايي‌ها پيوست.
او در پايان بازي‌هاي جام جهاني 2006 نه تنها پيروزي كشورش را جشن گرفت بلكه با بالا بردن جام قهرماني، صدمين بازي ملي خود را رويايي كرد.برادر كوچكترش پائولو كاناوارو نيز مانند وي مدافع است و براي باشگاه ناپولي بازي مي‌كند. اين دو برادر به طور همزمان از سالهاي 2000 تا 2002 در پارما قدرت‌نمايي مي‌كردند.فابيو با قدي حدود 176 سانتي‌متر در سالهاي 1990 تا 2000 بهترين مدافع باشگاه ناپولي بود و سپس وارد پارما شد. او فعاليتش را از سال 2002 در اينترميلان آغاز كرد و سپس در سال 2004 به يوونتوس پيوست.او با يوونتوس به افتخارات زيادي رسيد و طرفداران زيادي پيدا و عنوان بهترين مدافع را در يوونتوس از آن خود كرد.فابيو با حضورش در جام جهاني 2006، هم قوت قلب هم تيمي‌هايش بود و هم آن‌ها را رهبري و هدايت مي‌كرد.

پس از پايان بازي‌هاي جام جهاني

باشگاه رئال مادريد به كاناوارو پيشنهاد همكاري داد و به اين ترتيب امرسون هافبك برزيلي و فابيو كاناوارو مدافع مياني يوونتوس را به خدمت گرفت. مبلغ اين دو انتقال 25 ميليون يورو اعلام شد. رييس رئال مادريد از اينكه توانسته فابيو را به اين باشگاه بياورد بسيار خرسند و راضي است.

ازدواج فابيو

نام همسر فابيو، دانيلاست. آنها صاحب دو پسر به نام‌هاي كريستين و آندريا و يك دختر به نام مارتينا هستند. او از زندگي مشترك خود رضايت دارد. همسرش دانيلا درباره فابيو مي‌گويد: او به دليل مشغله كاري طي روز مدت كوتاهي را در كنار ما مي‌گذراند و بيشتر اوقات براي تمرين و مسابقه ماه‌ها به شهرها و كشورهاي مختلف مي‌رود و از ما دور است اما او، هم همسر خوب و وظيفه‌شناسي است و هم پدر مهرباني براي فرزندانش. در جام جهاني 2006 نيز ما به همراه وي به آلمان سفر كرديم. او اظهار داشت كه وجود ما در كنار خودش سبب افزايش اعتماد به نفس براي وي مي‌شود. به هر صورت من از موفقيت او خوشحالم و فرزندانم احساس غرور مي‌كنند. البته پسرهايمان سه ساله هستند و دخترمان دو سال دارد و هنوز به خوبي نمي‌توانند موقعيت‌ اجتماعي پدرشان را درك كنند اما باز هم در همان عوالم كودكي به پدر خود افتخار مي‌كنند.

گفتگو با نيويورك تايمز

پس از بازي‌هاي جام‌جهاني او به همراه خانواده براي استراحت به نيويورك رفت و در آنجا روزنامه نيويورك تايمز با او به گفتگو نشست.
فابيو: اين دومين باري بود كه من آنجا بودم. شهر مجلل و باشكوهي است. من از سرعت كارها در اين شهر تحت تاثير قرار گرفتم. هر كسي در اين شهر با سرعت 3000 كيلومتر در ساعت حركت مي‌كند.
_ آيا از رفتن به رئال مادريد خوشحال هستيد؟
فابيو: در ابتدا كه در اينتر بودم متاسفانه با فصلي ناموفق رو به رو شدم اما وقتي به يوونتوس منتقل شدم، يووه از من خواست تا اين باشگاه را به اوج برسانم. همچنين به من كمك كرد تا به بالاترين سطح فردي دست يابم و به من اجازه داد تا به سطحي برسم كه مي‌توانم باشم. حال مي‌خواهم به عنوان كاپيتان تيم قهرمان جهان در پر افتخارترين تيم اروپا باشم.
_ نظرتان درباره تيم ملي ايتاليا در جام جهاني 2006 چه بود؟
فابيو: پيروزي در ضربه‌هاي پنالتي براي ايتاليا تابو بود . من مي‌دانستم كه ايتاليا پيروز خواهد شد زيرا روحيه خوبي داشتيم و تحت تعليم دقيق و منظمي قرار مي‌گرفتيم. بچه‌هاي تيم با روحيه شاد و اعتماد به نفس بالاي خود توانستند به آنچه كه لياقت داشتند دست يابند.

كوتاه از زندگي او


_ او علاقه زيادي به مطالعه كتب تاريخي دارد. همچنين همه خاطرات خود را مي‌نويسد و مي‌خواهد در آينده كتاب خاطرات و تجربيات خود را به چاپ برساند.
_ برادرانش پائولو و رناتا نيز در عرصه فوتبال ايتاليا قدرتمند هستند. آنها در پارما بازي مي‌كنند.
_ شماره پيراهن او در تيم ملي ايتاليا پنج است و در باشگاه‌ يوونتوس شماره 28 را به تن مي‌كرد.
_ در جام جهاني 2006، ششمين بازيكن برتر اين جام شناخته شد.
_ به موسيقي علاقمند است و مانند همه ايتاليايي‌ها غذاي مورد علاقه‌اش پيتزا و اسپاگتي است.

http://fwn.ilamianboys.irمنبع
2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 14:42  توسط ماهان  | 

تولد ادگار داویدز به درخواست دوستان
تولد ادگار داویدز به میلادی 13 مارچ 1973 و به شمسی 22 مهر 1351 است.
2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 17:30  توسط ماهان  | 

زندگینامه پله
پله

متولد: 23 اكتبر 1940، ترس كوراكواز، برزيل

بازيهاي ملي: 92

گل هاي بين المللي: 77

تيم ها: سانتوز، نيويورك كاسموس

افتخارات تيمي: جام جهاني 1958، 1962، 1970

قهرمانان كلوپ جهاني: 1962، 1963

قهرمان ايالت ساوپولو: 1956، 1958، 1940، 1941، 1942، 1944، 1956، 1967، 1968

افتخارات شخصي: مرد سال فوتبال آمريكاي جنوبي در سال 1973

« همانطور كه بتهون براي موسيقي متولد شد، من براي فوتبال به دنيا آمدم» جملاتي با شكوه و مبتكرانه مگر زماني كه در مورد نابغه فوتبال برزيل، پله، مطرح شوند.

يك خبر، با چهار بار قهرماني جام جهاني، ربته اول، 283 گل درجه يك، كه 12 تاي آن را در فينال مسابقات جام جهاني زد

يكي از اعضاي بازيكنان جادويي برزيل كه بزرگترين جوايز سالهاي 1958، 1962 و 1970 را به خود اختصاص داد. ولي همانطور كه مجموعه اي از نت هاي درهم و برهم يك سمفوني را براي بتهون نمي ساختند، آمار هم نمي توند عظمت بازي اين نوابغ را به معرض نمايش گذارد، مهارتهاي زيبا، سرعت حيرت آور،‌قدرت كنترل توپ و در آخر لباس هاي زرد و آبي معروفشان در بين اين همه ستاره، پله بهترين بود.

بايد بي انعطاف پذير، چابك و قوي به نظر مي رسيد قادر بود با توپ هر كاري كه مي خواهد بكند. به راحتي از عوامل دفاعي مي گذشت و هر بار كه موقيتي پيش مي آمد همه منتظر عملياتي خيره كننده از او بودند و برزيل فوتبالي پر ماجرا را ارائه مي كرد، همواره درحمله بود همه چشمها خيره به نتيجه مسابقه هيچ كس نمي تواندصداهاي تشويق تماشاگران به هيجان آمده را فراموش كند: « برا – زيل ش ش ش ، برا – زيل ش ش ش » اين نوع تشويق اولين بار در شيلي در بازيهاي جام جهاني 1962 به گوش رسيد و طرفداران انگليسي برزيل نيز به تقليد آن پرداختند. ابتدا نام بازيگران بلند گفته مي شود كه با انفجار از صداي دست زدن تماشاچيان و به دنبال آن آواي: ايي – يه ادو (ee- ay-adeo) تمامي ورزشگاه را فرا مي گرفت . بعد از سه دهه ممكن است اين آوازها دستخوش تغييرات شده باشند ولي اين فوتبال برزيلي پله بود كه به جهانيان نايان مي شد.

پله در يك محله فقير نشين «ترزكوآكوز» (Tres coracoes) در سال 1940 بدنيا آمد. پدرش كه به دوندينو معروف بود يك فوتباليست بود ولي به شهرت پسرش دست نيافت. پله از زماني كه ياد گرفت به توپ ضربه بزند عاشق فوتبال بود ولي مادرش از اين علاقه زياد راضي نبود زيرا شوهرش از مسابقات پول كمي براي خانه مي آورد و مادر پله به دنبال راه بهتري براي سرنوشت پسرش بود.

مهارت زودرس پله خيلي زود مورد توجه دي بريتو (debrito) يكي از اعضاي تيم ملي برزيل قرار گرفت و او مهارتهاي لازم را به پله آموخت در سال 1954 در 14 سالگي به عضويت باشگاه قهرمانان جوانان «باورو» (bauro) در «ساوپولو» درآمد. در 16 سالگي عليرغم جراحت زانو كه مي رفت تا مشكلاتي را در زندگي حرفه اي ايجاد كند، پله به «سنتوز» رفت و تا پايان سال 1974 در آنجا ماند. پله و سانتوز با هم افسانه شده بودند در اروپا سفر مي كردند و بازيهاي دوستانهاي را پشت سر مي گذاشتند اما در سال 1972 پله دوباره به باشگاه معروف خود بازگشت.

جام جهاني 1958 در سوئد بود كه عرصه را براي نشان دادن نبوغ پله باز كرد. او 17 ساله بود و يك سال پيش برنده اولين جام دوران ورزشي اش شده بود. اما با جراحت به سوئد آورده شد آخرين بازي گروه كه بين برزيل و روسيه در گوتنبرگ انجام شد اجازه بازي پيدا نكرد. برزيل اين بازي را 2-0 برد و با پاس گلي كه براي واوا آماده كرد نويد تولد يك قهرمان را داد.

در مرحله 4. 1 نهايي برزيل در مقابل ولز بازي مي كرد. برزيل در اين بازي 1-0 پيروز شد و پله زننده تك گل بازي بود.

اين اولين گل ملي پله در جام جهاني بود و در پايان بازي هاي فينال پله 6 امتيازي شده بود.

3 حرت عالي او در مقابل فرانسه در بازيهاي 2. 1 نهايي با دو گلي كه در بازي فينال به سوئد زد تكميل شد. يكي از گلهاي او توسط كارشناس و نويسنده فوتبال «برايان گرانويل» در كتابش به نام داستان جام جهاني «تلاش نفس بر» نام گرفت:

سخنان نويسنده :] در منطقه پلانتي توپ بلندي را با ران پايش مهار كرد و به سرش رساند و با چرخشي آن را از سوسون گذراند[. پله همه گل ها را ساخته بود و باعث شكست 5-2 سوئد در مقابل ديدگان هموطنان خود و در مهين خودشان شده بود. برزيل براي اولين بار قهرمان جام جهاني شده بود و قهرمان جوان ما مي رفت كه در راه شهرت و ترقي بين المللي خود گام بردارد.

در سال 1962 برزيل پادشاه بي شك فوتبال و پله قهرمان بازيكن جهاني بود او تنها 21 سال داشت و به نظر مي رسد كه بازيهاي فينال شيلي به محبوبيت پله خدشه وارد كند!!!

اولين بازي آنها در برابر مكزيك بود. برزيل اين بازي را 2-0 برد و پله با گل درخشان خود كه پس از رد كردن 4 بازيكن خط دفاعي آن را به ثمر رساند دوباره درخشيد ولي در بازي بعدي با نتيجه 0-0 در مقابل چك و اسلواكي پله دچار كشيدگي و پارگي عضلات شد و از بازيهاي بعدي كناره گرفت. برزيل در اين مسابقات براي دومين بار قهرمان شد و در فينال چك اسلواكي را 3-1 شكست داد. ولي اگر سال 1962 براي پله سال خوبي نبود سال 1964 بدتر بود چه براي پله و چه براي تيم كشورش .

سال افتخار و پيروزي تيم انگليس، سالي كه برزيل كاپ را بعد از 12 سال واگذار كرد و بعد تيم برزيل در اولين مرحله دوره بازيها جام جهاني را ترك گفت. اين درست وقتي بود كه پله توسط بازيكنان پرتقال ضربه خورده بود. برزيل در اين سال فقط 3 بازي داشت كه هر سه در «ورزشگاه گوديسون پارك باشگاه اورتون» انجام شد. آنها با يك نتيجه قابل قبولي 0-2 بلغارستان را شكست دادند كه يكي از گلها را په از روي يك ضربه آزاد به ثمر رساند. در بازي دوم كه پله مجروح شد تيم برزيل 1-3 مغلوب تيم لهستان شد. پله دربازي تهاجمي با پرتغال حضورداشت ولي به زودي معلوم شد كه هنوز سلا متي كامل خود را باز نيافته است. مربي تيم بعد از شكست باور نكردني در مقابل لهستان هدف تغيير در وضعيت تيم ايجاد كرده بود كه در اين بازي هيچ تفاوتي ايجاد نكرد. عليرغم جراحتهاي زياد به پله با وضع نامناسبي كه داشت از طرف داور انگليسي، جورج مك كيب، (George Mc cobe) اجازه بازي در زمين داده شد و پرتقال 3 بر 1 برزيل راشكست داد.

پله عهد كرد كه ديگر در هيچ جام جهاني ظاهر نشود ولي در سال 1970 او نظر خود را عوض كرد. اينبار بازي ها در مكزيك سوزان برگزار مي شد و برزيل يكي از بهترين و مقاومترين تيم هاي حاضر بود.

پله كه در آن سالها يك مرد 29 ساله بود، بازيكن كار كشته اي شده بود كه اينبار به همراه بزرگاني چون دي ولينو، توستائو و جيرزينو يك تيم تهاجمي را ساخته بودند. در اولين بازي در برابر چك و اسلواكي به نتيجه 4 بر 1 دست يافتند. گل اول توسط ري ولينودريك ضربه آزاد و دومي توسط پله زده شد و دوتاي آخر را جيوزينو به ثمر رساند.

بازي بعد در مقابل انگلستان بود و چه بازي هيجان آوري بود بسياري از كارشناسان به تيم انگلستان به خاطر پيروزي سال 1966 بسيار با احترام مي نگريستند.

آلن مولري (Alan Mullery) به عنوان بازيگر كنترل كننده پله گماشته شده بود تا به نوعي جلوي بازي هنرمندانه اش را بگيرد ولي آيا مي توان يك نابغه را كنترل كرد. دو دقيقه دهم، پله نه تنها از او بلكه از خط دفاع تيم انگليس هم گذشته بود تا توپ را به جيزنيو برساند. اين توپ چيزي كمتر از يك گل نداشت و درست در هنگامي كه توپ وارد دروازه لي شد توپ با ضربه دست، گوردون بانلكس مهار شد. پله در مقابل ميليون ها نيز به مقام «وزير ورزش برزيل» دست يافت و هنوز بعد از گذشت سالها او چنان عظمتي دارد كه هر بار نام تيم برزيل مطرح مي شود اولين نامي كه بر لبها جاري مي شود« پله » است....يكه و تنها.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 15:19  توسط ماهان  |